ورود اطلاعات اولیه برای مشاوره


0607260313511_a_summer_garden

تذکر مهم : قبل از پر کردن فرم اطلاعات و مشخصات بیمار

و سوال در هر زمينه از شما مي خواهيم در نظر سنجی سایت پیشگو شرکت کنید. ضمن قيد پر کردن پرسشنامه فرم اطلاعات خود را پر كنيد والا پاسخ به  سوال شما نمي دهيم .بعد از آن  پاسخ سوال خود را بخواهيد

برای مشاهده پرسش ها و پاسخ های قبلی سال 1386 و 1387 بعلاوه دو ماه اول 1388 مراجعه کنید.

به پاسخ ناقص جواب داده نمی شود.

تمام اطلاعات شما در امور پزشکی باید در سایت مانده ودیده شود

. اگر متقاضی استفاده از خدمات ما هستید باید اطلاعات دقیق داده و به هیج شکل پس از پاسخ گرفتن تقاضای حذف کامل آنها را نکنید.ارسال اطلاعا ت از سوی شما به معنی پذیرش شما در این موضو ع بوده ونمیتوانید تحت هیچ عنوان در خواست حذف نامه خودرا نمایید.

.اگر در موردفرد دیگری سوال دارید باید اطلاعات مربوط به او هم کامل داده شود

.قبل از طرح سوال حتما در سایت در زمینه مورد نظر خود بررسی و مطالعه کنید.ممکن است پاسخ خودرا بیابید.اگر قبلا پاسخ داده باشیم دوباره امکان جواب نداریم.

در صورت نیاز به پیگیری باید مجددا مشخصات شما در نامه باشد .بدون ذکر مشخصات جواب  اصلا مقدور نیست .

هر نوع کمک شما به هلال احمر یا فقرا تعهدی برای ما ایجاد نمی کند .فقط و فقط پیشنهاد برای عمل خوب و انسانی است.

در خواست سوال مثل :فلانی کجاست ؟و آینده من چی می شه و . پیشگویی و فال و……از ما نباشید مطلقا پاسخ ندارد

طبق چارچوب ارائه شده و مطابق با وضعيت فعلي شخص همانند مثال آورده شده در قسمت ارسال پيام موضوع خويش را وارد نماييد (براي مواردي که مبحث بچه داري ، نازائي و ازدواج و یابه هر صورت در ارتباط با فرد دیگریمي باشد مشخصات همسر يا فرد مخاطب را نيز ارسال کنيد)

راهنماي پرکردن فرم ورود اطلاعات اوليه:

اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام:    آري ………خير…

۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي (اسم فرد که در داخل شناسنامه  آمده است )

خواسته شما چیست؟مثلا درمان و تشخيص بيماري ( يا رفع مشکلات ، تعبير خواب و….)

يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد(داخل يا خارج کشور ايران) ما با برخي از شماره ها تماس گرفته و اطمينان حاصل ميکنيم . اطلاعات اصلي شما در صورت لزوم در سايت ديده نمي شود۲

-چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟

۳-تا چه حد  و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟

۴- نام پدر (اسم کوچک پدر که در داخل شناسنامه پدر آمده است)

۵- نام مادر(اسم کوچک مادر که در داخل شناسنامه مادر آمده است)

۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟

۷- وزن (به کيلو گرم )

8- قد ( سانتي متر)

9- جثه و هيکل (لاغر ، متوسط ، چاق …)

10- رنگچشم (مشکي ، آبي ، سبز ، قهوه اي و … غيره)

11- رنگ پوست (سبزه ، سفيد ، سياه ، زرد و … غيره )

12- شکل بيني يا دماغ (تيز ، پهن ، بلند و … غيره )

13- شکل صورت ( گرد ، باريک ، کشيده ، لاغر ، گوشتي و … غيره )

14- رنگ موها ( مشکي ، بور ، قهوه اي و … غيره )

15- شکل و حالت موها ( کوتاه ، بلند ، بافته و … غيره)

۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( مثلاخال بروي لب ، خال بروي گونه يا بدن ، بريدگي در صورت و.يا… غيره )

۱۷- تشريح درخواست خويش (تشريح بيماري ، ازدواج ، تشريح رفع مشکلات و … غيره هر چه بيشتر اين قسمت را تشريح نماييد و در خصوص بيماران با سوابق مزمن ویا لاعلاج چون ایدز و هپاتیت وسرطانها و پوکی استخوان و…سوابق و کل مدارک درمانهاي گذشته و داروهائي را که در حال حاضر مصرف مي شود را ارسال نمايند

۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر  کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): ……… تومان (به علاوه ۵۰۰۰تومان اولیه برای فقط پاسخ گرفتن.)افراد ی که این مبلغ را ندارند اعلان کنند ولی اگر ببینیم درست نگفته اند هیچگاه پاسخی نمی گیرند.آنها هم که وافعا در فقرند وندارند فوق العاده معدودند و باید به آنها هم کمک شود.بنویسند که قادر به پرداخت کمک نیستیم.

تذکر: ( دقیقا” عدد بنویسید و از کلمات “در حد توان” و “در حد بضاعت “و….خودداری کنید تعهدی است که برای تداوم خیر درکارتان انجام می دهید)

ما می دانیم که توان مالی مراجعین ما چقدر است. شرط ما این است که شما: در صورت ارسال یک سوال ویا یک تقاضا پذیرفته اید که: بعداز خواندن پاسخ ماونیز سوال در امور عادی حداقل ۵۰۰۰تومان بلافاصله قبل از پاسخ بپردازید. .برای هر سوال مستقل , هم مبلغ را جداگانه پرداخت کنید دو سوال و خواسته دوکمک و سه سوال سه کمک. برای خودتان سودمند است.دقت بفرمایید .برای خودتان می دهید.نه به ما.اگر نداید هم بنویسید ما می پذیریم.ندارید به شرط بررسی خودما که در حین پاسخ معلوم می شود.

برای امور مهم هم با توجه به تمکن مالی نذر و عهد بیشتر ی علاوه بر۵۰۰۰تومان می کنید .اگر در دل قصدکنید اصلا پرداخت نکنید یا به تاخیر اندازید یا بگویید اگر مشکلم حل شود می دهم .مورد پذیرش نیست .بعد از خواندن پاسخ طبق توضیح ما در سایت متعهدید که به نیازمندی کمک می کنید .درغیر این صورت مدیون و بدهکارید و وما مطمئن هستیم که با ندادن نذر بعدا” زیان بیشتری می کنید.افرادی که تمکن لازم را ندارند از هر پرداخت معاف بوده و حتی دارو را رایگان خواهیم داد.

.افرادی که تمکن مالی ندارند معاف از کمک و حتی داروی آنان را رایگان خواهیم داد.

اگر نمی توانید یا نمی خواهید در مقدار کمک خود تصمیم بگیرید .ما با اجازه شما بر اساس توان شما, که می دانیم مبلغ و میزان را به شما می گوییم. درصورت پذیرش این حالت بنویسید: خود تعیین کنید.

به تقاضای ناقص به هر شکل جواب داده نمی شود.پس از ارسال تقاضا و پاسخ گرفتن نمی توانید تقاضای حذف آنها را نمایید.

باید قبل از طرح سوال ,کمک خودرا به مددکاری هلال احمر در معاونت توانبخشی هلال احمر در خیابان ولی عصر پایین تر از ظفر جنب بیمارستان خاتم پرداحت کرده و رسید بگیرید .در هنگام دادن وجه قید کنید فقط به بیماران نیازمند داده شود. و بعد با اعلان شماره و تاریخ و مبلغ فیش سوال خودرا طرح کنید.

چرا می خواهیم بیماران ما به فقرا کمک کنند این قسمت را مطالعه کنید.

تذکر مهم : قبل از پر کردن فرم اطلاعات و مشخصات بیمار

لطفا وحتما در نظر سنجی سایت پیشگو شرکت کنید

مثال پرشده

۱- نام / تلفن : حسن ۰۹۱۵۱۲۳۴۵۶۷۸۹

۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق جستجو

…۳-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ مطالب مربوط به روانشناسی و درمان بیماری روحی

۴- نام پدر: نادر

5- نام مادر: نرگس

6- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟  ۳۵ تهران

7- وزن:۸۰

8- قد:۱۷۸

9- جثه و هيکل:متوسط

10- رنگ چشم:قهوه ای

۱۱- رنگ پوست: سبزه

12- شکل بيني يا دماغ:پهن

۱۳- شکل صورت :پهن

۱۴- رنگ موها:مشکی

۱۵- شکل و حالت موها:لخت و ساده

۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: خال در گونه سمت راست

۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل: بيماري ديابت دارم و حدود ۵ سال است که انسولين استفاده مي کنم در خانواده کسي اين بيماري را نداشته است سه تا فرزند دارم يک دختر و دو تا پسر که بالاي بيست سال هستند و در کارخانه کار مي کنم که فشار کاري و آلودگي صدا در آن زياد است و…

۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهید داد اعلام کنید: ۵۰ هزار تومان برای درمان و ۵۰۰۰ تومان برای پاسخ( دقیقا” عدد و رقم را بنویسید و از کلمات “در حد توان” و “در حد بضاعت “و غیره خودداری کنید تعهدی است که برای تداوم بهبودتان آن را انجام می دهید)

نکات مهم و ضروري براي دريافت پاسخ خويش :تذکر اول :براي جلوگيري از سوءاستفاده عده اي اطلاعات داده شده در سايت در باره درمان پس از مدت يک هفته ناقص مي شود به..  لذا پس از تقاضا سايت را براي پاسخ بررسي و يادداشت برداريد.

تذکر دوم :بارها دستورات عمل بيماران را وقت نهاده و تايپ و قصد ارسال کرده ايم بعد معلوم شده ادرس ايميل اشکال دارد. لذا تاکيد مي کنيم اگر دقت نکنيد به هيچ وجه براي بار دوم از سرويس ما برخوردار نخواهيد شد

تذکر سوم: در نوشتن متن خود فقط از حرف و فونت فارسي استفاده کنيد و هرگز با حروف انگليسي فارسي نويسي نفرماييد زيرا پاسخي دريافت نخواهيد کرد و در خواست شما بدون مطالعه از سيستم پاک مي شود.

تذکر چهارم :بعضي ازدوستان مکرر از ما در باره مسايل خود سوال مي کنند بدون آن که مروري بر مطالب سايت داشته و ابتدا ديدگاه مارا شناخته ويا با خواندن مقالات واز ميان مطالب آن مشکل خودرا حل کنند و اگر نتوانستند بعد سوال کنند.

تذکر پنجم : برخي ترس بيهوده اي از دادن اطلاعات خواسته شده دارند و توقع جواب هم دارند و در انتظار که پاسخ دقيق بگيرند.درحالي که اگر دقت کنيد اطلاعات خواسته شده ما از شما اساسا” به درد کسي نمي خورد.اگر باز دقت کنيد از اين ترس بيهوده خارج مي شويد.تذکر ششم: تا به حال در تشخيص بيماري و درمان و تعبير خواب از سوي ما اشکال و اشتباهي نبوده واين از عنايات خاص خداوند منان است که دقت در پاسخ و سرعت آن و درستي تشخيص از بيماري يا شخصيت و غیره که از شما گفته ايم همه بدون ديدن شما و يا گفتن شما به صورت صحيح و دقيق صورت مي گيرد و چرا به آن دقت نمي کنيد؟؟ آيا اين از نظر علمي يک پديده ساده و عادي است؟ آيا در دنيا ودر تاريخ نظيري داشته؟؟ چرا نبايد به آن دقت کرد؟ و ساده از کنار آن رد نشد؟ وحتي عده اي به قصد امتحان يا شرارت فرهنگی گاه اطلاعات نادرست يا چيزي ديگر بيان مي کنند که بعد از پاسخ ما متوجه قدرت ما شده و مي شوند.که تعداد آنان خيلي نادر و کم است و البته بدانند در قبال این مزاحمت بعد هم دچار مشکل مي شوند.هر چند که دوستان و بيماران هم حتي بعد از رفع مشکل خود يک تشکر خشک و خالي هم نمي فرستند.اما اگر عده اي شياد وقت قبلي دهند و پول کلان بگيرند و کاري هم نکنند به آنها احترام بيشتري مي گذارند. و اين ناشي از فرهنگ غلط رايج و نيز عدم استفاده از عقل است.و چه کسي زيان مي کند؟؟و چرا ؟

تذکر ششم: عده اي هم تصور مي کنند اين سايت در کار رمالی و بساط شامورتي فریبکاران است مثلا دیده شده که مي نويسند:فال مارو بگير؟ يا کي ازدواج ميکنم؟ يا نام ها را درست نمي نويسند.یا نام را غلط می دهند و… اگر فرم ارسالي در هر مورد ناقص باشد پاسخي به آنها نمي دهيم . قبلا” هم تذکر داده ايم.لذا ضروري است حتما به اين موارد توجه کنيد. تا استفاده بهتر از وقت و دانش و حوصله ما ببريد.

پاسخ خود را در همان قسمتي كه پيام مي گذاريد دنبال كنيد و لی فقط براي موارد خاص پاسخ ايميل مي شود.

برای مشاهده پرسش ها و پاسخ های قبلی سال 1386 و 1387 بعلاوه دو ماه اول 1388 مراجعه کنید.

122 نظر to “ورود اطلاعات اولیه برای مشاوره”

  1. نغمه می گوید:

    با سلام خدمت شما منظور شما از رعایت نکردن مقررات همان میزان پول ودادن ان به هلال احمر است حالا من که در شرایطی هستم که نمی توانم به انجا روم باید چیکار کنم ان 7000 تومان هم فقط برای در خواست اولیه ی من بود شما که خیلی چیزها را متوجه می شوید حتما می دانید که دارم دروغ می گم یا نه تازه میگویید که در صورت ندادن ضررش به خودمان میرسد پس می بینید که هیچ دلیلی ندارد حالا واقعا از شما می پرسم ایا راه دیگری برای من هست لطفا پاسخ را بگویید. با تشکر

    پاسخ:
    شماره تماس؟ پر کردن پرسشنامه اعتماد اجتماعی؟ شماره رسید هلال احمر؟ و غیره با دقت بخوانید و مقررات را رعایت کنید!!!

  2. فاطمه می گوید:

    سلام استادخوب ومهربونم
    چن وقتي بودحضورتونوحس نميكردم تااينكه متوجه شدم رفتين سفر
    اميدوارم هرجا هستين سالم و شاداب باشيد وهرچه زودتربرگردينو و دوباره كمكمون كنيد
    راستش استاداگه بدونين تواين مدت يه ماه چه بلاهائي سرم اومدتادم مرگ رفتمووبرگشتم حالم خيلي خراب بودو بازمثل هميشه مقصرخودم بودم وكم طاقتيم
    اتفاقات اخيرو شكنجه هاي روحي دوباره منوازپادرآورديعني خيلي سعي كردم پيش خونوادم وديگران نقش بازي كنم همه غماروريختم تودلمو به يكباره مريض شدم يادتونو بهتون گفتم مريض احوالم آره ازاون زمان تاحالا حالت تهوع و ضعف داشتم به يك دكتري مراجعه كردم گفتم زبونم زخم شده حالت تهوع دارم گفت ويروسي هستش به خاطرآلودگي هواست و رفع ميشه زخمهاي زبونم خوب شدن اماحالت تهوع بازآزارم ميدادبه دكترمتخصص داخلي مراجعه كردم برام قرصهاي كلنيديوم سي – كوتريماكسازول – دايجستيو و پنتوپرازول نوشت دوروزبعدمصرف داروهاعصري خوابيده بودم ازخواب كه بيدارشدم احساس كردم حالم بده يعني يه دفعه نفسم قطع شدهرچه تلاش كردم نميتونستم نفس بكشم باصداي بلندو عميقاو بازورنفس ميكشيدم احسا س ميكردم دارم خفه ميشم منوبه اورژانس رسوندنو بهم آرام بخش ترزيق كردنو و برام پروپرانول و نروتريپلين تجويزكردكه بعداون كمي حالم بهترشدامابازتن تن دست و پام يخ ميشدو احساس ميكردم فشارم پايين ميادو ضعف دارم و پاهام ضعيف ترشدن دوباره به يه متخصص مغزواعصاب مراجعه كردم و اون هم باشنيدن سابقه بيناري قبليم (گيلين باره gbs)همين ديروزبرام emg براي تست ضعف اتدامهاي تحتاني نوشت اگه بدونين چقدرترسيدم توبيمارستان فقط تودلم هزاران هزاربارغلط كردم ازخدابخاطرناسپاسيهام عذرخواهي كردم هزاران بارخداروبه شماقسم دادم كه بخاطرشماازخطاهام بگذره وكمكم كنه دوباره بستري نشم
    هرچن كه درحق شماهم خيلي ناسپاس بودم وخيلي اذيتتون كردم واقعاشرمندم
    والحمدالله خداروشكردكتربهم گفت چيزيم نيس و مريضيم ربطي به بيماري قبليم نداره و به اين حالت من ميگن (پانيك اتك ) وبرام ايمي پرامين تجويزكرد
    استاددوباره اومدم كمكم كنيد به نظرتون چرامن اينطوري شدم چرادوباره حالم بدشدچراهي دست و پام يخ ميشه چرااينقدرضعف دارم چراهي احساس ميكنم بدنم يخ ميشه موهام سيخ ميشن چرااينقدرضعف دارم احساس خفگي ميكنم احسا س ميكنم نفسم به سختي بالامياداحسا س بيقراري ميكنم احساس ميكنم يه چيزي روقلبم سنگسني ميكنه
    استادميدونم من درحق شمابدي كردم ميدونم خيلي ناسپاسي كردم اماباوركنيد من توبه كردم خداخودش شاهده من توبه كردم كه ديگه كاراي گذشتموتكرارنكنم امانميدونم چرادوباره مريض شدم خواهش ميكنم بازم كمكم كنيد هرچن من مستحق بدترين تنبيهام هستن اماخداميدونه من تواين مدت چقدرزجركشيدم به حدكافي تنبيه شدم خواهش مكينم بازم كمكم كنيد بهم بگيد چيكاركنم تاحالم خوب بشه خواهش ميكنم منوبه خاطرخطاهام ببخشيد خواهش ميكنم
    اميدوارم هرچه زودتربه سلامت برگردينو و جوابموبديد
    مبلغ كمك به فقرا: 14000هزارتومان

  3. زهرا می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام :زهرا
    خواسته شما چیست؟رفع مشکل

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟از طریق مادرم
    - نام پدر:روزبه
    ۵- نام مادر:الهام
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟11سال و نیمه از تهران
    ۷- وزن :حدود35کیلو
    - قد:151
    9- جثه و هيکل :لاغر و بلند
    - رنگچشم :مشکی
    11- رنگ پوست:سبزه
    12- شکل بيني يا دماغ :نوک بینی پهن

    13- شکل صورت :لاغر کمی کشیده
    14- رنگ موها: مشکي
    5- شکل و حالت موها :کوتاه فر درشت
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :خال بالای لب
    ۱۸- مبلغ: 100 تومان میدهم(مادرم 5000تومان برای رفع مشکلمبه هلال احمر میدهد)

    سلام آقای دکتر باقری
    من زهرا هستم.آقای دکتر باز هم احساس میکنم جن ها میخواهند اذیتم کنند. خیلی وقت پیش صبح زود یکی از آنها را دیدم که کلاه عجیبی سرش بود وسرش را تکان میداد و هی تو زمین فرو میرفت و در می آمد من کنار مامانم بودم با تعجب نگاه میکردم و ترسیدم چشمانم را بستم.چندین بار دیگر هم دیدمشان. مادرم کتاب شما در مورد جن ها را تازه خوانده و فهمیده من راست میگویم.مادرم میگوید شما میتوانید با اجازه از خداوند آنها را از خانه ما بیرون کنید اما من هم باید حرف شما را گوش کنم غذای خوب بخورم و نماز بخوانم و دختر خوش اخلاق و مهربانی بشوم.
    آقای دکتر امتحانات پایان ترمم دارد شروع میشود من تلاش میکنم لطفا شما هم برایم دعا کنید.ممنونم.
    خدانگهدار.

    با عرض سلام و خسته نباشید
    استاد گرامی من مادر زهرا هستم. ترس و وحشت زهرا از جن و … شدید و غیرقابل تحمل شده است.شبها تنهایی به اتاقش نمیرود. حتما باید به من بچسبد. به تازگی کتاب دانستنیهایی در مورد جن را گیر آوردیم با توجه به مطالب آن کتاب فهمیدم حق دارد بترسد. میگوید حس میکنم یکدفعه پوست و موهای سرم جمع میشود یا صداهایی در اتاقش شنیده میشود خود من یک روز که تنها بودم بی هیچ دلیلی از داخل کمد زهرا صداهای ممتدی را شنیدم که هیچ توضیحی برایش ندارم البته زیاد نترسیدم زود فراموشش کردم.اول برای اینکه نترسد میگفتم توهم می بینی واقعیت ندارد،اما بعد برای اینکه به توصیه های شما عمل کند واقعیت را به او گفتم. متاسفانه اینکارم نتیجه عکس داد و ترس و وحشتش بیشتر شد. تقریبا هر روز مواد غذایی آهن دار و میوه و … میخورد اما انگار ترسش دارد بیمارگونه میشود. با توجه به مطالب کتاب میدانم علتش سختیها و مشکلات گذشته ی ما است. اما نمیدانم چطوری کمکش کنم ؟بخصوص که بسیار لجباز و یکدنده است.
    استاد مهربان میدانم که در سفر هستید حالا نوشتم که انشالله هرزمان برگشتید برای رفع این مشکل بازهم کمکمان کنید.ما که فقط زحمت و دردسریم برای شمااجرتان با حضرت حق.
    با تشکر از لطف شما

    پاسخ:
    هيچ خبري نيست چيزي نيست مطمئن باشد و بدون ترس در اتاق خودبرود .سوره فيل هم بخواند

  4. احترام سادات می گوید:

    با سلام
    من اصولاً خواب زياد مي بينم ديشب يعني جمعه 25/02/88 خواب ديدم از لاي در مردي را نگاه مي كردم كه متوجه شده او هم مرا مي بيند ناگهان تبديل به عنكبوتي نسبتاً بزرگ شده و به سوي من و دختر 9 ساله آم كه در خواب كوچكتر بنظر ميآمد حركت كرد من در را بستم اما او در را هل داده و وارد خانه شد و به سرعت بدنبال من آمد هر چه فرار كردم فايده نداشت در خواب دخترم را بغل كرده بودم تا به او آسيب نزند ناگهان به نقطه تاريكي در خانه رسيدم به تصور اينكه عنكبوت رفته خوشحال از تاريكي بيرون آمدم كه سوزشي در دست خودم احساس كردم و بعد ديدم عنكبوت از آستين لباسم بيرون افتاد حالت بد و چندش‌آوري به من دست داد بعد دوباره ديدم عنكبوت دنبالم ميكند در خواب احساس كردم از خواب بيدار شدم ولي همجنان در خواب بودم در خواب ديدم دارم براي مادرم اين خواب را ميگويم و مادرم تعبير ميكرد خواب خوبي بوده و تو ثواب بزرگي كرده ‌اي و داشت توضيح مي داد كه بيدار شدم .
    من خوابهاي زيادي مي بينم كه خيلي از آنها به خوبي تعبير ميشود بيشتر خوابهاي من در مورد بالا رفتن از جاهاي خيلي صعب‌العبور و ناهموار و بسيار خطرناك است كه با ترس فاروان همراه ميشود و گاهي ميبينم كه از ارتفاع در حال افتادن مي باشم ولي جالب اينست كه بدانيد در آخرين لحظه كسي مرا نجات مي دهد لطفاً مرا رهنمايي كنيد.
    با تشكر

  5. مهدی مهدوی می گوید:

    سلام
    مهدی مهدوی هستم فرزند محمدعلی و زهرا و حدود 2 هفته پیش نامه ای در همین قسمت نوشتم
    چرا پاسخ ندادید. من منتطر پاسخ شما هستم

  6. زهرا می گوید:

    با سلام واحترام
    آيا نامه مرا كه هفته قبل ارسال كردم ، دريافت كرده ايد .منتظر پاسخ جنابعالي هستم.

  7. زهرا می گوید:

    با سلام
    از اینکه بررسی کردید و پاسخ دادید بسیار ممنونیم.انشالله که زهرا دیگر از چیزی نمیترسدو به اتاقش میرود.

  8. مريم 88 می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي (اسم فرد که در داخل شناسنامه آمده است ) مريم

    خواسته شما چيست : رفع مشکلات
    اگريک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد(داخل يا خارج کشور ايران) ما با برخي از شماره ها تماس گرفته و اطمينان حاصل ميکنيم . اطلاعات اصلي شما در صورت لزوم در سايت ديده نمي شود؟ 000007906129

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟خودم از طريق جستجو

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟بيشتر به مشکلات مراجعه کرده در مورد مسائل ازدواج و الان حضور ذهن ندارم چون گذار تقريباً‌ مشکلات خانودگي يا بيماريها را مطالعه کردم

    ۴- نام پدر (اسم کوچک پدر که در داخل شناسنامه پدر آمده است) محمد علي

    ۵- نام مادر(اسم کوچک مادر که در داخل شناسنامه مادر آمده است)فاطمه

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟34-تهران

    ۷- وزن (به کيلو گرم )54 يا 55 کيلوگرم

    8- قد ( سانتي متر)155

    9- جثه و هيکل (لاغر ، متوسط ، چاق …) متوسط (استخوانبندي ريز

    10- رنگچشم (مشکي ، آبي ، سبز ، قهوه اي و … غيره) قهوهاي روشن (عسلي)

    11- رنگ پوست (سبزه ، سفيد ، سياه ، زرد و … غيره ) سفيد

    12- شکل بيني يا دماغ (تيز ، پهن ، بلند و … غيره ) کوچک قلمي

    13- شکل صورت ( گرد ، باريک ، کشيده ، لاغر ، گوشتي و … غيره ) گونه اي

    14- رنگ موها ( مشکي ، بور ، قهوه اي و … غيره )مشکي
    15- شکل و حالت موها ( کوتاه ، بلند ، بافته و … غيره)

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( مثلاخال بروي لب ، خال بروي گونه يا بدن ، بريدگي در صورت و.يا… غيره ) خال رو بيني (کوچک)و علامت بخيه روي لب

    ۱۷- تشريح درخواست خويش (تشريح بيماري ، ازدواج ، تشريح رفع مشکلات و … غيره هر چه بيشتر اين قسمت را تشريح نماييد و در خصوص بيماران با سوابق مزمن ویا لاعلاج چون ایدز و هپاتیت وسرطانها و پوکی استخوان و…سوابق و کل مدارک درمانهاي گذشته و داروهائي را که در حال حاضر مصرف مي شود را ارسال نمايند
    سه مشکل: 1) تفرقه بين تمام افراد خانواده، بين پدر و مادر و فرزندان، مادرم و خواهرانم نسبت به من بدبينند و البته علت اصلي هم خواهر بزرگم مي باشد، خواهشاً در اين زمينه من را راهنمايي کنيد، 2) من و همسرم شاغليم و يک دختر کوچک هم دارم، دوست دارم مجدد بچه د ار شوم و مشکل مسکن هم حل شود. ما اجاره نشين هستيم و مي خواهم در اين زمينه مرا راهنمايي کنيد چون اگر بخواهم مجدد بچه دار شوم کارم سنگين است و نمي شود ادامه دهم. سوم باري بچه دار شدن چون در مورد بچه اولم مشکلات زيادي داشته ام يک بار سابقة سقط و در دوران بارداري 9 ماه استراحت مطلق بوده ام و نيز هنگام نزديکي بنده مشکل دارم و دخول صورت نمي گيرد البته همسرم مرد خوبي است اين مشکل کاملاً‌از من است. خواهشاً‌در اين زمينه هم راهنمايي کنيد
    مشخصات همسر: کرم رضا، متولد 1342، نام پدر عبدالرضا، نام مادر خانزاده

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): ……… تومان (به علاوه ۵۰۰۰تومان اولیه برای فقط پاسخ گرفتن.)افراد ی که این مبلغ را ندارند اعلان کنند ولی اگر ببینیم درست نگفته اند هیچگاه پاسخی نمی گیرند.آنها هم که وافعا در فقرند وندارند فوق العاده معدودند و باید به آنها هم کمک شود.بنویسند که قادر به پرداخت کمک نیستیم.
    من مبلغ 15000 تومان براي پاسخ پرداخت کرده ام شمارة‌قبض 85 مي باشد و تاريخ 23/2/ 1388
    و نيز قرار بر اين بوده در صورت گرفتن پاسخ مبلغ 15000 تومان ديگر هم به معاونت توانبخشي واريز کنم. (قبض پيشگو-درمان) خيلي متشکر از اينکه پاسخ داديد من مشخصات را مجدد وارد کرده ام و خواهشاً اگر امکان دارد چون مشخصات همسم را هم نوشته ام روي صفحه نباشد متشکر و سپاسگزارم. اگر امکان دارد پاسخ من را زود بدهيد .

    سلام آقای دکتر
    جهت اطلاع درخواست کنند فوق قبل از سفر شما به سایت مراجعه کرده است و پیگیر بوده است و تا کنون با ابراز ادب و انجام مقررات خواهان کمک بوده است با تشکر

    پاسخ:
    از پيگيري و سماجت مكرر خود براي سوالاتي كه جواب آن با كمي تفكر به دست مي آمد به خُلق خود پي ببريد
    در باب مشكل جنسي با جراحي و بزرگ كردن حل مي شود
    خواهرتان و ديگران از نحوه سبك و بي توجهي در گقتار و رفتار شما ناراحتند و دور مي شوند اخلاقتان بد است اصلاح كنيد
    درباره خانه شما خرج و هزينه بيهوده زياد داريد كم كنيد با درامد يكي ساخته دومي را پس انداز در بانک و وام و…خانه دار مي شويد

  9. مصطفي می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: بله (ديروز)

    ۱- نام کوچک شما : مصطفي

    خواسته شما چیست؟ تشخيص بيماري

    شماره تلفن :
    2-چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ جستجوي اينترنت

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟ تقريبا همه قسمتها و سوال و جوابها.

    ۴- نام پدر : ناصر

    ۵- نام مادر

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟ 27 – تهران

    ۷- وزن : 60

    8- قد : 174

    9- جثه و هيکل : لاغر

    10- رنگ چشم : قهوه اي

    11- رنگ پوست : سفيد

    12- شکل بيني يا دماغ : بلند

    13- شکل صورت : كشيده

    14- رنگ موها : مشكي

    15- شکل و حالت موها : كوتاه

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن : خال روي گردن

    ۱۷- تشريح درخواست خويش : تقريبا دو هفته و سه روز است كه در پاي چپم احساس خاصي دارم. ابتدا با بي حسي و خواب رفتگي شروع شد و تا يك هفته ادامه داشت و از شروع هفته دوم تبديل شد به احساس گرفتگي خفيف، درد عضلات ران و ساق و كمي درد استخوان و مفصل مچ و زانو و بعضاً لگن و اندكي هم سوزن شدن در كف پاي چپ. با توجه به اينكه زياد طول كشيده خيلي ناراحتم كه نكند از نوع بيماري هاي مزمن يا لاعلاج باشد، البته درد و گرفتگي طوري نيست كه اذيت كند يا غير قابل تحمل باشد ولي عادي هم نيست.
    تقاضا دارم در مورد مشكل و نوع بيماري و راه درمان آن راهنمايي بفرماييد.

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید :
    مبلغ ده هزار تومان (شماره و تاريخ قبض 5000 تومان اوليه : شماره : 88 – تاريخ : 4/3/88)

    * فقط خواهشمندم نام پدر و مادر و شماره تلفن را در صورت امكان حذف يا اصلاح بفرماييد.
    با عرض احترام و تشكر از شما و آرزوي سلامتي براي همه.

    پاسخ:
    بايد خودرا آرام كنيدو با تغذيه و مدارا و ..خودتان را صبور و قانع سازيد
    در خطر سكته و مشكل هستيد

  10. مهدیه می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي ?اسم من مهدیه … است اما برای کسی می خواهم اسم اون … هستش
    خواسته شما چیست؟در مان بیماری مهدی برزگر

    شماره تماس093یزد خ پ

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ار طریق جستجو

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟انرژی درمانی و چند نمونه از کسایی که بیمار بودند و توسط شما خوب شدن

    ۴- نام پدر (مراد نام پدر خودم و غلامرضا نام پدر مهدی )

    ۵- نام مادر(صغری نام مادر خودم و افسانه نام مادر مهدی)

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟هر دو ما 25 ساله هستیم و ساکن یزد می باشیم

    ۷- وزن (60 وزن خودم )

    8- قد ( 164خودم فکر کنم 137 مهدی)

    9- جثه و هيکل (خودم متوسط ، مهدی قسمت بالای بدنش ورزشکارانه اما از لگن به پایین باریک)

    10- رنگچشم (خودم قهوه اي تیره و مهدی قهوه ای )

    11- رنگ پوست (خودم سبزه ، مهدی گندومی)

    12- شکل بيني يا دماغ (خودم قلمی ، مهدی پهن وکمی بلند )

    13- شکل صورت ( هر دو گرد)

    14- رنگ موها ( هر دو قهوه اي )

    15- شکل و حالت موها (خودم بلند و بافته ،مهدی جلوش بلند تر از عقب هست در کل مردونه هست )

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( خال بر روی گردن،زخم در پیشانی خودم ، مهدی زخم در پیشانی )

    ۱۷- تشريح درخواست خويش (من و مهدی همو دوست داریم اون خواستگاری من هم اومده اما مادر و برادر من به دلیل بیماریش که معلول هست مخالفت کردن،من فکر می کنم چون مادرم در زندگی خیلی سختی کشیده و بدون داشتن پدر ما را بزرگ کرده و بخاطر حرف مردم مخالفت کردند و داداشم هم به خاطر اینکه کسر شانش می کرد.اما ما دو نفر همو میخواهیم می خواستم ببینم برا در مانش راهی هست آخه انحراف کمر90 درجه داره و در اثر فلج اطفال معلول شده و از ویلچر استفاده میکند.من می خواهم باهاش ازدواج کمن تو را خدا کمکم کنید جوابمو بدید اگه چیزی را بد پور کردم بهم بگید تا دوباره پر کنم)
    در مورد فیش باید بگم 500000تومان را واقعا ندارم الان بدهم اما بعدا هر طور شده جورش میکنم
    5000تومان و هر طور شده به حلال احمر میدم چون واقعا با کمک شما نیاز دارم امید وارم کمکم کنید خواهش می کنم اگه میشود میلتان را به من بدهید

    پاسخ:
    بايد رهاكنبد
    حرف والديندرست است.

  11. احسان می گوید:

    با سلام خدمت آقای دکتر
    در ابتدا از مطلبی که نوشتم عذر خواهی میکنم
    22 سالمه بدنم کاملا سالمه،ورزشکار هستم،مدتیه دچار افزایش قوای جنسی شدم (ونمیتونم خودمو کنترل کنم)به طوری که در تمام ابعاد زندگیم تاثیر بدی گذاشته،بارها توبه کردم ولی باز نتونستم.خیلی تلاش کردم اما هر دفعه بعد از گذشت مدت کوتاهی …. . هر کاری می کنم نمیشه نماز میخونم قران میخونم اما باز نمیتونم دیگه از خودم نا امید شدم با کسی روم نمیشه مطرح کنم و به هیچ عنوان دوست ندارم در ظاهر ادم خوبی باشم اما در باطن … .دیدم اینجا مطرح کنم علی رغم اینکه مشخصاتم رو پر نکردم شاید شما این لطف بزرگی رو در حق من انجام بدیت و اگر چند راهکار برای جلوگیری از این کار برام میل کنید،ممنون میشم هر چقدر در توانم باشه کمک کنم،باتشکر

  12. محبوبه می گوید:

    اول: فرم پرسشنامه اعتماد را پر کرده ام: بله پر کرده ام. ۱- نام : محبوبه/ تلفن 0833 2-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ فکر می کنم بیشتر مطالب را خواندم3- نام پدر: حیدرعلی 4-نام مادر:صدیقه5- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي پهن ۱2- شکل صورت: تقریبا گرد شاید بیضی کمی لاغر 13- رنگ موها:مشگی 14- شکل و حالت موها:کمی فردار و بلند تا کمی زیر شانه 15- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: خال کنار ابروی سمت چپ و چند خال دیگر در صورت
    16- تشريح درخواست خويش به صورت:
    با عرض سلام و خسته نباشید حضور محترم استاد عزیز و ارجمند
    شکر خدا دومین ختمی را که شما لطف کرده بودید و دستورش را داده بودید دیروز 40 روز شد و به پایان رسید. البته به دلیل شرایط جسمی که قبلا هم خدمت شما حضورا عرض کردم این 40 روز هم طولانی شد و به صورت پیوسته نبود… ختم هم عبارت بود از گفتن هفت مرتبه دعای تحویل سال بعد از هر نماز، تکرار 11 مرتبه سوره ی قدر پس از نماز صبح، هفتاد بار ذکر یا الله و خواندن سوره ی طور پس از نماز ظهر و خواندن سوره ی دخان پس از نماز عشا و سعی کردم در زمان خواندن به معانی دقت کنم و با نرمی بخوانم البته مواردی هم پیش آمده که به دلیل نداشتن تمرکز درست در معانی دقت نکرده ام، نوشتن روزانه ایرادات و اشتباهاتم و مدد خواستن از خدا. و فرموده بودید در اعمال و رفتار کسانی که مرا عصبی می کنند آرام و دقیق شوم و علت را بیابم و … تا قدرت پیش بینی در رفتار افراد را پیدا کنم در این مورد آخری زیاد موفق نبوده ام.
    مطمئن نیستم بدانم این ختم تا چه حد روی من اثر لازم و مثبت را گذاشته است؟ هر چند مطمئنم شما به اذن خدا از حال و روزم و درون و بیرونم بهتر از خودم با خبرید و نیازی به گفتن من نیست. با اجازه ی شما تغییراتی را که در خودم احساس می کنم می نویسم:
    بیشتر به اعمال و رفتارم فکر می کنم، نسبت به گذشته اعتماد به نفسم بهتر شده، با مردم خیلی بهتر ارتباط برقرار می کنم و در جاهایی می بینم خدای بزرگ و مهربان با لطف و کرمش نزد مردم به من عزت و آبرو می دهد که ازاین بابت بسیار خدا را شاکرم، هر چند با کمال تاسف در آن لحظات گاهی مرض غرور و خود بزرگ بینی بسیار نرم و خزنده به سراغم می آید… البته تا جایی که بتوانم سعی می کنم آنها را از خودم دور کنم که گاهی موفق می شوم و گاهی دیر به خودم می آیم و… همچنین در این مدت سعی کردم روی مواردی کار کنم که به شرح زیر است:
    کمرنگ کردن صفت کینه و غضب نسبت به دیگران مثلا نسبت به زن و شوهری که قبل از عید به من ظلم کردند…، مبارزه با حس سوظنی که به یکی از اطرافیانم دارم و سعی در ایجاد حسن ظن نسبت به او که در این مورد کم موفق بودم! ، ایجاد شجاعت اخلاقی در برخورد با دیگران، دعای خیر برای بعضی از کسانی که به من بدی کردند و سعی در بخشیدن آنها، به خدا سپردن بعضی از کسانی که بخشیدن ظلمشان برایم سخت است و سعی در فراموش کردن آنها … البته در تمام موارد گفته شده سعی کرده ام ولی تنها تا حدودی موفق بودم. متاسفانه همانطور که قبلا شما هم فرمودید، هنوز عیب و نقص در وجودم بسیار است و فکر می کنم برای موفقیت نیازمند زمانی طولانی هستم.
    استاد عزیز موردی هم در این مدت برای من عجیب بود، حدود ده شب شاید بیشتر شاید کمتر مطمئن نیستم، به صورت تقریبا پیوسته نیمه های شب ، سحر یا صبح که از خواب بیدار می شدم قویا احساس می کردم شما را در خواب دیده ام اما هر چه فکر می کردم چیزی از خوابم را به خاطر نمی آوردم. چند شب دیگر هم خواب هایی در رابطه با شما دیدم که آنها را بخاطر دارم و یکی از آن ها را که برایم مهم است طبق فرمایش قبلی تان در ایمیل برایتان خواهم نوشت. یک شب هم در نیمه های شب از خواب بیدار شدم و بدون مقدمه د رحالی که احساس نشاط و شادمانی می کردم بدون اراده با صدای بلند گفتم: دیدی آقای دکتر در سفر حج و در کنار خانه ی خدا هستند بخاطر همین است که گفتند ایشان در سفرند… ! نمی دانم چرا این حرف را بلافاصله پس از بیداری با صدای بلند گفتم و عجیب تر از آن احساس نشاط و شادی بود که در خود احساس کردم و اگر خوابی هم دیده بودم به خاطر نمی آورم!
    استاد عزیز منتظر می مانم تا اگر صلاح دانستید و شرایط لازم را دارا بودم در رابطه با ادامه ی ختم گذشته یا ختم جدید دیگری مرا راهنمائی بفرمایید.در پایان از این متن طولانی که نوشتم پوزش می طلبم و امیدوارم مرا ببخشید. آرزو می کنم خدای بزرگ و مهربان بهترین خیرها و نعماتش را د ر دنیا و آخرت نصیب شما کند. در پناه حق.
    ۱7- برای هر پاسخ مبلغ 5000 تومان به بیماران نیازمند هلال احمر کمک خواهم نمود.

    پاسخ:
    بايد در زندگي و مسائل آن ساده باشيد .منظور ابلهي و حماقت نيست.عدم دقت در رفتار و كردار مردم نمي باشد .آزاده و آزادگي است .نه باري بردوش ديگري نه زير بار ديگري رفتن …كنكاش بيهوده در احوال و اخلاق ديكران نكنيد خلافكار ودرستكار را بپذيريد همان طوري كه هتند .نه مانند آنان بودن نه اصرار برتغيير و …در ديگران
    خودرا بزرگ ندانيد ونپنداريد با دوركعت نماز و مقداري ورد و دعا و…هيچ تغييري در فرد نمي شود.خدا از مضع بالا و در موضع قدرت است..و بس واو تعالي همه را با يك چشم مي بيند وبايد به ديگران در دل و ظاهر احترام بگذاريد..طبقه بندي نكنيد و هر چيز را در جاي خودش بدانيد..
    مسائل عاطفي را و احساسي را با معنوي مخلوط نكنيد.
    .به افراد احترام گذارده اما معنا را و هدايت را از او بخواهيد نه از بندگان و انسانها در هر جايگاه
    سوره توحيد 11بار بعد از نماز صبح و مغرب
    اليس الله بكاف عبده و …..70 مرتبه بعد از نماز ظهر
    آيه نور 11 مرتبه بعد عشائ

  13. مصطفي می گوید:

    با تشکر از راهنمایی آقای دکتر.
    کاش می فرمودید دقیقا باید چکار کنم؟ در چه موردی باید صبر و قناعت داشته باشم؟
    با توجه به اینکه سن زیادی ندارم آیا سکته مربوط به قلب است یا مغز؟

    پاسخ:
    درباب نرسيدن به خولسته بايد صبور بود و به داشته ها قانع و
    با مواد طبيعي آرام بخش مثل گل گاوزبان و گلاب و …بدن را آماده كرد.
    سكته شما از ناحيه مغز

  14. افسانه می گوید:

    ۱- نام / تلفن : افسانه 09782515
    ۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق دوستان
    3-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟
    ۴- نام پدر: علي اكبر
    ۵- نام مادر: طاهره
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟1348 تهران
    ۷- وزن:60 کیلوگرم
    ۰۸- قد: 165 سانتیمتر
    9- جثه و هيکل:لاغر
    10- رنگ چشم:قهوه ای
    ۱۱- رنگ پوست: سفيد
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ:باريك
    ۱۳- شکل صورت :مشيده
    ۱۴- رنگ موها:قهوه اي تيره
    15- شکل و حالت موها:
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن:
    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل: بيماري صرع و ام.اس و ديسك گردن و رگهاي عضله هاي دست بسته است داروي مصرفي دپاكين ونورپنتن و اتوسوكساميدو شديدا از گربه مترسم
    ۱۸- مبلغی را که در صورت رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهم داد طبق نظر شما هر مبلغی که شما تعیین میفرمایید برای یافتن شخص مورد نظر و ۵۰۰۰ تومان برای پاسخ خودتان تعيين كنيد
    با تشکر فراوان و دعای خیر

    پاسخ:
    قابل درمان است
    با تلفن داده شده تماس با دادن مدارك پزشكي و تقاضا اقدام كنند

  15. اکرم می گوید:

    سلام – بیمار زیر از بستگان من هستند که چون با اینترنت آشنایی نداشتند من برای ایشان فرم را پر میکنم..

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي : اکرم

    خواسته شما چیست؟ درمان و تشخيص بيماري

    يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد7032282

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق یکی از بستگان

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟ تقریبا از هر بخش مقداری خوانده ام (مثل جن و پیشگویی سال آینده و مطالب مراجعان قبلی و کمی هم مطالب تربیتی )

    ۴- نام پدر : محمد
    ۵- نام مادر: سلطان

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟ تهران – 46 سال

    ۷- وزن (64 کیلوگرم )

    8- قد ( 160 سانتی متر)

    9- جثه و هيکل : متوسط

    10- رنگ چشم : قهوه ای

    11- رنگ پوست: گندمی
    12- شکل بيني يا دماغ : کشیده و کمی استخوانی(عمل شده)

    13- شکل صورت : لاغر
    14- رنگ موها : قهوه ای

    15- شکل و حالت موها: نیمه بلند و حالت دار

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( مثلاخال بروي لب ، خال بروي گونه يا بدن ، بريدگي در صورت و.يا… غيره )

    ۱۷- تشريح درخواست خويش : مشکل اول از مدتها قبل روی صورتم ایجاد شده که روی گونه هایم لک های بزرگ قهوه ای رنگی به وجود آمده و از انواع داروها و لایه بردارها هم نتیجه ای نگرفته ام .. زیباییم را تحت تاثیر قرار داده و مدت زیادی است که درگیرش هستم

    امامشکل دوم : در تست سونوگرافی سینه و رحم که مدتی قبل انجام دادم مطالب زیر ذکر شده
    رحم به ابعاد 119×66x61 و عادی و اکوژنیستیت خشن و غیر یکنواخت مشاهده شده است
    تصاویر توده های هپزیواکوییک در رحم دیده میشود که بزرگترین آنها به قطر 35 میلیمتر در دیواره خلفی طرف راست رهم قرارداشته و ناشی از توده های فیبرومی در رحم است
    تخمدانهای دوطرف طبیعی است
    در سونوگرافی پستانها پستان چپ نسج طبیعی داشته اما در پستان راست یک کیست کوچک 4 میلی متری در میانه خارجی پستان و در عمق 11 میلی متری پوست مشاهده گردیده است..
    در مورد رحم به من گفته شده که اگر دچار درد یا خونریزی شوم باید رحمم را خارج کنند .. امادر حال حاضر درد شدیدی ندارم
    راستش آقای دکتر کمی میترسم چون چندماه پیش خواهرم دچار کمردرد شد و بعد از مراجعه به دکتر متوجه توده کوچکی در شکم و نزدیک کبد شد و بعد از مدت تنها 10 روز در اثر رشد این توده و ازبین رفتن کبد و کلیه ها از دنیا رفت — به من میگویند بخاطر غصه خوردن دچار این مشکلات شده ام ..
    خواهشمندم مرا راهنمایی کنید

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): 10000 تومان (به علاوه ۵۰۰۰تومان اولیه برای فقط پاسخ گرفتن.)افراد ی که این مبلغ را ندارند اعلان کنند ولی اگر ببینیم درست نگفته اند هیچگاه پاسخی نمی گیرند.آنها هم که وافعا در فقرند وندارند فوق العاده معدودند و باید به آنها هم کمک شود.بنویسند که قادر به پرداخت کمک نیستیم.

    پاسخ:
    قابل درمان است.
    باتلفن داده شده تماس گرفته و با دادن مدارك پزشكي ودرخواست اقدام كنيد.

  16. محمد جواد می گوید:

    ۱- نام / تلفن : محمد جواد 55524150
    ۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق دوستان
    3-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟
    ۴- نام پدر: فرهاد
    ۵- نام مادر: رقيه
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟13 سال. تهران
    ۷- وزن: 27 کیلوگرم
    ۰۸- قد: 140 سانتیمتر
    9- جثه و هيکل: لاغر
    10- رنگ چشم: مشكي
    ۱۱- رنگ پوست: سفيد
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ: كوفته اي كشيده
    ۱۳- شکل صورت : كشيده
    ۱۴- رنگ موها: خرمايي
    15- شکل و حالت موها:
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: روي پلكها تقريبا حالت قرمز رنگ و دندان خرگوشي با گوش تقريبا بزرگ
    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل:اولين روزبچه را بعد از تولد از بيمارستان به خانه آورديم گونه هايش تقريبا زرد بود و مجبور شديم به بيمارستان طبي كودكان جنب بيمارستان امام خميني انتقال و درآنجا زردي بچه را 24 اعلام نمودند و درهمانروز تعويض خون انجام شد و 15 روز بستري شد و به مرور متوجه چپ شدن چشمان كودكمان و دست و پاي آن بصورت لخت و افتاده شديم و دكترا گفتند زردي بر روي مغز بچه اثر گذاشته است بعد از آن مدام در حالت گريه بود مگر در بعضي مواقع ساكت بود و اما بدنش كمي خميده به سمت چپ و دنده هاي چپ كج شده تقريبا حالت فرورفتگي و موجب شده تا دنده هاي راست تقريبا بزرگتر شده و اصلا نميتواند بنشيند يا سرپا بايستد و چيزي را در دست بگيرد و اما ذهنش تقريبا تمامي چيزها را ميفهمد و اما براي درمان به بيمارستان امام نزد پروفسور كيهاني و دكترامامي و دكتر شمسي و دكتر صلواتي و يك بار براي انرژي درماني پيش آقاي اكبري برديم ولي متاسفانه هيچگونه افاقه اي نكرد و درآخر براحتي نميتواند آب بخورد و درآخر خداوند شما را خير بدهد.
    ۱۸- مبلغی را که در صورت رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهم داد علاوه بر 5000 تومانو درصورت درمان طبق نظر شما هر مبلغی که شما تعیین میفرمایید.

    پاسخ:
    قابل درمان است ولي زمان مي برد و جوصله
    بدن او كلا سست و ضعيف و ..است
    با شاگردمن با تلفن داده شده تماس گرفته با دادن كپي مدارك پزشكي و درخواست روش درمان را اخذ كنيد .ماه به ماه گزارش پيشرفت را هم بايد بدهيد.

  17. محبوبه می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید حضور محترم استاد عزیز و ارجمند
    از این که لطف کردید و باز هم چون گذشته مرا راهنمایی کردید بسیار سپاسگزارم. با خواندن راهنمائی شما باز هم تلنگری به موقع و به جا خوردم و به عیوب بیشتری در خودم پی بردم. از این بابت بسیار غمگینم و عمیقا خجالت زده هستم و … حق با شماست با دو رکعت نماز و ورد و دعا تغییری در فرد ایجاد نمی شود . با کمال تاسف این مطلب برای من در مورد خودم ثابت شده است … خدا را خیلی شکر می کنم که راهنمائی چون شما را سر راهم قرار داد.
    انشاالله ختم جدید را شروع می کنم و سعی می کنم کلیه نصایح و راهنمائی های شما را در رفتار و کردارم در نظر بگیرم و رعایت کنم بخصوص این که فرمودید به افراد احترام بگذارم اما معنا و هدایت را فقط از خود او بخواهم. در حال حاضر از دست خودم خیلی دلگیرم و با چشمی گریان برای شما نامه می نویسم … باز هم از راهنمائی های با ارزش شما و این که باری دیگر زنگ خطر را به موقع برایم به صدا در آوردید بسیار سپاسگزارم. استاد عزیز اگر صلاح دانستید برایم دعا کنید که به دعای خیر خوبانی چون شما بسیار نیازمندم. آرزو می کنم خدای خوب و مهربان در دنیا و آخرت بهترین نعمت ها و برکاتش را نصیب شما کند، انشاالله.
    پاسخ:
    آرام باشيد و سعي كنيد معني واقعي آرامش را درك كنيد.نه اين كه حتما و ضرورتا به همه وچود به آن مي رسيد.ولي بايد براي آخرت هم در كولهبار و ذخايرتان اين درخواست و معنا حتما باشد.
    اما انسان كه براي هر ناچيز و ناكسي وقت و حوصله مي گذلرد بهتر نيست كمي هم در اين باب بگذارد .
    گمان نبريد كه خوبي مورد پسند خدا به شكل و ظاهر و لقلقه هاي زبان و ادعا و امثال آن حاصل مي شود .در بازي هاي باريك و ديدني يا مخصوصا نامرئي نفس چيزهاي هست كه سره را از ناسره جدا مي كند .در خوب بودن خود؛تحت هر عنوان بسيار دقت و فكر كنيد و در كمك به ديگران احساساتي نشده و حماقت نكنيد .بيهوده به ديگران كمك نكنيد به خصوص آنها كه نياز يبه كمك ندارند .زير پاي خودرا محكم كنيد .با خدا صاف و درست وراستگو وراست فكر ونيت باشيد.

  18. محبوبه می گوید:

    با عرض سلام مجدد حضور محترم استاد عزیز و گرامی
    ابتدا تشکر می کنم از این که این قدر زود مرا مورد راهنمائی مجدد قرار دادید. سعی می کنم کارهایی را که شما فرمودید انجام بدهم. در مورد این که با خدا صاف و درست و راستگو و راست فکر و نیت باشم تا حالا به گمان خودم فکر می کردم با خدا صاف هستم، ولی با خواندن راهنمائی شما فهمیدم که اشتباه فکر می کردم و متاسفانه حتما با خدا صاف و … نبوده ام. قبلا فرمودید که از خدا مدد بخواهم، من هم از خود خدای بزرگ و مهربان می خواهم دراین مورد یاریم کند تا در این امر بتوانم موفق بشوم. می دانم که هر جمله و نصیحت شما مثل یک دعای خیر است در حق من و از این بابت ممنون و سپاسگزارم. اجر شما با حضرت حق.

  19. عبدی می گوید:

    در حدود یکد ماه پیش آزمایش خون دادم گفتن آنزیمهای کبد افزایش داشته دکترم آزمایشهای
    دیگری نوشت گفتن هپاتیت سی دارم در صورتیکه همین آزمایش در سه ماه پیش چیزی نشان نداده بود با توجه به این مطا لب من باید چه کنم و احتمال بهبود من هست؟

  20. بينام می گوید:

    با عرض سلام
    تا حالا سه چهار بار مطلب نوشتم اما همه مطالب پاك شده نميتوانم مطلب بنويسم لطفا اين مشكل را بر طرف كنيد تا بتوانم با شما ارتباط برقرار كنم ممنونم .

  21. علي محمدي می گوید:

    سلام جناب آقاي باقري

    خدمت جناب عالي عرض كنم كه بنده تعدادي كپسول كه آقاي افشار تهيه كرده بودند در طول اين مدت مصرف كرده و تمام شده اند تعداد 5 عدد بود كه هفته اي 1 عدد مصرف مي كردم.
    ولي آزمايش نداده ام . و كماكان به رژيم و دستور درماني عمل مي كنم .
    آيا كماكان به اين روش ادامه بدهم يا دستور غذايي و درماني ديگري مي فرمائيد .
    از جناب عالي و آقاي افشار نهايت تشكر را دارم .

    پاسخ:
    بیمار سرطانی را همين هفته با نتایج آزمایشات جدیدش به حضور آقای دکتر بیاورید برای هماهنگی با آقای افشار تماس بگیرید

  22. محبوبه می گوید:

    فرم نظرسنجی را پر کرده ام. ۱- نام : محبوبه/ تلفن 0919833 2-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟35 ساله ساکن تهران 6- وزن: حدود57 کیلوگرم 7- قد: 166 سانتیمتر 8- جثه و هيکل:متوسط 9- رنگ چشم:عسلی 10 – رنگ پوست:سبزه 11- شکل بيني يا دماغ:متوسط و کمی نوک پهن ۱2- شکل صورت: تقریبا گرد شاید بیضی کمی لاغر 13- رنگ موها:مشگی 14- شکل و حالت موها:صاف کرده و بلند تا کمی زیر شانه 15- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: خال کنار ابروی سمت چپ و چند خال دیگر در صورت
    16- تشريح درخواست خويش به صورت:
    با عرض سلام و خسته نباشید حضور محترم استاد عزیز و ارجمند
    دو خواب دیده ام که فکر می کنم باید تعبیر داشته باشد. با اجازه شما می نویسم تا چنانچه صلاح دانستید تعبیر بفرمایید.
    1- چند هفته پیش، یک شب خواب دیدم به همراه همسرم به حرم امام رضا (ع) برای زیارت رفته بودیم. فضای حرم بسیار روشن و نورانی بود. در دارالاجابه بودم که پس از خواندن نماز و دعا و زیارت نامه، کتاب زیارتنامه را که متعلق به حرم بود خواستم سرجایش بگذارم متوجه شدم طبق مقررات جدید به جای آن که در کتابخانه بگذارم باید به خدام تحویل بدهم. نزد دو نفر از خدام که یک زن و یک مرد بودند رفتم. خانم مسئول به شخص دیگری گفت این کتاب و کتاب های زیارتنامه دیگری را که زوار تحویل می دهند ببرید و زیر خاک دفن کنید. من تعجب کردم و معترضانه گفتم خانم چرا باید کتاب های متعلق به حرم امام رضا (ع) را زیر خاک دفن کنید درحالی که تعدادی از آنها وقفی هم هستند آیا این کار شما درست است؟ آیا کسانی که وقف کرده اند راضی هستند؟ بعد خواستم بگویم خود من چند کتاب وقف کرده ام (چند سال پیش این کار را کردم)، اما حرفم را خوردم و نگفتم، سکوت کردم چون ترسیدم نیتم ریا و خودنمایی باشد. آن خانم گفت دستور مسئولین است و ما دستور را اجرا می کنیم! بعد دیدم همسرم کتاب زیارتنامه ای را که خوانده بود به آنها تحویل نداد بلکه بر روی پلکانی که مسیر نورانی داشت و خارج از رواق دارالاجابه بود، بر روی تعدادی دیگر از کتابها گذاشت…
    لازم به ذکر است که هفته ی گذشته همراه همسر و فرزندم برای زیارت به حرم امام رضا (ع) رفته بودیم. در آنجا این خواب به یادم آمد و احساس کردم باید تعبیرآن را بپرسم.( در حرم مرتب سعی کردم ومراقب بودم که دچار شرک نشوم و مدام به خودم تذکر می دادم…) یک مطلب دیگر این که یک شب بعد از ترک حرم و در راه رفتن به خانه در حالی که خسته هم بودم چشمانم را برای لحظاتی کوتاه بستم و یک لحظه تصویر درختی را مقابلم دیدم که بر روی شاخه های آن به جای برگ، فکر می کنم آیه های قرآن نوشته شده بود. تصویر خیلی واضح نبود… نمی دانم آنچه دیدم شاید ساخته ی ذهنم در آن لحظه بود یا … ضمنا آن روز مدت زیادی در حرم بودم شاید دین آن تصویر متاثر از آن بود.
    2- امروز ظهر خوابی دیدم که شاید پنج یا شش بار یا بیشتر به یک شکل تکرار شد و حتی بین آن بیدار می شدم چشم هایم را باز می کردم و دومرتبه می خوابیدم و باز همان خواب را به همان شکل می دیدم! این امر سبب شد فکر کنم باید تعبیری داشته باشد که لازم است بدانم.
    خواب دیدم در جایی شبیه یک بیابان هستم بر روی یک بلندی که در اطراف آن دیوارهای گلی نیمه ویرانه بسیار قدیمی وجود داشت شاید متعلق به صدها سال پیش. در آن جا روی بلندی و بین دیوارها یک سوراخ یا شاید یک تونل باریک و کوچکی وجود داشت که در وسط دهانه ی آن یک کلوخ قرار گرفته بود و دو طرف آن کلوخ راه باز بود و می گفتند در انتهای آن تونل خانه ی کعبه قرار دارد. بعد مردمی را به کوچکی مورچه با لباس هایی خاکی رنگ دیدم در حالی که خودم در اندازه ی طبیعی بودم و درست روبه روی آن تونل یا راهرو ایستاده بودم و آن مردم کوچک مانند مورچه ها در دو صف بسیارطویل و درست پشت سر هم از سمت راست و چپ می آمدند و به داخل آن تونل می رفتند و ظاهرا چیزهایی را با خود حمل می کردند. من قصد داشتم از آن تونل به سفر حج بروم. بعد شخصی که نمی دیدمش و ظاهرا او مرا برای رفتن به سفر حج به آن محل برده بود، گفت این مردم دارند کار می کنند تا راه را برای رسیدن تو به خانه ی کعبه و رفتنت به سفر حج آماده کنند. از دانستن این موضوع خجالت کشیدم و ناراحت شدم گفتم من حق ندارم از حاصل زحمت و دسترنج دیگران برای رفتن به این سفر استفاده کنم این کار درستی نیست و به عقب برگشتم. دو مرتبه همان شخص که نمی دیدمش و فقط صدایش را می شنیدم گفت اشتباه نکن این یک هدیه یا پاداش برای تو است در مقابل محبتی که در حق این مردم وکارگرها کرده ای. فقط به همین دلیل است که آنها واسطه قرار داده شده اند تا راه را برای رفتنت باز کنند که بعضی با میل و رغبت این کار را می کنند و بعضی بدون این که دلیلش را بدانند! و تعیین شده یا مقدر شده که تو باید به این وسیله به سفر حج بروی! بعد از شنیدن این حرف خواستم دوباره برای رفتن به سفر حج از آن طریق اقدام کنم … و بعد دو مرتبه این خواب از اول تکرار شد به همان شکل و به دفعات!
    استاد منتظر می مانم تا اگر صلاح دانستید راهنماییم بفرمایید. باز هم از لطف و محبت شما سپاسگزارم و امیدوارم مزاحمتم را ببخشید. اجر شما با خداوند یکتا.

    پاسخ:
    شما درتلاشي كه براي رسيدن ودرك ازمعنا مي كنيد آرام آرام حس دوري و جدايي از مردم داريد.در اين دوري نوعي حس احتمال گناه داريد.نبايد بترسيد.بايد محكم را ه برويد

  23. علی اصغر می گوید:

    با سلام خدمت استاد محترم
    استاد چرا پاسخ مرا نمی دهید اگر مشکلی هست یا اطلاعات ناقص است بفرمایید تا تکمیل کنم
    با تشکر

  24. بينام می گوید:

    با عرض سلام
    من مشخصاتم را نوشته ام بعد از فرستادن مطلب مشخصاتم را ميبينم اما روز بعد مشخصاتم نيست اگه امكانش هست پاسخم را بدهيد اگر مشخصات نيست دوباره بنويسم اگه ميشه اين مشكل را حل كنيد منتظر پاسخ شما هستم با تشكر.

  25. محبوبه می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید حضور محترم استاد عزیز و ارجمند
    از این که وقت گذاشتید و باز هم مرا راهنمائی کردید بسیار سپاسگزارم. اجرتان با حضرت حق.

  26. --- می گوید:

    سلام من رفتم خدمت اقاي افشار-درحال حاضردارم دستورات ايشون رو انجام ميدم ولي نميدونم بايد 5000تومن روكجاپرداخت كنم-اگه ميشه لطف كنيدراهنماييم كنيد

    پاسخ:
    در همین صفحه توضیح دادیم یک بار نخوانده اید!!

  27. حسین می گوید:

    « یا حنّان »

    با اهداء سلام و اداء احترام
    (نمیدانم مرا میشناسید یا لازمه خودم رو معرفی کنم-ولی فکر میکنم می شناسید-. قبلا هم مزاحمتون شده بودم.)
    آقای دکتر، منو ببخشید اگه با شرح وضع خودم اوقاتتون رو تلخ میکنم. خیلی اوقات می بینم زندگیم جز گذران عمر و روزمرگی نیست. ذهنم مشوشه، فراموشی بهم دست داده. از خودم و عادتهای ناشایستم و از تلوّن و حالی بحالی شدن، به تنگ اومدم. آیا تقدیر من اینه که اینطور زندگی کنم؟! آیا معنویت و آرامش فقط یه خواب و خیاله و به من نمیرسه؟ (اگه اینطوره، چرا باید عذاب چیزهایی که بهش دست پیدا نمی کنم رو بخورم؟!) مدت زیادیه فکر می کنم که همینطوره، گرچه بعضی اوقات ناخواسته یه کارهایی در جهت این مسائل انجام میدم ولی دوباره و صدباره! به این نتیجه میرسم. نمیتونم از گذشته ام رها شم، همون چیزی که در قرآن اومده: « لکیلا تأسوا علی ما فاتکم…»
    (دیگه از گفتن این حرف بدم میاد!): چه باید بکنم که ثبات و آرامش پیدا کنم؟ اگه بفرمایید من خیلی مشکل دارم و… نیازی به تأیید نداره. اگه از شما استمداد کرده ام به امید درمان و متحول شدنه. چی میشه شما که راهیافته اید دست من از راه مونده رو هم بگیرید و از این چاه تنگ و تاریک بیرون بیارید؛
    ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت/ روزی تفقدی کن، درویش بینوا را

  28. جمیله می گوید:

    با سلام
    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي: جمیله

    خواسته شما چیست؟ درمان و تشخيص بيماري

    يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد. 074

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟سرچ

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟قبلا قسمت درمان و جن و بختک را خوانده ام

    ۴- نام پدر (اسم کوچک پدر که در داخل شناسنامه پدر آمده است):حسن

    ۵- نام مادر(اسم کوچک مادر که در داخل شناسنامه مادر آمده است):فاطمه

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟41 مشهد

    ۷- وزن (به کيلو گرم ):53

    8- قد ( سانتي متر)156

    9- جثه و هيکل :متوسط

    10- رنگ چشم :قهوه ای

    11- رنگ پوست :سبزه

    12- شکل بيني يا دماغ :کشیده

    13- شکل صورت :باریک

    14- رنگ موها :مشکی

    15- شکل و حالت موها :متوسط و صاف

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :خال در سمت چپ صورت،

    ۱۷- تشريح درخواست خويش : تپش و لرزش قلب همراه با تنگی نفس که حدود 5ماه است در همین وضعیت و بیشتر شبها اذیتم میکند. البته در همان زمان من داروهای سردرد را قطع کردم که سردرد نیز با سابقه طولانی ادامه دارد. اکو هم رقته ام.گفتند قلب سالم است. اما علاِیم روز به روز بدتر و متفاوت تر میشود.تحملم هم بسیار کم شده است. استدعای کمک دارم و سپاسگزارم.

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): ……… تومان (به علاوه ۵۰۰۰تومان اولیه برای فقط پاسخ گرفتن.): لطفا خود تعیین کنید

    پاسخ:
    عصبي هستيد و سوءتغذيه داريد بايد تمام ميوه ها و سبزيجات و آهن و ويتامينها رابه بدن مرتب برسانيد

  29. jamile می گوید:

    سلام

    ۱ هفته قبل از انتخابات خواب دیدم که شب بود و به پشت بام رفتم و صدی ی علی‌ میامد همه آن را میگفتند ولی‌ کسی‌ را نمیدیدم من هم شروع به گفتن یااا علی‌ کردم ،ناگهان نوری در عثمان ظاهر شد وتبدیل به ماه شد.و ماه چرخی در عثمان زد و غیب شد و عثمان تاریک شد.خواستم ببینم که ایا با نارمیهأی اخیر ارتباطی‌ داشته است؟

    متشکرم

  30. جمیله می گوید:

    خواهشمندم یک جوابی بدهید. میدانم که حماقت کردم. من همیشه با خودم مشکل داشته و دارم.(و همیشه بد شانس بوده ام ). شما لطفی بکنید. خودم که بماند ،خانواده پر از مشکلی دارم. تقاضا دارم به هر شکلی مرا راهنمایی کنید.سپاسگذارم

  31. امید می گوید:

    سلام
    انهایی که در شهرستان هستند باید 5000 تومان را به کجا بدهند ؟

  32. Saba می گوید:

    سلام
    من هم این سوال را چندین بار مطرح کرده ام. جایی از سایت هم به آن اشاره ای نشده.لطفا پاسخ بدهید.

  33. مرضیه می گوید:

    بسم الله الرحمن الرّحیم–
    - نام / تلفن : مرضیه 0..49

    ۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق جستجو

    …۳-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ شناخت و درمان بیماریها، تعبیر خواب، نحوه مشاوره
    ۴- نام پدر: سید احمد

    5- نام مادر:گل طلا

    6- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟ 28

    7- وزن:95

    8- قد:۱5۸

    9- جثه و هيکل:چاق

    10- رنگ چشم:مشکی

    ۱۱- رنگ پوست: سفید

    12- شکل بيني يا دماغ:گرد

    ۱۳- شکل صورت :پهن

    ۱۴- رنگ موها:مشکی

    ۱۵- شکل و حالت موها:کوتاه و حالت دار

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: ابروی پرپشت و مشکی

    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل:
    با سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی، من دچار مشکل ازدواج هستم مردی به شدت به من ابراز علاقه می کند ایشان ظاهرا مرد مومنی هستند و مدرک دانشگاهی ندارند ولی از لحاظ علمی فرد باسوادی هستند ایشان می گویند که من را خیلی دوست دارند ولی من به دلیل برخی مسائل نمی توانم با این فرد ازدواج کنم ولی او اصرار بیش از حدی دارد تا جایی که به من گفت تو را نمی بخشم و سر پل صراط حتما جلویت را می گیرم همین امر باعث شده که من خیلی نگران شوم و می ترسم مدیون ایشان بشوم و از بابت این مساله خیلی ناراحتم می ترسم من را نبخشد و نفرینم کند و در آینده در زندگی دنیوی و اخروی دچار مشکل بشوم و خدا هم من را نبخشد. فکر می کنم نمی توانم با ایشان زندگی کنم و زندگی خوبی با او نخواهم داشت به خاطر عقایدی که ایشان دارند و همچنین به دلیل طریقه ی آشناییم با ایشان جرأت طرح این مسأله را در خانواده ام ندارم عاجزانه از شما می خواهم که من را راهنمایی کنید از شما می خواهم اگر امکان دارد جواب را به ایمیلم بفرستید چون نگرانم که شناخته بشوم به همین دلیل مشخصات ایشان را قید نکردم چون مدام در سایتهای مختلف هستند.اگر امکان دارد از طریق نامه یا ایمیل برای شما ارسال کنم.
    ضمنا لطف کنید و بگویید من که در شهرستان هستم مبالغ مورد نظر را چگونه باید به حساب بریزم اگر لازم است شماره حساب بدهید یا راهنمایی کنید.ممنون و متشکرم
    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهید داد اعلام کنید: 15هزار تومان برای درمان و ۵۰۰۰ تومان برای پاسخ( دقیقا” عدد و رقم را بنویسید و از کلمات “در حد توان” و “در حد بضاعت “و غیره خودداری کنید تعهدی است که برای تداوم بهبودتان آن را انجام می دهید

    پاسخ:
    در خصوص ازدواج در سایت مطالب زیادی درج شده است سعی کنید مطالب سایت را بیشتر بخوانید.
    به صحبت ، تهدید و مومن بودن مخاطب توجه احساسی نداشته باشید مطلب اصول و معیارها قبل از ازدواج مطالعه کنید و اجرا نمائید و آینده زندگی خویش را مبتنی بر عقل ، تفکر ، اندیشه و مشورت خانواده بسازید.مبلغ مربوطه را مستقیما به نیازمندی در اطراف خود بدهید.

  34. مرجان می گوید:

    می بخشید بخش نظرسنجی غیر فعال بود.

    پاسخ:
    مشکل از سرور های بلاگفا است مدتی کوتاه رفع خواهد شد تشکر از اطلاع رسانی شما

  35. afsoon می گوید:

    man dokhtari hastam 21sale ghadam 151 va vaznam 33k.g mikhastam rahnamaiam konid chetor mitavanam khod ra be vazne ideal beresanam daroo ya ba ghaza? lotfan mara rahnamaie konid va matalebam makhfi bemanad mer30

  36. leila می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما.

    ممنون هستم كه نامه منو درج كرديد.ان شاالله علاوه از مبلغ 10 هزار تومان كه فرمودين 10 هزار تومان ديگه هم خودم كنار ميزارم برا كمك به فقرا.
    لطفا بفرماييد كه اين مبلغ را كجا بايذ بذم.من شهرستان هستم.ميتونم به فرد نيازمنذي كه ميشناسم بدم؟

    منتظر پاسخ شما هستم

  37. امید می گوید:

    برای کسی که قطع نخاع شده است هم میتوانید کاری بکنید؟ .کمر به پایین فلج است .

  38. sanam می گوید:

    سلام.

    خسته نباشيد.
    يه سوال دارم.ضرورت داره كه اسم خود و پدر مادرمون رو بنويسيم؟
    ايا روي پاسخي كه ميديد تاثير داره؟
    خوب اخه دوستم ادرس شما رو داده اگه اينارو بنويسم ميشناسه.نمي خوام مشكلمو بدونه .
    كمك كنيد.ميشه اشتباهي بنويسم.يا اينكه شما بعد از خوندن پاكش كنين؟

    خيلي ممنون.تو رو خدا زودتر جوابمو بدين تا مشكلمو بفرستم.

  39. leila می گوید:

    با سلام.

    ميشه بپرسم چرا نامه من از سايت خارج شد؟چون ديگه نميبينمش!

    من منتظر جواب هستم.لطفا اگه مقدور هست كمي زودتر .

    با تشكر

  40. بينام می گوید:

    با عرض سلام چرا مطالبم پاك ميشود و بعضي از نوشته ها يم بالا هست و شما جواب نميدهيد چشم به انتظار جواب شما هستم مشخصاتم را نوشته ام چندين روز پيش الان كه نوشته ام را ميفرستم مشخصاتم را مي بينم اما روز بعد نوشته پاك ميشود با تشكر.

  41. نغمه می گوید:

    با سلام

    الان سه روزه می یام تو سایت ولی هیچ کدوم از مطالب من نیست بقیه ی دوستان هم این سوال رو پرسیدن چرا پاسخ نمی دهید؟ در ضمن نگفتید مدت نبود اقای دکترا کوتاه هست یا بلند من الان 20روزه مطلبم رو فرستادم!!!

  42. مرجان می گوید:

    سلام
    مشتاقانه در انتظار پاسخ شما هستم.چقدر انتظار سخته!

  43. miad می گوید:

    سلام
    فرم اطلاعات در کدام قسمت است ؟!!!برای پر کردن آن کدام قسمت را کلیک کنم؟
    در ضمن نظر سنجی اعتماد را پرکردم.
    با تشکر

  44. سعیده از آلمان می گوید:

    با سلام شاید بگویید این خانم چه رویی دارد دوباره مزاحم میشود و وقت ما را میگیرد.من بعد از آخرین جواب شما میخواستم به شما نامه بنویسم ولی متاسفانه حال من چنان وخیم شده بو که قادر به نوشتن نبودم. من به شما حق میدهم راجع به نظرتان من در عرض این یکسال فقط انرژی و تمرکز خود را صرف دستورات غذایی که شما دادید کردم و به موارد دیگر بی اهمیت بودم.راستش من از محیط خارج از خودم منزوی شدم چون وضعییت من طوری شده که نه میتوانم طوری که میخواهم از خانه خارج شوم و با مردم, دوست یا آشنا ارتباط داشته باشم متاسفانه حال من طوریست که اکثرا روی تخت دراز کشیده هستم و حتی قادر به نشتن هم نیستم (بیشتر اوقات) و حتی اکثرا نمیتوانم کارهای فردیم از قبیل لباس پوشیدن حمام کردن و حتی شانه کردن موهایم را به سختی انجام میدهم و به کمک شوهرم وابسته هستم. روزی نیست که من درد نداشته باشم و حتی وضیت بیمارییم وخیم تر از سال قبل شده چون همانطور که میدانید بیماری ام اس احتمال وخیم تر شدنش هست البته برای بعضی ها ثابت میماند و روی بعضی ها وخیم ت میشود که متاسفانه در عرض پنج سال گذشته وضعیت من وخیم ت شده در صورتیکه تا قبل از این پنج سال بیماری من ثابت مانده بود و من حتی با عصا یک مسیر مشخصی میتوانستم را بروم.
    باور کنید نه تنها خودم بلکه پسرم و شوهرم از بیماری من رنج میبرند . شما آقای دکتر باقری تنها امید من هستید که به شما پناه آوردم و از شما خواهش می کنم به درمان من ادامه دهید. یک نکته دیگر را میخواستم بگویم که من نظر خود را ادا کردم و همچنان به خانواده نیازمند کمک خواهم کرد.امیدوارم آنقدر به عنوان یک انسان ارزش داشته باشم که به من کمک شود. در ضمن من نمیدانم شما از من چه درکی دارید ولی باور کنبد آنقدر آدم بدی و خودخواهی نیستم فقط خواستم این را به شما بگویم.

    به امید حق
    سعیده

  45. الهه می گوید:

    به نام خدا و سلام؛
    حدود دو سال و نیم قبل در مورد مسائلی از شما راهنمایی خواستم؛
    آیا تکمیل فرم اطلاعات برای بار دوم لازم هست؟
    و در مورد پرداخت کمک به هلال احمر؛ افرادی که در شهرستان ساکن هستند و پزداخت در تهران برایشان مشکل هست به چه صورتی باید عمل کنند؟

  46. leila می گوید:

    سلام.
    از اينهمه انتظار خسته شدم.لطفا جواب بدين

  47. نغمه می گوید:

    با عرض سلام من یک بار پرسیدم که چه موقع پاسخ می دهید من یک ماه است منتظرم برام خیلی مهم است که بدانم ایا به زودی پاسخ می دهید یا نه. مسئله ی بعدی این است که من مطلبم را که در حال تعدیل گذاشته اید نمی بینم. اگر مقدور هست پاسخ دهید تا دوباره کامنت نگذارم.

  48. عباس می گوید:

    با سلام سايت خوبي داريد اگه كلاه برداري نباشه !! خيلي خوبه
    2 . در قسمت پركردن فرم مربوطه تا في خالدون رو هم پر سيدين اين باعث ميشه آبروي طرف
    بره .. به هر حال سايت خوبي … موفق باشيد .

  49. مرجان می گوید:

    سلام
    منم 2 هفته است منتظرم.فکر می کنم استاد تو این یکی 2 ماهه درگیر امتحانات و احتمالا سفر و این چیزها بودن.به هر حال انتظار سخته.و از ایشون خواهشمندم کمی سریعتر به نامه ها رسیدگی کنند.در ضمن من پول به اندازه کافی برای کمک نداشتم.یه مقدار ناچیز به اولین نیازمندی که دیدم کمک کردم.(اینو از کسی که دوستش دارم یاد گرفتم).ببخشید که مبلغش را عنوان نمی کنم.پیشاپیش از استاد برای وقتی که صرف می کنند ممنونم.

  50. سعیده از آلمان می گوید:

    با سلام
    من دو هفته پیش برایتان نامه نوشتم ولی هنوز جوابی نگرفتم و مطلب من از سایت شما پاک شده است و علت انرا نمیدانم. لطف کنید و جواب دهید(من بیماری ام اس دارم شاید یادتان بیاید)

    با تشکر فراوان
    سعیده

  51. مرضیه می گوید:

    با سلام و ادای احترام خدمت استاد گرامی.
    از اینکه لطف فرمودید و به من جواب دادید بسیار سپاسگزارم مبلغی را که گفته بودم به خانمی که سه فرزند یتیم دارند تقدیم کردم. از شما ممنونم و آرزوی توفیق برایتان دارم.

  52. محمد می گوید:

    خدا كنه كه حاجت منم برآورده بشه.

  53. الهام می گوید:

    يك فرصت دوباره به من ميدهيد يكبار ديگر مشكل خود را به شما بگويم خواهش ميكنم اگر امكان دارد به من اين فرصت را بدهيد

  54. همیشه می گوید:

    سلام من شخصی رو دوست دارم فقط می خوام بدونم بهش میرسم یا نه؟ به من ایمیل بزنید

  55. fatemeh می گوید:

    salam chera nazar sanji baz nemishe

  56. در انتظار پاسخ می گوید:

    با سلام
    از سايت تان استفاده مي كنم ومتشكرم از مطالبتان
    مشخصات فردي كه داده بودم 40 روز پيش كمي بعد از نوشتن سوالم در سايت از دنيا رفتند.براي آمرزش شان دعا كنيد استاد…اگر توصيه اي به من براي ايشان داريد بدهيد…در ضمن نماز قرآن و مبالغي براي خانواده هاي نيازمند ونيز لال احمر به نيابت از ايشان نيز داده ام….

  57. نغمه می گوید:

    با عرض سلام می خواستم بدونم ایا بعد از گذشت دو ماه باز هم باید منتظر بمانم اگر می شد از طریقی پاسخ ما رو بدهند خیلی خوب می شد.

  58. الهام می گوید:

    سلام
    استاد عزیز چند روز پیش در شرایط روحی بدی بودم که آن مطلب را نوشتم.دیروز هم بعد از نماز از ناراحتی به شدت گریه کردم که بعدش نفس تنگی گرفتم از خدا مدد خواستم قران را باز کردم این آیه آمد که انسان در حال اضطرار و ناچاری میتواند از گوشت خوک و مردار و … بخورد و بر او گناهی نیست….آرامتر شدم.چون من هم در حال ناچاری گیر افتادم…متاسفم که گفتم کسانی که به من ظلم کردند را نمیبخشم.واقعا در شرایط بدی بودم.اما حالا بهترم و میبخشم به امید اینکه خداوند هم گناهان من را ببخشد.
    استاد مهربان باز هم التماس دعای فراوان دارم هم برای خودم هم پدر و مادر و خانواده ام.
    ممنونم.

  59. مرجان می گوید:

    سلام استاد
    استاد پس شما کی می ایید؟من خیلی دلم تنگه.خواهش میکنم زود برگردید و جواب ما را بدید.ممنون از شما.

  60. raha می گوید:

    سلام استاد ماه رمضان بر شما مبارک.کاشکی زود بر گردید .چون خلق الله همه مشکل دارند و گرفتارند.البته ماه ماه استجابت دعاست پس حالا که شما وسیله خیر شدید ان شا الله که به سلامتی برگردید

  61. موسی می گوید:

    سلام استاد!
    من در یک شهرستان کوچک از توابع آذربایجان غربی زندگی می کنم. راجع به 5000 تومان اول بنده رفتم به هلال احمر منظورم رو نفهمیدن. اونجا طرحی به نام همای رحمت برای توزیع بسته های غذایی وجود داره. نمی دونم صلاح می دونید 5000 تومان رو به اونجا بدم یا نه؟! یا به یک شخص فقیر این مبلغ رو بدم؟ در اینصورت شماره فیش رو نمی تونم ارسال کنم!
    با تشکر از شما

    پاسخ:
    مطابق مقررات طرح موضوع کنید و منتظر بمانید آقای دکتر نیستند

  62. موسی می گوید:

    مشکلی که بنده طرح کرده بودم پاک شد؟!!! دیروز بود ولی امروز پاک شده!!

  63. الهام می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    متاسفانه من امروز ظهر که به سایت ظهر سر زدم پاسخ شما نبود و همین الان که دوباره آمدم پیغام را دیدم.چون دیروقت است نزدیک 11 شب است نمیتوانم الان زنگ بزنم .حالا که لطف خداوند شامل حالم شده اگر اجازه بدهید و اگر اشکال ندارد این فرصت را از دست ندهم و فردا تماس بگیرم .انشالله که حمل بر کوتاهی و بی توجهی نشود.توکل به خدا انشالله که دیر نشده باشد.
    در ضمن یک دنیا از لطفتان ممنونم.فقط میتوانم بگویماز خداوند بهترینها را در دنیا و آخرت برای شما طلب میکنم.اگر دعای من روسیاه بالا برود.

  64. مجیدی می گوید:

    سلام من 32 سال سن دارم در پای راست روی ساق پا ودر پای چپ زیر زانو یک چند رگ واریسی دارم با سونوگرافی که کردم هیچ رگ گرفتگی مشاهده نشده ولی زاهر رگها بسیار اذیتم میکند درد آن کم است ولی زیاد برام مهم نیست آیا راهی برای درمان و درست شدن ظاهر پام وجود دارد متشکرم تلفن 09183710268

  65. فروغ احمدي می گوید:

    با سلام
    من هرچي سايت را گشتم فرم ورود اطلاعات را پيدا نكردم.من 31ساله هستم ويك بار نامزدي بهم زدم وبا وجود شرايط وموقعيت اجتماعي نسبتا”خوب تا كنون موقعيتي مناسب براي ازدواج باشد به وجود نيامده است.

    پاسخ :
    همانند دیگران در فرم ورود اطلاعات اولیه طرح موضوع کنید به صفحه اول سایت بروید ستون سمت راست

  66. miad می گوید:

    با سلام
    من قبلا هم این پيغام رو ارسال کرده ام..فرم ورود اطلاعات در کدام قسمت سایت است که من آن را نمیبینم.
    اطلاعات را در کدام قسمت وارد کنم؟/؟؟؟
    لطفاً جواب دهید؟؟؟

    پاسخ :
    همانند دیگران در فرم ورود اطلاعات اولیه طرح موضوع کنید

  67. ترمه می گوید:

    پرسشنامه را پر کرده ام1.نام فرزانه 2.ازطریق گوگل با سایت آشنا شدم3.مطالب مختلف از جمله معیارهای ازدواج وجذابیت وجادوگری و..4ن پ 5ن م 6.سن 35 سال تهران7.وزن 72 8.قد 167 9.تقریبا درشت اندام10.رنگ چشم.میشی11.پوست گندم گون12.بینی کمی کشیده13صورت کمی کشیده14در جلو موها سفید ورنگ شده وکلا قهوه ای15کمی حالت دار16.خال پشت گردن به سمت شانه چپ093586
    .17درخواست مشکل زندگی وازدواج به طور خلاصه با زندگی پر مشکل به دنیا آمدم وبزرگ شدم 8 ساله بودم که متوجه شدیم پدرم پنهانی یک زن گرفته و3بچه هم دارد وتبعات آن هم که معلوم است با وساطت فامیل وگذشت مادرم تا به حال زندگی ادامه داشته سال اول دانشگاه بودم که متوجه شدیم پدرم معتاد است وباز هم معلوم است که چه عواقبی داشت وبا همه این احوال تا حال زندگی ما ادامه دارد مشکل من در این میان مشخص است که چه میتواند باشد هر چه میگذرد بی انگیزه وضعیفتر افسرده تر میشوم تا حالا نتوانسته ام کار مناسبی داشته باشم باوجود نیاز ی که به کار واستقلال دارم وهرچه میکنم نمیتوانم به کارهایی مثل منشی گری مشغول شوم به تدریس علاقه دارم ولی دیگر تمرکز وتو ان آن را ندارم مطابق رشته دانشگاهیم هم نمیتوانم کار مناسبی پیداکنم هرچند که پس از مدت زیاد فارغ التحصیلی وشرط سنی دیگر نمیتوان امیدوار بود ومیدانم مهمترین قدم من اکنون اشتغال به کار مناسب وآبرومندی است وبعد البته ازدواج است که با شرایطی که دارم نخواهم توانست با خانواده ای سالم وآبرومند وصلت کنم وتمام خواستگاران رادر ابتدا پدرم ردمیکرد ویا چند موردی که به خانه آمدند دیگر خودشان بر نگشتند ویا اگر مستقیم به خودم میگفتند آنها را رد میکردم به امید اینکه در آینده آمادگی بیشتری پیداکنم واینکه طاقت آبروریزی ومشخص شدن فضاحتهای زندگیم را نداشتم وهر چه میگذرد وضعیت سنگینتر وبدتر میشودنمیدانم چطور با این وضعیت کنار بیایم ولی یک چیز را میدانم وآن اینکه از این سرشکستگی وانفعال خسته شدم و مخواهم درست وآبرومند زندگی کنم وخواهشم از شما این است که در این موقعیت دشوار مرا راهنمایی کنید خیلی از مطالب وجاهایی را که برایم سوال بود راننوشتم ومطلب را خلاصه کرده ام اگر نیاز است بفرمایید تا بنویسم با تشکر از شما
    18. چون شاغل نیستم ونمیدانم مبلغ را خودتان تعیین کنید(یکی از علایقم در زندگی کمک به نیازمندان واقعی است که میخواهم به آن برسم)

    پاسخ:
    باید فکر خودرا صاف کنید در جامعه ما بسیاری در شرایط شما هستند .پاکسازی ذهن مهم است و خودخوری نکنید .در ازدواج هم به هم سطح و کفو با خود وهم شرایط خود را بیابیدو اساسا اگر کسی بود که شرایط عمومی بدی نداشت نه این خوب نداشت.سخت نگیرید البته با ازدواج هم خودخوریها و افکار و عقده دیرینه پا حل نمی شود بلکه منتقل می شود .مگر رها کنید .خودرا تنها بیچاره جهان ندانید و باور کنید فعلا بسیاری شرایط رضایت بخشی در زندگی ندارند .پدر راهم از ذهن ببرید و سعی کنید خودرا جای او بگذارید و دریابید چه شد او چنین کرد و چنین شد ؟؟؟

  68. حسن می گوید:

    سلام استاد بزرگوار
    از اردیبهشت تا الان زندگیم دچار تحولات عجیبی شد
    به توصیه شما گوش کردم و قید دختر را زدم، شخص دیگری سر راهم قرار گرفت که انتخابش کردم. حالا هم شکر خدا خیلی از هم راضی هستیم و یکدیگر را دوست داریم.
    یک جمله می گویم:
    زندگیم را مدیون شما هستم.
    خیلی دوستت دارم، استاد عزیز.
    مشکلات کوچکی هم بینمان است که روز به روز در حال کم شدن هستند.
    برای از بین رفتن اضترابهای بینمان برایمان دعا کنید.(دکمه ت دسته دار خراب شده!)
    خواهر خانمم مشکلاتی دارد. به او گفتم شما انشاالله می توانید علاجش کنید، در نظر سنجی هم شرکتش دادم. به خاتر اعتمادی که به من دارد کاملا قبول دارد که شما می توانید علاجش کنید و انشاالله هر چه بفرمایید انجام می دهد.
    مشخصات را می فرستم

  69. miad می گوید:

    ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي :ميآد

    خواسته شما چیست؟رفع مشکلات و رفع بیماری افسردگی

    -2يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد(داخل يا خارج کشور ايران) ما با برخي از شماره ها تماس گرفته و اطمينان حاصل ميکنيم . اطلاعات اصلي شما در صورت لزوم در سايت ديده نمي شود:(لطفاً و حتماً شماره دیده نشود)

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟
    گوگل
    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟
    تمامی پرسش و پاسخها و درباره حکمت و فرهنگ ,دین و انتخاب همسر را خوانده ام

    ۴- نام پدر :حم…

    ۵- نام مادر: ا…

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟29-ما

    ۷- وزن :59

    8- قد :170
    9- جثه و هيکل :لاغر(متناسب )

    10- رنگچشم :قهوه ای تیره

    11- رنگ پوست :گندم گون

    12- شکل بيني يا دماغ :کوچک(عمل زیبایی شده)

    13- شکل صورت: گرد

    14- رنگ موها :قهوه ای تیره

    15- شکل و حالت موها :کوتاه

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :جای خال عمل شده در صورت

    ۱۷- تشريح درخواست خويش :
    همیشه دوست داشتم مورد محبت قرار بگیرم وکسی را به عنوان همدم کنار خودم داشته باشم.چدر و مادرم همیشه با هم جر و بحث دارند.و هیچ وقت مادرم از پدرو راضی نیست از صحبت کردنش ,را رفتنش,رفتارهای اجتماعی و به خاطر پول. تحصیلات دانشگاهی را به چایان بردم در شرکتی مشغول کار شدم با فردی که از شهرستانی دیگر برای کار به آن شرکت آمده بود آشنا شدم و من عاشق وشیفته او شدم.غافل از اینکه او بیشتر به طوع چول پدر عاشق من است..با هزاران دردسر خانواده مخالف با این ازدواج را مجبور به رضایت از این ازدواج کردم..مادرم همیشه نالان ,از ازدواجم بود..و من با این همسر مشکلات فراوان داشتم..برای اینکه مهرش را جلب کنم ابتدا ببدون هیچ پرسش و پاسخ چشم را می گفتم ولی امر ونهی و نارضایتی او ادامه داشت…مرتب درگیری….من متوجه شده بودم او آنچنان علاقه ای به من ندارد.(من در این مدت به پرونده مهاجرت او ملحق شده بودم و تمامی کارهای مهاجرت را انجام داده بودیم) اما او بدون اطلاع من با برداشتن مدارک از کشور خارج شد….من ماندندم و دنیایی از افسردگی و شوک حاصل از عمل او..بعد از 1 سال که از برگشت یا پذیرفتن من کنار خودش ناامید شدم..اقدام به جدایی (غیابی کردم).
    همزمان تحت مشاوره روانشناسی و استفاده از قرص زولافت, بوسپيرن, زاناکس کردم.و همچنان قرار دارم. .
    با مادرم رابطه خوبی ندارم.از او ناراحتم.
    همچنان در همان مکان شاغل هستم.
    حس می کنم در یک مسیر و بدون هیچ امید به آینده قرار گرفته ام.نگران بیماری ام هستم.آیا بیشتر می شود.تا کی باید بیمار باشم؟این حق من نیست که سالم باشم؟آیا همسر آینده بداند قرص مصرف میکنم باز هم به عنوان همسر قبول دارد؟اصلا من ازدواج میکنم؟ من خوشبخت می شوم؟
    از آیند خیلی بیمناکم.وحشت از آینده.
    نماز میخوانم.گاهی ایمانم به خدا را از دست می دهم.به دنبال این سوال هم هستم چرا اتفاقات بد برای انسانهای خوب می افته؟ چرا خدا به بنده هاش زجر میده؟
    پاسخ

    هيچ خواستگاری تا کنون نداشته ام(4 ماه است که به طور کامل جدا شده ام).(چهره ام خوب است. خوب لباس میپوشم)

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید :5000 تومان اولیه+ 12000 تومان
    و همچنین در صورت “”"درمان و گرفتن پاسخ”"” مبلغ 50000 تومان پرداخت می کنم.

    پاسخ:هرچند مشکل شما برای خودتان بزرگ می نماید .اما دیگر آنرا بزرگ نکنید.
    اول شما باید بدانید پدر و مادر خیر و صلاح انسان را می خواهند و دعای آنها در حق فرزند بسیار موثر است و
    شما در این رابطه مقصرید و تلاشی برای نزذیکی نمی کنید ..
    دوم باید دست از خوردن مواد مخدر بردارید با ورزش و میوه و سبزی و وورزش و تحرک .و کوه و…آب خودرا آرام کنید ماست و لبنیات و گیاهان آهن دار و ویتامین ب دار زیاد بخورید
    گذشته را یک بار کامل مرور کرده و نوشته و بعد رها و فراموش کنید ..
    در باره ازدواج هم من مکر می نویسم شما پاسخها را به دیگران بخوانید بسیاری از دختران و زنان ج.ان مشکل مشابه شمارا دارند .اما تکرار مکرر پاسخها هم مرآزرده و خسته می کند .به پاسخها و سوالات سایت رجوع کنید .هیچ کس با بهترین جفت هم پس از مدتی احساس کمال ندارد وباید در حای دیگری این حس را یافت .شوهر کردن و زن گرفتن تنها راه آرامش رسیدن نیست .باید خودرا بشناسید به خانم دیگری پاسخ داده ام در همین یکی دوروز کذشته آن را بخوانید

  70. مريم می گوید:

    حدود 8 روز قبل اطلاعات را وارد کرده و نظر سنجي را هم پر کردم الان پس از چند روز که به این قسمت مراجعه کردم مطالبم حذف شده لطفا علت را توضیح دهید.

  71. محمد باقر می گوید:

    سلام استاد
    متاسفانه فرم ورود اطلاعات پيداش نكردم لطف مي كنيد مرا راهنمايي كنيد. با تشكر

  72. ترمه می گوید:

    با سلام
    بعد از این مدت یادداشت من در حال تعدیل است ممنون میشوم اگر توضیح دهید معنی این جمله چیست وبه من اطمینان دهید که به درخواستم پاسخ خواهید داد این موارد برایم مهم وحیاتی هستند وسوالات دیگری هم دارم که می خواهم بپرسم وباز هم ممنون میشوم اگر دست کم شماره ام راحذف کنیدحق نگهدارتان باد.

  73. فاطمه می گوید:

    1-فاطمه
    2-از طریق سایت گوگل با شما آشنا شدم .
    3-مشکلات مردم در مورد مسائل زندگی را در سایت مطالعه کردم.
    4-نام پدر : غل
    5-نام مادر: م…
    6- ..4 ساله از ت….هران
    7-وزن : 62
    8-قد: 172…

    10-رنگ چشم: خرمایی
    11-رنگ پوست : سفید
    12-شکل بینی: کشیده
    13-شکل صورت: کمی کشیده
    14-رنگ موها: مشکی
    15-شکل و حالت موها : کوتاه و مجعد
    16-علامت مشخصی در صورت یا بدنم ندارم .

    17-استاد عزیز من فاطمه هستم فرزند آخر خانواده و 4 برادر بزرگتر از خودم دارم که فقط برادر بزرگم ازدواج کرده و بقیه ما مجرد هستیم .
    من مشکلی در زندگی دارم که فکر من را به خود مشغول کرده و آن این است که هر شخصی به خواستگاری من میاید ، وصلت انجام نمیشود و در روحیه من تاثیر زیادی گذاشته است و من احساس میکنم که همیشه وضع به همین صورت خواهد ماند و تا آخر عمر تنها خواهم ماند .
    میخواستم از شما خواهش کنم که به من بگویید که من حدودا یا دقیقا چه زمانی ازدواج خواهم کرد تا من از این مشغولیت فکری رها شوم و به آینده امیدوار شوم تا بتوانم روحیه از دست داده ام را بدست آورم . با تشکر از استاد عزیز

    18-من مبلغ 9000 تومان بابت رفع مشکل و 5000 تومان بابت پاسخ گرفتن از جنابعالی یعنی جمعا 14000 تومان به نیت 14 معصوم به زیارتگاه امامزاده صالح پرداخت خواهم کرد .

    پاسخ:1-شما به لحاظ پروش در محیط پسرانه در مقایسه >حالت زنانه(لطافت]کمتری دارید و2- بعد باید به وضع برادران خود توجه کنید .دافعه آنها هم برای خواستگاران زیاد است . و سوم باید توقع خود را پایین آورده در حد خانواده خود :شوهری بخواهید .بدهی خودرا هم به مدد کاری هلال احمر دهید فقط

  74. فاطمه می گوید:

    با سلام
    من دیروز نامه ای در همین قسمت برای درخواست کمک از جناب دکتر فرستادم و نامه ای به ایمیل من از طرف سایت شما فرستاده شد که حاوی لینکی بود ولی وقتی من روی این لینک کلیک میکنم ، این سایت برایم باز نمیشود و این لینک توسط دولت جمهوری اسلامی فیلتر شده است…میخواستم من را در این مورد راهنمایی کنید….
    در ضمن نامه ای که من در این قسمت برای جناب دکتر نوشته بودم ، از بین نامه های دیگران حذف شده ، دلیل این موضوع را هم لطفا به من بگویید.
    و اینکه من پرسشنامه اعتماد را از کدام قسمت سایت میتوانم پیدا و تکمیل کنم ؟
    با تشکر از زحمات شما

  75. miad می گوید:

    با سلام چرا نظر من در انتظار تعدیل است؟؟؟؟؟؟،

    و کی پهسخ می دهید؟؟
    miad می گوید: نظر شما در انتظار تعديل است.

    سپتامبر 22, 2009 در t 09:04 | پاسخ

  76. فاطمه می گوید:

    1- فاطمه
    ۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق خاله ام
    ۳-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟خواندم
    ۴- نام پدر: حسینعلی
    ۵- نام مادر: آمنه
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد27 سال
    ۷- وزن73 ۸- قد163
    ۹- جثه و هيکل: چاق
    ۱۰- رنگ چشم: قهوه ای
    ۱۱- رنگ پوست: سفید
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ: معمولی و اندکی سرهوا
    ۱۳- شکل صورت : دراز و معمولی
    ۱۴- رنگ موها: قهوه ای
    ۱۵- شکل و حالت موها: نرم و نازک و موج دار
    ۱۶علامت مشخصه :خال کوچکی روی بینی با سلام خدمت استاد ارجمند حالم بسیار خوب است دستور را انجام می دهم خودم بهتر شدنم را واقعا حس می کنم واقعا سپاسگذارم نمیدانم چرا فکر میکردم خوب نمی شوم ولی حالا مطمئن هستم خواهش می کنم کمکم کنید می خواهم برای همیشه خوب شوم ویک زندگی عادی داشته باشم وبتوانم ازدواج کنم خواهش میکنم کمکم کنید من هیچ راه گریزی ندارم کمکم کنید

    پاسح:
    شما یک خط درمیان و تنبلانه کارتان را دنبال و پیگیری می کنید و احتمالا کم خونی داشتید .ننوشتید قبلا چه مساله ای داشتید و کار بدی کردید اما درهر حال باید به رزیم داده شده ادامه دهید و ازهمه میوه ها و سبزیها و گوشت هر روز بخورید از غذای چرب و شیرین وشور و مصنوعی فرار کنید و تکان زیاد بخورید نیز ماهی یک کیلو حداقل از وزن خود بکاهید .غذای کم کالری بخورید حساب میزان انرزی و کالری همه غذاها را داشته باشید گیاهی بیشتر بخورید ..به نظافت ظاهر و داخلی و شخصی و زنانه دقت و وسواس بیشتر داشته باشید .برای ازدواج باید
    فرم و حالت بدن خودرا تغییر دهید .چاقی سن را بیشتر نشان می دهد.

  77. یدا... می گوید:

    حضور محترم جناب آقای …
    این جانب حدود یک ماه پیش مشخصات خود را در سایت وارد کردم ولی چند روز بعد پاک شدند. از شما برای برای رفع مشکلات ایجاد شده برایم درخواست کمک دارم خواهش می کنم راهنمایی فرمایید
    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري
    ۱- نام کوچک :یدالله
    خواسته شما چیست؟ رفع مشکلات و راهنمایی برای تصمیم گیری

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ کتاب دانستنیهای در مورد جن را خواندم و جهت تماس با شما با انتشارات کتاب مذکور تماس گرفتم که سایت شما را از طریق جستجو پیشنهاد کردند.

    ۴- نام پدر :کریم
    ۵- نام مادر:دلنواز
    ۶- سن :36سال اصفهان

    ۷- وزن (به کيلو گرم ):84

    8- قد ( سانتي متر):176

    9- جثه و هيکل : متوسط
    10- رنگ چشم : قهوه اي (میشی)
    11- رنگ پوست :سفيد
    12- شکل بيني يا دماغ : بلند
    13- شکل صورت : کشيده
    14- رنگ موها :مشکي
    15- شکل و حالت موها : کوتاه
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :ندارم
    ۱۷- تشريح درخواست خويش
    از دو سال پیش خوابم کم شده بعی شبها گاهی فقط نیم ساعت خوابیدم بدنم و سرم بعضی وقتها به شدت درد می گیرد .احساس می کنم کسانی قصد اذیت کردن من را دارند. مشکلات زیادی در این مدت برایم و برای همسایه ام که در یک ساختمان زندگی می کنییم پیش آمده است. با این شیطان پرستها و شیطانهای انسی و جنی چه کار کنم ؟آیا فقط صبر کافی است؟ من را برای مشکلات پیش آمده و تمیم گیری برای آینده راهنمایی نمایید.

    با توجه به اینکه در شهرستان زندگی می کنم در خصوص مبلغ پرداختی چگونه عمل کنم؟

    پاسخ:
    شما بیش از هر چیز مشکل روحی دارید ضمنا به دکتر مغز و اعصاب برای اسکن و معاینه رجوع کنید چیزهایی اضافی در سر و مغز شما هست.ضمنا همیشه دوستان اصفهانی برای پرداخت صدقه به فقرا مشکل داشته اند.شما هم روی همه اما از دید ما بدهکارید

  78. مرجان می گوید:

    سلام استاد.من خیلی وقته منتظرم.از تاریخ 8 جولای.اومدم تو سایت دیدم نامه ام هم حذف شده.ولی به یک نفر که 7 روز پیش نامه نوشته جواب دادین.پس مجددا براتون نامه می نویسم.ممنون میشم زود جواب بدین.

    1-مرجان
    2-از طریق سایت گوگل با شما آشنا شدم .
    3-مطالب زیادی از سایت را خواندم
    4-نام پدر : ک
    6- سن:25
    7-وزن : 50
    8-قد: 165
    9-رنگ چشم: قهوه ای
    10-رنگ پوست : گندمی بسیار روشن.نزدیک به سفید
    11-شکل بینی: کشیده
    12-شکل صورت: بیضی
    13-رنگ موها: قهوه ای
    14-شکل و حالت موها : لخت
    15-علامت مشخص:خال گوشتی روی شقیقه

    نوشته بودم که با وجود اینکه وضع مالیمون خوب نیست و همش داریم وام میگیریم و قسط میدیم.با کمک مالی خواهر مهربانم لیسانس گرفتم.شاگرد اول دانشگاه بودم با معدل بالا لیسانس گرفتم اما نگذاشتن بدون کنکور برم برای فوق.هر چی فکرشو میکنم انگار خدا نخواسته بود.امتحان دادم تهران قبول شدم.به تهران رفتم نه احساس تنهایی داشتم نه ترسی و نه نا امید بودم.
    2بار عاشق شدم.دفعه اول واقعا نمیدونستم عشق یعنی چی .چون 20 سالم بود.و طرف مقابل اول عاشق شد هر چند هیچ اقدامی برای ثابت کردن عشقش انجام نداد.روزی که فهمیدم عاشقم دیگه دیر شده بود.هم اون اشتباه کرد هم من.و اون ماجرا 2 سال اشک را به دنبال داشت.اما تجربه شد برام.و حالا وقتی به یادش می افتم هیچ حسی نسبت بهش ندارم.نه ازش خوشم میاد نه بدم میاد.
    2 سال پیش با کس دیگه ای اشنا شدم.همه چیز ایده ال بود.ایراداتی هم داشت.که من تا حدی که میشد پذیرفتم.خودم هم ایراداتی داشتم که ایشون پذیرفتن.همه چیز خوب بود که یک دفعه نمیدونم چی شد اوضاع به هم ریخت.همیشه میگفت تنهام نگذاری اما یه روز خودش خواست که بره.خواهرم(6 سال بزرگتر از من هستن) هم باورش نمیشد که اون داره میره.خواهرم میگفت اصلا انتظارشو نداشتم شما ها به هم خیلی میومدین.من هیچ چیز نداشتم بهش بدم فقط محبتم.همیشه محترمانه برخورد میکرد.هیچ وقت من را نرنجوند.فکر میکنم رفتنش کمی به خاطر من بود.فکر میکرد من میتونم انتخاب های بهتری داشته باشم .ایشون 38 سالشون بود.با مادرم صحبت کرده بودم بعد یک مدت رضایت دادن.خواهرم هم میخواستن پا در میونی کنند. رفتن ایشون برای من یک شوک بود.باور نمیکردم.تا چند ماه اشک ریختم.و بعد از چند ماه حتی گذشتن از مسیرهایی که با هم رفته بودیم منو اروم میکرد.ازش ناراحت نبودم.چون همیشه بینمون احترام بود.اما من حقیقتا دوستش داشتم.هنوزم دوستش دارم.و این حس از سر تنهایی نیست.یک ساله که با یاد اون پا میشم.و همیشه به فکرشم.یه مدت مرتب غمگین میشدم.حضورشو تو اتاق حس میکردم و اروم میشدم.الان یک ساله گذشته.به خودم گفتم شاید دیگه برنگرده چون با پای خودش رفته.گفتم به فکر خودم باشم و اگه خواستگارخوبی اومد قبول کنم.اما حضورشو تو دلم حس میکنم.انگار که پیش منه.خودمو از اون جدا نمیبینم.هر وقت به یه فقیر کمک میکنم به یادش میافتم.به یاد روزی که به یه پیرمرد که توی اشغالها را میگشت کمک کرد و به من گفت اگه ببینم کسی تو زباله ها را میگرده حتما کمکش میکنم.و من یاد گرفتم ازش…چقدر راحت با بچه هایی که فال میفروختن ارتباط بر قرار میکرد.در حالی که خیلی از ماها راحت از کنارشون رد میشیم.روز تولدش را بهش تبریک گفتم.قبلش با خودم عهد کردم که این تبریک را بهانه ای برای ارتباط مجدد قرار ندم.فقط و فقط به خاطر خودش باشه.و یک ایمیل دادم (در حد یک خط) و 2 روز بعد ایشون تشکر کردن(در حد یک خط ).شما بگید.ایا اون برمیگرده.ایا کس دیگه ای قسمت منه؟اگه بگید من کی ازدواج میکنم ممنون میشم.فعلا از خودم پولی ندارم.لطفا جوابم را بدین + شماره حساب.تا اگه شما قبول کنید بعدا واریز کنم.ممنون.

    پاسخ:
    شما ظاهرا احساس را یرعقل خود غلبه می دهید .ما مطلب در این باره زیاد داریم باید بگردید و در باره کاربرد عقل بیشتر تمرین کنید این افراد هم آدمهای خوبی نبودند مخصوصا دومی که هم زمان با چند نفر بوده و کاری زشت . گناه است.اما شما باز دنبال او هستید .ما چه باید بگوییم .جواب هرکه دیر می شود دیوار کوتاه تر از ما ندارد داو قال و اعتراض می کند .مثل خود شما .اما اینجا که باید دنبال حق باشید دنبال چاپلوسی و کرنش به این مرد ؟؟هستد برای ازدواج هم کمی مشکل دارید چون از نظر ظاهرهم کمی مشکل دارید باید کمی چاقتر شوید .بعد با موقعیت شغلی و اجتماعی بهتر شوهر کنید زیرا با وضع موجود تحت سلطه کامل می روید

    • مرجان می گوید:

      ممنون که جواب دادید.3 ماه بود منتظر بودم.بنده به شما اعتراضی نکردم.به دنبال چاپلوسی و کرنش به هیچ کسی هم نیستم.چون قبلا یک تجربه تلخ داشتم در مورد عشق دوم دقت بیشتری به خرج دارم.پس نمیشه گفت به خاطر اینکه هنوز ایشان را دوست دارم ادم منطقی نیستم. باور ندارم که ایشان با چند نفر بودن.از این اخلاقها نداشتند.البته خدا عالمه…دلم گرفته.هر چی فکرشو میکنم میبینم این حق من نبود.بله حق با شماست.باید به دنبال کار و موقعیت شغلی باشم.گاهی از کار خدا سر در نمیارم…
      من خیلی چیزها را در زندگی تحمل کردم اما این 4 ساله…و اما در مورد ظاهر.خودم از هیکلم و قد و وزنم خوشم میاید.خیلی ها میخواهند مثل من باشند!اینجور که شما میگید لابد دیگران چاپلوسی من را کردند!(شوخی بود).دلم پر است.حتی با اشک ریختن هم ارام نمیشوم.به هر حال بازم ممنون.

      پاسخ:
      بشر موجودی است ضعیف و ناقص و کوچک و خدا کامل و قوی و بی نهایت بزرگ .و هیچ بنی بشر از کار خدا سر در نمی آورد نه شما نه بزرگان همه حیران بودند حتی پیامبران با همه نزدیکی به خدا از دست ظالمان و دنیا طلبان و زورگویان خسته و به خدا پناهنده شده و مدام از خدا طلب مرگ داشتند چرا؟ این جور بوده؟ علی ع حاکم چندین کشور امروزی بوده در حین ضربت خوردن می گوید رستگار شدم ، چرا؟؟ کدام فرد عاقل یا پیامبری گفته خدا مارا در درد و رنج و عذاب خواسته یا می خواهد؟ مگر خدا ؟ضعفی دارد؟ نه .اینها توجیه ظالمان دغل و زیرک و مظلوم تنبل یا جاهل است…
      و این که این حرفها که شما و دیگران در حین سختی می گویید و به خدا اتهام می زنید یعنی مشکلات فرد و جامعه ارتباط به خدا ندارد.اگر آدمی ؛و مردمی دزد و تبهکارند و خودشان خراب اند .خواست مستقیم خدا نیست که آدمها و مردم در فقر و جهل و ناامنی باشند .البته عده ای کار نمی کنند یا در محیط نامناسب اجتماعی و جغرافیایی و … هستند.و رضایت داده اند اینها خود کرده و محیط بد برای خود و دیگران را درست کرده اند یا حفظ یا تداوم می بخشند یا … اما آدمها جهل و تنبلی خویش را هم توجیه می کنند .از سوی خدا دانسته و یا به گردن خدا می اندازند درست ماجرا را درک نکرده و نباید این جور با خدا برخورد کرد.خدا نمی خواهد ما زیر بار کسی برویم …مخصوصا ظلم از هر نوع آن چرا مدام کم کاری و نابرابری در جامعه را به خدا مرتبط کنیم ؟ خدا که راه درست رفتن را همراه با خیر و برکت می داند مخصوصا اگر در باره جوامعی باشد که نظم و عدالت دارند .اما عدالت و نظم در جامعه مربوط به درستکاری و نظم در آحاد مردم است .تمام قران و کتب دینی ظاهرا از قصه های قدیمی می گوید اما اینها با وضع جوامع موجود و آتی تطابق دارد و میتوان ملاک برای انحراف و درست حرکت داشت .قصه فرعون و موسی و نمرود و … برای چیست؟برای چه؟ فقط اساطیر است ؟ نه. می گوید هر جامعه که با ظلم در روابط روبروست نه فقط به مظلوم که به تک تک افراد حال و آینده و به کلیت افرادش و به کل ظلم همه می کند و به عکس با استقرار عدل به همه خدمت می کند .ظلم هم همیشه از طرف دیگران نیست .بدترین ظلم ظلم خود آدم به خودش است.با ظلم جمع به خود و… فرد و جمع و جامعه و… اگر به ویژه اسیر نفس و بی اراده و عقل باشد .
      شما هم باید در رفتار مردم مخصوصا مردها دقت کنید و در روابط جمعی خود اسیر و مفعول نباشید.و نه در روابط با خودتان و این نکته مهمتر از اسارت قبلی است اگر فرد اسارت را بپذیرد دیگر بازی را از دست داه است …در این رابطه باید تا حد ممکن فاعل و تصمیم گیرنده باشید و این مهم را بیاموزید و از من هم نخواهید.تا همه چیز را توضیح دهم که نه وقت هست …نه حوصله .و هم بارها تکرار کرده ام در نامه دیگران …شما هم اگر راست گفتید که شاگرد اول بودید باید خودتان بگردید و مساله تان را در آورید روشن و واضح مخصوصا در ضعفهای خودتان و خود بپرسید و خود بسیار بخوانید مدام خود را وارسی کنید همانقدر که به هر چیز بی ثمر و بی ربطی دقت دارید به خودتان هم توجه کنید و ضعف و قوت خود را وارسی کنید .دیگران را وارسی کنید نه فضولی و دخالت بلکه ادب گرفتن از بی ادبان و کار بد دیگران را نکردن و این با خودخواهیها و خودپرستی و خودپسندیهای معمول و رایج خیلی فرق دارد این مهم را هم دریابید .و بدانید در جامعه ما زنان و دختران غالبا مشکل شما را دارند و در همین سایت ببینید چقدر از این حرفها می زنند .اما چرا آدم این همه در دوره جوانی انسان نیاز به جنس مخالف می یابد ؟؟ بخش اساسی آن غریزه و امیال و هوس است و در جامعه ما مقدار زیادی هم تربیتی و فرهنگی است و نیز عامل روانی هم هست .آیا قبل از عاشقی این امور را بررسی کرده ایم؟؟؟ یا غالب جوانها بی دقت و خودشناسی و خودخواهانه و کاملا بی تعقل دنبال هوا و هوس می روند.و نام عشق برآن می نهند عشق را باید شناخت و درک کرد و خوب هم فهمید و نیز هوا و غریزه جنسی را و سپس عشق را با با هوا و هوس و شهوت تفاوت نهاد . سعی در جواب فوری و توجیه نداشته باشید که نه من چنین و چنانم من پاسخ دیگری هم ندارم بدهم .فقط در پایان سعی کنید راز نیاز را به موجود دیگر یا وجود دیگر را در عشق درک کنید نه این که مبادا حیوان وار دنبال غریزه باشید.

  79. ترمه می گوید:

    با سلام
    می خواستم بدانم آیا آقای دکتر از سفر بر گشته اند که پاسخ یادداشت 3 اکتبر داده شده؟و اگر جواب مثبت است یادداشت من 16 سپتامبر بوده وپس ا ز چند روز که در انتظار تعدیل بوده حذف شده آیا دوباره باید اطلاعات را وارد کنم؟با تشکر
    پاسخ:
    شما را داده ایم

  80. علي محمدي می گوید:

    سلام آقاي ….
    بنده بعد از اينكه شما را از نزديك زيارت كردم با آقاي جمشيد علي نژاد پسر 19 ساله . بعد از آن يكبار ديگه بردم براي انرژي درماني و ديگه نبرده ام قراره آقاي بگن كي ببرم و فقط عيد فطر تماس داشتيم
    و آن آقا هم در روستا به رژيم غذاي گفته شده ادامه مي دهند . و خود بنده هم اخيرا” ازمايش نداده ام ولي تنها كاري كه در اين مدت كردم از ماه رمضان به اين طرف خامگياهخواري مي كنم و لب به غذاي پخته نمي زنم . سير و پياز بيشتر مصرف مي كنم .

    اگر دستور غذايي ديگري لازم مي دانيد يا ادامه بدهيم
    با تشكر
    علي
    پاسح:بارها گفته ام که حتما باید مشخصات بیماررا بدهیدبنده فراموش می کنم همه هم از هم می ترسید و نمی گذارید اطلاعاتتان در سایت باشد .اما معمولارشد و یادرمان وبهبودی در هپاتیت نافل و سزطان خون تدریجی است.باید هردو دستورات داده شده را کاملا رعایت کنید و با طبیعت بیشتر سرو کار داشته ورزش کنید مخصوصا در باره جوان یاد شده که سرطان خون دارد در پیگیری کار جدی باشد وتنبلی نکند و کار بدنی زیاد کند .بیماری شما هم با مساعی خودتان وعنایت خدا حل میشود

  81. مریم می گوید:

    با سلام و احترام
    از طریق سرچ در اینترنت با سایت آشنا شدم و جند ساعتی وقت گذاشتم و مطالب را خواندم هرچقدر سعی کردم اطلاعاتی در رابطه با اقای دکتر پیدا کنم متایفانه موفق نشدم سوالی داشتم آیا امکان دارد در صورت ارایه سوال سوال بنده و و بیشتر اطلاعات شخصی مد نظرم است در سایت برای عموم به نمایش گذاشته نشود و از طریق ایمیل از راهنمایی آقای دکتر استفاده کنم در رابطه با کمک به هلال احمر هم من افتخار این و داشتم که چندین بار به بهزیستی کمک کنم و اگر مانعی نباشد ایا امکان هست به جای پرداخت به هلال احمر روش کمک خود را دنبال کنم؟
    با تشکر فراوان
    پاسخ:ترس از دادت اطلاعات شخصی یکی از مشکلات ماست که مدام باید مورد سوال و پااسخ باشیم .اما اگر دقت در پاسخها ودرخواستها می کردید که نکردید .پاسخ سوالات شما بارها داده شده است .

  82. مرجان می گوید:

    استاد عزیز سلام.حق با شماست .مطالبی که در مورد خداوند گفتید را کاملا قبول دارم.و قبول هم دارم اگر اشتباهی صورت میگیرد نباید ان را به پای خدا نوشت.گاهی به یاد افراد و مسائلی میافتم.و این موقع است که به خودم میگم قضاوت کار تو نیست.چرا که ما در حجاب زمان و مکانیم و اگاهی کامل نداریم.و اینکه هیچ کس کامل نیست و همه ما در زندگی خطا کرده ایم.برای همین بود که گفتم گاهی از کار خدا سر در نمیارم.و من این بنده ناچیز کی باشم که بخوام خداوند را زیر سوال ببرم.درباره ازدواج هم بله هر کسی غریزه جنسی دارد و بهترین راهش ازدواج است.و اما بهترین ازدواج ازدواجی است که همراه با علاقه باشد.و اما عشق،ازدواج بدون عشق را نمیپذیرم حتی اگر نیاز جنسی داشته باشم. کمی تند جواب نامه ام را دادید.نمی دانم شاید این تندی حقم بود.از وقتی هم که گذاشتید ممنونم.

  83. مریم می گوید:

    با تشکر از پاسخ سریع و صریح شما
    شاید صفت احتیاط را بتوان نیز بر آن ترس افزود بعضی از افراد به دلیل موقعیت کاری و غیره که خود بیشتر در جریان آن هستید شاید از ارایه اطلاعاتی چون شماره تلفن و یا نام فامیل معذور باشند و ننوشتن دورغ را ترجیح می دهند بر اینکه ترسو خوانده شوند (هرچند مشخص است از پاسخهایی که داده شده که شما قادر به تشخیص چنین مسایلی هستید)
    امیدوارم پاسخ بنده را بدهید من خوابهای میبینم که بسیاری از آنها تعبیر می شود با فاصله زمانی کم بسیاری از اطرافیان هم به این موضوع شهادت می دهند چند وقت پیش خواب زند یاد فروغ فرخزاد را دیدم که با ماشین معروفش من را سوار کرد و در اغوش کشید آنقدر این آغوش کشیدن واقعی بود که احساس می کردم جالب اینجاست من زیاد شعرهای ایشان را مطالعه نمی کنم
    حس بسیار خوبی از این خواب داشتم
    بسیار مایل هستم نظر صاحب نظری را در این مورد بدانم
    من فرم اعتماد سنجی را پر کرده ام
    متولد 14 آذر هستم و 28 سال سن دارم
    مشخصه اصلی ماهگرفتگی پهلو و خال ریز کف دست راست
    چشم مشکی
    وزن 47
    قد 157
    مو صاف مشکی
    نام پدر یوسفعلی
    حالت چهره کشیده
    بینی معمولی

    از توجه شما صمیمانه سپاسگزارم

    پاسخ:آن هم سختگیری برای ترس از دادن نام و…و درخواست ایمیل شخصی ما و…و باز اطلاعات ناقص دادن یا فرستادن ..؟ خودتان را جای ما بگذارید ؟؟؟؟.
    ضمنا :اطلاعات مورد نظر شما از هیچ کس ؛روی سایت نیست مگر خودش بخواهد
    شما اخلاقا نمی خواهید باز عمل کنید چون ترسویید می ترسید هرچه از خود نشان دهید بعدا و احتملا بر ضد شما استفاده شود و در کل چیزی را از خود به دیگران نشان می دهید که لازم بدانید و محاسبه دقیق شما اجازه دهداما…شما زیاده از حد محتاطید .افراط و تفریط خوب نیست و این صفت شما هم جالب نیست
    خواب شماهم چیز خاصی برای تعبیر ندارد.فکرتان را آزاد کنید
    20 هزار تومان به مددکری هلال احمر در ونک بدهید .

  84. maryam می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما :مریم
    خواسته شما چیست؟ درمان

    يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد:تبریز خ عباسی 94 پ 27 – 041041
    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟search

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟رویا – علت و درمان بیماریها-شناخت بدن انسان

    ۴- نام پدر :یعقوب

    ۵- نام مادر: رباب

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟37- تبریز

    ۷- وزن (62 کیلو گرم )

    8- قد ( 156)

    9- هیکل: متوسط ،

    10- رنگچشم :( قهوه اي

    11- رنگ پوست (سبزه ،
    12- شکل بيني يا دماغ :کوچک

    13- شکل صورت :گرد
    14- رنگ موها : قهوه اي و رنگ شده

    15- شکل و حالت موها :بلند

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( بریدگی کوچک و محو گوشه ابروی چپ
    ۱۷- تشريح درخواست خويش (3 سال است ازدواج کرده ام و فیبروم داشتم حالا یکسال است که عمل کرده ام و آزمایشاتم و سونوگرافیها و آزمایش همسرم طبیعی است ولی باردار نشده ام. در ضمن با خانواده همسرم هم مشکل دارم .آنها از من متنفر هستند با وجود اینکه ما از طریق خواستگاری ازدواج کرده ایم. زندگی ما پر از سوء تفاهم شده است و در آستانه تلاشی است لطفا به من کمک کنید.
    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): 5000 تومان (به علاوه ۵۰۰۰تومان اولیه برای فقط پاسخ گرفتن.)افراد ی که این مبلغ را ندارند اعلان کنند ولی اگر ببینیم درست نگفته اند هیچگاه پاسخی نمی گیرند.آنها هم که وافعا در فقرند وندارند فوق العاده معدودند و باید به آنها هم کمک شود.بنویسند که قادر به پرداخت کمک نیستیم.

    پاسخ:با شرایط موجود بهتر است بچه دار نشوید به نظر ما کار شما به طلاق می انجامد وازدواج مجدد …..و اگر در ازدواج دوباره بچه دارنشو ید تماس بگیرید راه درمان گفته شود

  85. miad می گوید:

    سلام و خسته نباشید
    سوالی را در تاریخ2009/sep./22 مطرح کرده ام که هنوز در انتظار تعدیل است.ببخشید چرا در انتظار تعدیل است!!!؟؟
    و آیا باید کاملتر بنوسیم چون کمی خلاصه نوشتم تا وقت شما را نگیرم.
    با تشکر
    پاسخ:
    پاسخ دادم ضمنا برای درک بهتر سوال و پاسخ خانم مرجان و دیگران را هم حتما بخوانید

  86. مریم می گوید:

    با زهم از پاسخ سریع و صریح شما متشکرم
    حتما 20 هزار تومن را به بهزیستی شهر محل زندگیم اهدا خواهم کرد
    همین که خواب این بانوی آزاده و ژرف اندیش را دیدم بسیار برایم مایه افتخار و شعف است شاید به این دلیل که چند روز قبل از این خواب جمله ای ناخود آگاه به ذهنم رسید مربوط به یکی از سروده های ایشان با این مضمون …… درک عمیق تاریک بودن تمامی چراغهای رابطه
    شاید گفته شما درست باشد در مواردی کاملا محتاط و آنقدر افراطی که ترسو لقب می گیرم و در مواقعی جسور.
    آدرس ایمیل و اطلاعات خواسته شده را ارسال کردم و عذر خواهی می کنم که ناقص بود .
    بسیار مایل بودم اطلاعاتی در رابطه با شخص شما دریافت می کرم.
    با اجازه مشترک سایت هم شدم
    آرزومندم راهنماییهای شما مخصوصا در بخش درمان مریضان بیشماری را شفا دهد.
    و پاسخهایی که به مسایل احساسی افراد می دهید چراغی برای روشن کردن راه زندگیشان باشد

    *پاسخ:نام مادرهم نبود..
    نه به آدم ترسو می توان اعتماد کرد و نه جسور و خیلی شجاع…به تجربه به آن رسیده ام.
    اطلاعات شخصی من هم به درد شما نمی خورد.
    پول را هم فقط وفقط بایدبه جای خواسته شده از سوی ما .. بدهید نه بهزیستی.والا دفعات بعد پاسخی به درحواستتان نمی دهم

  87. علي محمدي می گوید:

    سلام استاد
    خدمت شما عرض كنم كه در روستا از ارتباط بنده با شما و تحت درمان بودن پسر سرطاني در جريان هستند . لذا مادر و دائي خانم با مشخصات ذيل به بنده مراجعه كردند تا بيماري وي را با شما در ميان بگذارم.:
    مادر اين خانم از روستاي ماست و پدرش از روستاي همجوار ما و مادر و دائي وي در يك عروسي مشكل خانم را به من گفتند.
    مشخصات بيمار:
    نام : اكرم
    نام خانوادگي: تقي نژاد
    نام پدر: جبرئيل( چند سال پيش در اثر تومور مغزي فوت شده است)
    نام مادر: طاهره
    تلفن تماس 09144320294 تلفن دايي آن خانم
    محل سكونت : آذربايجان شرقي – شهرستان مهربان – روستاي قيصرق
    سن :17- يا 18 و متاهل
    قد:160
    رنگ پوست : گندمي
    رنگ چشم : قهوه اي
    تشريح بيماري :
    بنا به تشخيص پزشكان رگ عصب پشت گردن باد مي كند و به كل بدن از جمله به پاها سرايت مي كند وكل بدنش باد مي كند الان وزن وي نزديك به 80 كيلو گرم مي باشد كه يك زماني حتي قادر به حركت نبود.با تشكر
    علي

    *پاسخ:
    عصب مربوط به مخچه است از بچگی کمردرد و…داشته توجه نگرده اند از زمان بلوغ به بعد شدت گرفته و فعلا عصب از بین رفته و قابل ترمیم نیست .عمر زیادی ندارد.مگر خدا مدد کند

  88. نغمه می گوید:

    با عرض سلام من دیدم پاسخ بقیه داده شده می خواستم بدونم پاسخ من را کی می دهید و مطلبی را که نوشته ام هم نمی بینم.

  89. فریدون می گوید:

    مدت 8 سال است که دیسک کمر دارم به دکترهای زیادی مراجعه کرده ام …….

    تاکنون نتوانسته اند مشکل مرا حل کنند…….. لطفا” راهنمایی نما یید …………دارای درد زیادی هستم امانم را بریدده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخ :
    مطالب این صفحه را نخوانید!!!؟؟؟ مثل دیگران مشخصات و مقررات را وارد و عمل کنید

  90. نغمه می گوید:

    با سلام و خسته نباشید من چند ماه پیش مطلبم را فرستادم گفتید صبر کنم اقای دکتر برگردن و الان می بینم که کسانی که مثل من منتظر بودن پاسخشان را گرفته اند با اینکه من زودتر از انها نوشته بودم لطفا علت را بگویید ایا باید دوباره مطلبم را بنویسم ؟ایا باید بیشتر توضیح بدم؟ خواهش میکنم پاسخ دهید.

  91. یدا... می گوید:

    سلام
    همانطور که فرموده بودید برای معاینه و اسکن سر و مغز به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کردم خوشبختانه چیزی مشاهده و تشخیص داده نشد.
    برای مشکلات روحییم چه کار باید بکنم؟
    مبلغ 5000 تومان از طرف شما به یک فقیر که درخواست کمک داشت دادم.

  92. نغمه می گوید:

    با سلام من دیروز کامنت گذاشتم ولی امروز دیدم پاک شده نظر من هنوز درانتظار تعدیل است من در 1تیر مطلبم را نوشتم با اینکه زودتر از بقیه نوشتم ولی هنوز پاسخی دریافت نکرده ام ایا پاسخ میدهید یا نه.

  93. سعیده از المان می گوید:

    با سلام اقای دکتر
    من در حدود سه ماه پیش نامه نوشتم ولی متاسفانه هیچ جوابی تا بحال دریافت نکردم از شما خواهش میکنم در صورت امکان به من حتما جواب بدهید ضمنا من برای جواب شما مانندهر با به خانواده محتاجی کمک مالی کردم و میکنم شمااز این بابت مطمئن باشید . من بی صبرانه منتظر جواب شما هستم.

    با تشکر

  94. نغمه می گوید:

    با سلام من دیروز و روز قبلش کامنت گذاشتم ولی پاک شده لطفا بگویید کی پاسخ من را می دهید مطلب من هنوز در انتظار تعدیل است ایا دلیلی داره که پاسخ بقیه داده شده ولی پاسخ من داده نشده. لطفا جواب دهید

  95. سعيد می گوید:

    فرم ثبت نام رو پيدا نكردم و چه جوري بايد ثبت نام كنم

  96. زهرا می گوید:

    من مشكل جدي دارم شما كه اطلاع داريد لطفا فرم ثبت نام را فعال كنيد هزينه را خود تعيين كنيدخدا حاميتان باشد

    پاسخ :
    فرم همینجاست مطالب این صفحه را بخوانید و نمونه های دیگران که پیام گذاشته اند توجه کنید

  97. بينام می گوید:

    با عرض سلام
    من مطلبم را چند روز قبل نوشتم روز بعد مطلب نيست ولي الان كه مطلبم را ميفرستم مطالب قبل را كه فرستادم ميبينم لطفا پاسخم را بدهيد و اشكال را بر طرف كنيد با تشكر.

  98. ترمه می گوید:

    با سلام واحترام
    یادداشت 12 اکتبر پس از چند روز که در انتظار تعدیل بود حذف شده در حالیکه به دلیل اهمیت موضوع برای خودم منتظر پاسخ شما بودم ممنون میشوم اگر علت را توضیح دهید واز آنجایی که قبلا هم عرض کرده بودم پرسشهای دیگری هم دارم که باز هم خواهش میکنم پاسخ دهید موضوع مربوط به بیماری مادرم است 5 ماه است جراحی تنگی کانال نخاعی انجام داده وهنوز بهبود چندانی نداشته تقریبا بیش از 100متر راه را نمیتواند بدون درد واحساس گرفتگی وورم در قسمت رانها وباسن طی کند این احساس در هنگام ایستادن ونشستن هم وجود داردالبته به سختی میتواند 5دقیقه نشستن را هم تحمل کند به جراحش وجراحان دیگرهم که مراجعه کردیم چیز خاصی نمیگویند وشک ونگرانی ازاینکه نکند چیزی را پنهان میکنند ویا عوارض ناخواسته در طی جراحی میباشدما را آزار میدهد مشخصات مادر
    1نام آی صنم -2ن پ حسینعلی-3 ن م طلا -4سن 55 تهران- 5وزن تقریبا 67 – 6قد تقریبا 158 -7هیکل ورتگ چشم متوسط -قهوه ای-8رنگ پوست گندمگون-9علامت مشخصه خال پایین لب سمت چپ
    اگر مطالب دیگری لازم است بفرمایید ومبلغ را هم خودتان تعیین کنید .با تشکر

    پاسخ:براساس مناسبات جاری و آداب متقابل درهر جامعه سالم و متمدن .من نباید مطلقا به شما جوابی دهم..
    اما در باره مادرتان :یک زخم عادی مثل جراحی بینی و..چند ماه طول درمان دارد .در نامه خود درست وضع مادرتان را توضیح نداده اید آیا ایشان درد دارد یا نه ؟اگر ندارد فلج شده اما راه می رود اگر در حین رفتن درد دارد اشکال ندارد .حداقل یک سال وقت لازم دارد وتا عوارض جراحی کم کم رفع شود .بدهی خود را کلا و تماماپرداخت نمایید و بعد با نشان دادن احترام به حرف ما درخواست جدید مطرح کنید

  99. موسی می گوید:

    با سلام!
    بعد از 2 ماه مراجعه می بینم فرمی که من پر کرده ام نیست!
    لطفاً یک نفر بگوید چرا اطلاعات من پاک شده است؟!!

  100. زهرا می گوید:

    با عرض سلام خدمت استاد گرامی و مجموعه ایشان، خواهشمندم که حداقل اطلاع دهید استاد چه وقت از سفر بر می گردند تا ما هر ساعت منتظر پاسخ درخواستمان نبا شیم ، یا شاید دستگیری از بیماران برای استاد امری غیر ضروری و خسته کننده شده که پاسخ مارا نمی دهند به هر حال ما امیدمان بعد از خداوند قادر متعال به شماست .با تشکر

  101. الهام می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    استاد گرامی خواهرزاده من 2سال است که ازدواج کرده وسابقه کیست تخمدان داشت به اندازه 15میلیمتر . دکتر گفته بود 60% باردار نمیشود.حالا باردار شده 42روزه اما خارج از رحم است.این بارداری باید خاتمه پیدا کند و خواهرزاده ام به شدت نگران است که حرف دکتر درست باشد و بچه دار نشود.استاد گرامی خواهش میکنم به ایشان کمک کنید تا اگر خداوند صلاح میداند دارای فرزندی سالم بشوند.چون اصفهان هستند و من هم منزلم از هلال احمر دور است گفتند ظرف امروز و فردا 5000 تومان به یک مستحق در اصفهان میدهند و اگر خداوند خواست و فرزندی به ایشان عطا کرد دنیا که آمد 100000تومان به خود مددکاری هلال احمر تهران* پرداخت خواهند کرد. انشالله.
    نام: زهرا – از طریق من با شما آشنا شده و خودشان مطالب سایت را نخوانده اند- نام پدر:حسین – نام مادر: مژگان – سن: 24 سال از اصفهان – وزن: 51 کیلو- قد: 160 – رنگ چشم: قهوه ای تیره- مو: تا سر شانه صاف مشکی- رنگ پوست : گندمی – بینی: کوچک – فرم بدن: معمولی-فرم صورت :بین کشیده و گرد و کمی لاغر-علامت خاص روی بدن: ماه گرفتگی زیر بغل چپ-
    با تشکر و سپاس فراوان
    پاسخ:
    ایشان قبل از درمان رحم خود نباید بچه دار می شد .بچه هم نمی ماند اما بعد از حل مشکل بچه برای درمان کیستها به ما رجوع کنند بعد د.وباره به امید خدا بچه دار می شود

  102. الهام می گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    از اینکه محبت کردید پاسخ دادید ممنونم.بهشان اطلاع میدهم حتما خوشحال و امیدوار میشوند.بازهم ممنونم.

  103. زهرا می گوید:

    با سلام خدمت استاد گرامی و مجموعه ایشان از پاسخی که به درخواست اینجانب دادید بسیار سپاسگذارم امید اینکه همواره در پناه حق باشید .التماس دعا

    +

  104. گل بهاری می گوید:

    دیدم که باید فرم پر کنم و از طرفی هم درخواستم را همه می توانند بخوانند. من اسمم خاصه و کنار نام پدر و مادرم هم حتما برای خیلی ها قابل شناسایی می باشم. من می ترسم نامم را بگویم. همین الان هم مبلغ 4 یورو برای نیازمندان کنار می گذارم چه شما پاسخم را بدهید یا نه…حداقل نوشتن آرامم می کند.
    - نام :ب
    خواسته شما چیست؟ا- تعبیر خوابم، 2-درمان پرخوری.

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟در اینترنت دنبال گرامر زبان فرانسه می گشتم. از گوگل
    - نام پدر:ن
    ۵- نام مادر:ش
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟32، حومه فرانسوی ژنو
    ۷- وزن :حدود86 کیلو
    8- قد:165
    9- جثه و هيکل :چاق و نسبتا بلند
    10- رنگچشم :قهوه ای تیره
    11- رنگ پوست:سفید
    12- شکل بيني يا دماغ :نوک بینی پهن
    13- شکل صورت :گرد و پهن
    14- رنگ موها: قهوه ای
    5- شکل و حالت موها :نرم حالتدار کمی بلند
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :دست چپ پر از خال
    ۱۸- مبلغ: 4 یورو اینجا هلال احمر یا صندوق صدقه نیست. البته هست اما من نمی شناسم. می فرستم ایران.
    خوابی دیدم:
    خوابی دیدم بسیار وحشتناک
    خواب دیدم که با همسرم به سمت شیراز می رویم(من شیرازی نیستم در کودکی آنجا رفتم که به یاد ندارم) با دوستانی دیگر که شیرازی هستند. ما رفتیم شیراز بعد از طی باغی زیبا به قسمتی بسیار قدیمی با کوچه های تودرتو و زمین خاکی و خانه های کاه گلی رسیدیم. مردم زیادی بودند. انقدر خاک در هوا پراکنده شده بود که نفس کشیدن سخت بود. من خارج شدم اما به اصرار دوستان دوباره رفتم داخل محوطه. دیدم مراسمی تشییع مرده ای است. این مراسم کمی با مرسوم مسلمانان فرق داشت مثلا مرده در درون تابوت قرار گرفت. تابوتی در آن نیمه باز بود و مرده از ان قابل دیدن بود. تمام وجودم پر از وحشت از مرگ شده بود. مادر متوفی پلک چشم مرده را کند و برای یادگاری برای خود نگه داشت. من از دیدن اینکه از بدن مرده تکه هایی جدا می کنن وجودم پر از ترس و چندش بود. دیدم که مرده را تشهد می دهند. بعذ از دفن مرده حالم بد بود. من به دوست شیرازیم گله کردم که چرا این طوری مرده دفن می کنید و چرا اجزای بدنش را می کنید. از مرگ می ترسیدم. می خواستم قرآن بخوانم. رفتم به مراسمی که قرآن می خواندند. سوره ای می خواندند از جزء 30 بود اما اسم سوره آن را به یاد ندارم. یعنی آنچه به یاد می آورم چیزی مثل بازاره یا چیز دیگری بود که معادل ندارد. من می ترسیدم. انگار می خواهد قیامت شود. دوستی را دیدم که گفت باید پدرم قرآن بخواند.(پدرش سالهاست که مرده) و دیدم او خواند. منهم خواندم. ائمه را هم صدا کردم. با ترس و گریه استغفار می کردم. العفو العفو میگفتم.
    بعد دوست شیرازیم را دیدم شمعی روشن کرده. به من می گوید بیا ببین روح آنکسی که امروز خاک شده اینجاست وببین تو گفتی با او بدرفتار شد. الان خوب و خوشحال هست. من می ترسیدم اما روح را احساس می کردم. برایش فاتحه خواندم. تمام آیه های سوره حمد و توحید را با دقت هجی می کردم. کوچه تنگ تو در تو، خانه ای دیدم دالان در دالان و قدیمی.مدل خانه های قاجاری یا ما قبل. فهمیدم من به محل زندگی آن روح رفتم. روح به من گفت…درد مرا حس کن و بنویس. من تنهایی و رنج یک زن را با تمام قدرتم احساس می کردم. بعد آن روح به آسمان رفت ونورانی. من آرام شدم ترس از وجودم رفت. در همان خواب احساس می کردم تعهدی جدید دارم. باید داستان این زن را بنویسم.
    این خواب از دو وجه برایم ترسناک بود. اول ترس از مرگ …دوم اینکه من مبانی تشیع را نمی توانم بپذیرم. در حالیکه عقلم آن را تایید نمی کند اما در خواب می ترسیدم که به خاطر این بی اعتقادی مستوجب عذابی سخت باشم. ائمه را باگریه صدا می کردم و تمام افکار شکاکانه ام هم از ذهنم می گذشت.
    ——————————————
    مشکل دومم
    پر خوری مفرطه که یکساله دچارش شدم. اضافه وزن شدیدی پیدا کردم. چنان به غذا و هله هوله دلبسته ام که فکر هم نمی توانم بکنم بخواهم رژیم بگیرم. می دانم یک ایراد اساسی در من بوجود آمده اما عاجزم نمی دانم این اشتهای زیاد چه طور کنترل کنم.
    ممنون که خواندید و اگر پاسخ دهید ممنون تر خواهم بود.
    پاسخ:
    فرانسه یا به قول شما حومه آن ظاهرا کشور آزادی است اما به نظر ما با دیدن رفتار برخی ؟؟در چنان سرزمینهایی در می یابیم حس آزادی ورفتار منطبق به آن ؛ربطی به قانون و حکومت و رزیم و …ندارد بلکه در ذات خود امری درونی و یک رفتار فرهنگی است .آزادگی و رسیدت به آن نیاز مند شرایط و صفات اولیه و تربیتی و مقدمی است مثلا نیاز به شرافت و شجاعت دارد
    براساس مندرجات نامه و خواب شما و تجربه ما شما دچار تضاد درونی عمیقی هستبد و نا آرام .

    کارکرد اصلی و هدف هر دین الهی واصیل و در ذات داشتن اعتقاد به خداوند رسیدن و نیل به آرامش در انسان است…. و شما ندارید یا کم دارید چوت بدون درک مسابل و مفاهیم جدید .اعتقادات قبلی را زیر سوال برده اید و حال راه پس و پبش ندارید . فرض کنیم شاید درگذشته هم پدر و مادرتان را جماعنی می شناخته اند .الان چی هست؟ و حالا هم بشناسند چه می شود؟؟شما از تنهاییی در عذاب و رنجید اما از اطلاع مردم می ترسید ؟از از توهم خارج شوید واقغبات موجود را بپذیرید تا قادر به حل مسائل خود شوید .من در همین فرانسه دیده ام افراد و حتی اساتیدی که مدر س دانشگاهند و سالهاست از ایران کنده اند و کاری هم در کشورشلن ندارند اما در حین خرید از سوپر مقشه مواظبند و خائف و ترسان ..که مباد ایرانی های دیگری اقلام خرید آنهارا بینند ؟؟از همین جا بروید جلو تا …
    آن اسامی که در سایت ودر پاسخها می بینید و اسمها گاه خیلی مخفف هست و مثلا ن ویا ب هستند. ما خود عوض کرده ایم.. اما ندان هم در جر و بحث ترس مردم از نام خود و متقاضیان هستیم اما دراصل مثلا نسرین ن شده وما حذف کردیم یا باقربوده ب شده نه این که شما از اول بردارید اینجور بنویسید .به مشخصات شما ما نمی توانیم جواب دقیق دهیم
    4یورو هم به درد خودتان می خورد
    باز فرض کنیم شما اسمتان را ترسیدید بگویید فرم را چرا پر نکردید؟؟
    ولی ما جواب می دهیم چون شما در شرایط خاصی هستید
    خوابتان از نظر علم تعبیر معنوی مهم نیست و تذکر و پبامی ندارد .اما از دید روانشناسی چرا نشان از مشکلات روحی و سوالات اساسی در ذهنتان دارد .باید روانکاوی شوید .حتی اسم مستعارتان را می توان تحلیل کرد///
    شما مشکل روحی شدید دارید .از درک و تحلیل زندگی و مرگ رنج برده و تنهایید .پرخوری شما هم ریشه در حس معضل وبیماری تنهایی تان دارد پس راه حل ساده است اگر کمی با دقت ودلسوزی درست به خود بنگرید وبیندیشید

  105. گل بهاری می گوید:

    اگر خود شما نام را مخفف می کنید مسئله ای نیست. اسم مستعار را این انتخاب کردم که شما شاید از حرف ب و گل بهاری نتیجه بگیرید که نامم …است. البته میدانم که توقع مسخره ایست. من نمی دانم… مگه این 18سوال فرم نیست؟ کدام فرم را می گویید.
    پس لطفا نام کامل من و والدینم را درج نکنید. شاید من در توهمم اما به احتمال یک در میلیارد هم دوست ندارم درد های درونی ام را آشنایی بداند.
    1- نام :ب
    خواسته شما چیست؟ درمان پرخوری و تضاد درونی.

    2و 3-چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟در اینترنت دنبال گرامر زبان فرانسه می گشتم. از گوگل
    4- نام پدر:ن
    ۵- نام مادر:ش
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟32 ، حومه فرانسوی ژنو
    ۷- وزن :حدود86 کیلو
    8- قد:165
    9- جثه و هيکل :چاق و نسبتا بلند
    10- رنگچشم :قهوه ای تیره
    11- رنگ پوست:سفید
    12- شکل بيني يا دماغ :نوک بینی پهن
    13- شکل صورت :گرد و پهن
    14- رنگ موها: قهوه ای
    5- شکل و حالت موها :نرم حالتدار کمی بلند
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن :دست چپ پر از خال
    ۱۸- مبلغ: 4 یورو اینجا هلال احمر یا صندوق صدقه نیست. البته هست اما من نمی شناسم. می فرستم ایران. نمی دانم منظورتان از به درد خودتان می خورد چیست؟ اما اگر واقعا طرف خود را قادرید بشناسید برای دفاع از خودم نیازی به افزودن بند و تبصره نیست.
    من بیشتر از یکساله که برای ماموریت شغلی و تحصیلی به همراه همسر و فرزندم ایران را ترک کرده ام. هم همسرم و هم خودم خیلی گرفتار مسائل تحصیلی و مشکلات زندگی اینجا هستیم. اما سوای درد غربت، تنهایی، دوری از عزیزان و خانواده، من دچار تضاد
    درونی عمیقی هستم. این تضاد قبل از به دنیا آمدن فرزندم شروع شد و با آمدن به اینجا حادتر شد.
    من هیچ وقت آدم منضبط یا زن خانه دار کدبانو و با سلیقه ای نبودم اما هیچ وقت از آن زجر نمی کشیدم با خودم می گفتم خوب من تحصیل می کنم. تحقیق می کنم و…هیچ گاه آدم کاملی نبودم اما دست کم در برهه ای از زندگیم آرام و مطمئن بودم و فکر می کردم خودم و مسیر زندگیم را یافته ام. خودم را باور داشتم. احساس می کردم که شاخه ای از یک درخت تنومند هستم ریشه دار و کهن!
    کم کم شروع شد… وقتی که به طور حرفه ای شروع به تحقیق و تحصیل کردم. از اونروز انگار یکی پشت سر من راه افتاده و با یک تبر یک یک تکیه گاه های اعتقادی منو می شکنه. یک روز مذهبم، یک روز فرهنگ و سنتم و یک روز هویتم!
    با آمدن فرزندم….وقتی ضعف های مادری خودم را مشاهده می کردم دیگر اینکه من خانه دار خوبی نیستم مادر با سلیقه ای نیستم..و و و هم شدند مسائل جدید.
    با آمدن به اینجا، به سوئیس و ژنو شهر نظم و ثبات، بی نظمی و بی ثباتی ام هم برایم مسئله جدید شد. می دیدم همه جوره جلوی اینها کم هستیم!!!!
    همیشه فکر می کردم اگر ما تمدن اینها را نداریم معنویت داریم، نجابت داریم، لطافت و ظرافت داریم. اما دیدم آنچه در گوش ما کرده بودند دروغ بود. ما حتی معنویت اینها را هم نداریم. در همین سوپر مقشه، من اوایل بلد نبودم پول آنها بشمارم با یک بچه کوچک. مدت طویلی طول می کشید تا بتوانم پول بپردازم و بارم رو جمع و جور کنم. پشت سرم صف طولانی بود. هیچ کس سرم داد نمی زد، حتی با لحن تند هم حرف نمی زد، حتی با بی حوصله هم نگاه نمی کرد. با محبت با لبخند کمکم می کردند. با بچه ام بازی می کردند تا من بارم را ببندم یا درست به من حالی می کردند که بقیه پولم چقدر است. حتی وقتی خجالت می کشیدم که نمی فهمم بهم می گفتند مادام اَتُندِه…بعد دقیق و آرام به من توضیح می دادند. به خاطر خدا حتی یکبار هم رفتاری که در ایران از مردم معنوی خودم می دیدم اینجا ندیدم…هو خانم زود باش سر اوردی؟ چه خبره؟
    من اینجا هم حجاب داشته ام، هم فقط گوشت حلال خورده ام و….اما هزاران زن بدون روسری را هم دیده ام که محجوبند. مقید به خانواده اند. هیچ کدام از آن خزعبلاتی که در مدرسه هامان در مغر ما فرو می کردند در مورد فساد و فحشای غربی ها، درست نبود. همه تصویری اغراق شده و غیر واقعی بود. پس چرا سر من از 5 سالگی روسری کردند. چرا؟ چه چیزی را قرار بود ما بدست بیاوریم؟
    وقتی زنی شاد را می بینم که مثل من 20 و اندی سال درس نخوانده، زندگی قشنگ، تر و تمیز دارد با دو سه تا بچه خوش است. لباسهای زیبا می پوشد. آرام است با خودم می گویم ای کاش مثل او بودم با او که حرف می زنم، او از نظرم احمق است اما ای کاش مثل او بودم.
    گاهی اوقات به خودم می گویم این حتما خواست خدا بوده که من اینجا بیایم این چیز ها را بفهمم. خوشحال می شوم. از خداوند ممنون می شوم اما باز هم پر خوری ام قطع نمی شود.
    و الان چاقی هم دارد با خودش چیز های دیگری هم می آورد…سلامتی ام و اعتماد به نفس در مورد ظاهرم، را هم دارم از دست می دهم.

    پاسخ: منظور پرسشنامه اعتماد بوده
    گفتم که شما احساس تنهایی دارید .باید برآن غلبه کنید .البته این امر نسبی است و کم و زیاد دارد .هر فردی ترکیبی از روحیه فردی و جمعی است .کم و زیادی در گرایش به جمع و فرد در افراد فرق دارد..خدا مارا این طور آفریده که احساس تنهایی داشته باشیم ..همه مردم ولو مشهورترین افراد احساس تنهایی دارند .شما هم سالها در محیط ایران بوده اید حال به هر دلیل کنده شده اید .زبان که عامل ارتباط است شما را آزار می دهد و در مبادله اجتماعی شما راطرف ضعیف و مغلوب می نماید یا می نمایاند .ناخواسته به مقایسه دو فرهنگ می پردازید و دنبال یافتن دلایل ضعف خود و قدرت آنهایید .
    اروپاییان به تجربه ودر عمل به اخلاق و فرهنگی رسیده اند که تقریبا دستورات تمام ادیان بوده و هست .نظم و وقت شناسی و ارزش کار و تلاش صراحت در امور و دوری از دروغ و غیبت برخورد خوش و مدارا و مهربانی و آزادی و احترام به قانون وهمه …که خوب وخوشایند است .ونشان می دهد دلیل قدرت این جوامع را که نه پول و نه تکنولوزی و..امثال اینهاست دلیل برتری و اقتدار اینها چیزی است که به نظر من از دید اکثر متفکران ایرانی دور مانده حتی جامعه شناسان و تحصیل کردگان در غرب هم به آن توجه کافی نکرده اند وان روابط و مناسبات و اخلاق حاکم برافراد باهم ودر جامعه است .شما می بینید مردم ر غرب برخلاف تصورات عامه ؛چندان ثروتمند نیستند در مقام مقایسه با ما یا در نوع زندگی و ابزارها در خانه و ادارات و..زیاد فرقی با مردم ما ندارند و لی در میزان مصرف و یا صرفه جویی حتی قانع تر و راضی ترند . و نیز آرامند و آرامش دارند .زیرا که هدف سیاست ودولت ایجاد آرامش است…از پشت به آدمی نگاه می کنید جوان وکم سن به نظر می آید از جلو مسن و پرسالند …امادر کل آنها هم احساس تنهایی دارند زیرا بنیان خانواده در آنهازود کوچک می شود لذا توجه به حیوانات دارند .مثل سگ و گربه و…البته بیرون کردن بچه ها در بعد از بلوغ ثمرات زیادی دارد امام پدر و مادر زودتر تنها می شوند
    هرچند به قول شما تبلیغ غلط از مشی و نوع زندگی مردم در غرب همه مارا به نوعی داوری غلط و جهل مرکب از جوامع آنان رسانده است .مثلادر توهم جوانان ما این است در غرب همه در حال رقص و پایکوبی و خوردن و آشامیدن و..هستند.به اصطلاح عوام ما همه چیز اوقت است یا اورت است اما غافل از این که نه چنین نیست و حتی گاه به عکس است .
    پاکی در مرد و زن به ظاهر آنان نیست در دل و فکر و نیات آنهاست ما معمولا زنان را بدکار می دانیم اما در قران اینها را کنار هم می گذارد مرد فاحشه با زن فاحشه مردمومن و زن مومن و…اما
    .اما در هرحال حرف شما درست است در کل و مثلا حتی در روابط جنسی و اخلاقی به نظرم آنان منزه تر از مردم به خصوص جوانان مایند ..درست است برخی حجاب ندارند یا حتی تقزیبا لختند اما شاید کمبود آفتاب دلیل مهم آن باشد . در مقام مقایسه میزان مصرف وازم آرایش و زینت آلات را در زن ومرد و جوان وپبر ما و آنها بررسی کنید ما که در همه مفاسد شورش را در آورده ایم .
    مثلا اگر در آنجا به زنی لخت خیره شوید با شما چه برخوردی دارد ؟در رفتار و زیر چشم شما را تایید می کند یا به شدت برخوردمنفی و قاطع دارد؟یا درخیابان دیده اید ؟مثلا این رفتارهاها که درتهران و..در مزاحمتهای خیابانی دیده ایم ..مکرر ..که ماشینها بخواهند به هر شکل خانمی را با بااکراه و اصرار و اجبار و…سوار کنند یا در تعداددعوا و دادگاه و….تعدادتصادفات ودعواها و اعتیاد و.. یارفتار و تظاهر ان فرد که دیندار است و معمولا نفاق در کار و اعتقاد ندارد به عکس این هم درست است .این رفتار ها ربطی به خدا ودین ندارد .تربیتی و فرهنگی است .دین هر نوع مزاحمت فرد به دیگران را رد می کند .اما تربیت و عادات جتهلی نهتایید و تشویق می کند
    اما اینها نباید سبب شود شما احساس ضعف را در خود توسعه دهید /زبان فرانسه مسائل زیادی دارد .در دیکته و تلفظ و.دارد وقت خودرا به آموختن بگذرانید ..و حتما یادتان باشد اگر همین هارا بیاورید درایران تا فارسی یاد بگیرند یا خودرا تطبیق دهندمثل شما می شوند .تجربه خودرا در شناخت بندگان خدا در انجا توسعه دهید وقت را به تفکر و مطالعه و تطبیق دو جامعه پر کنید نه در احساس ضعف و بدانید که نارضایتی شما از خودتان باید محوده ومرزی داشته باشد .برای خود برنامه بگذارید وقت را به حرص خوردن نگذرانید .سعی در نقادی جامعه داشته ودر مقام مقایسه وتطبیق برآیید .آرام شدید پرخوری شماهم کم می شود .کالری غذا را محاسبه کنید .سوره حمد را ودعای تحویل سال را بیشتر بخوانید .برای پاک کردن حس خود از افکار منفی کوثر و برای شجاعت بیشتر سوره فیل بخوانید .خاطرات خودرا بنویسید .در اینترنت هم کار کنید تا تحقیق شما بهتر شود .

    شما این تجربه و مشاهدات و مسایل را با امور اخلاقی حاکم در ایران تطبیق می دهید و شعارها و ادعاها و رفتارها و ظاهر و باطن متفاوت و گاه متضاد را کشف و احساس غبن دارید .درست است که اینها گاه برای توضیح مساله برای شما حوصله نشان می دهند . ودر مقام مقایسه از بسیاری هم بهترند اما مردم غرب هم بدیهایی دارند که فقط با زندگی طولانی ودرگیری عملی به درک آن می رسید .آنهاهم عاداتی دارند مثل عدم انتظار و تعارف و توقع از دیگران که نه خود سربار کسی شده و نه سربار می پذیرند و تعارف هم ندارند .ولی ما عادات دیگری داریم .تضاد این عادات سبب مشکل می شود تعارف الکی و توقع نابجا از همدیگر و..آنان وقت و حوصله چندانی برای دیگران ندارند .هر که باید به فکر خودش باشد .در عمل و نظر اما ما تظاهر زیاد کرده و نفاق درونی و بیرونی داریم .

  106. گل بهاری می گوید:

    خیلی ممنون از این همه وقتی که گذاشتید. امیدوارم که خداوند به شما بصیرت و موفقیت بیشتر عنایت کند.

  107. امین می گوید:

    ۱- نام / تلفن :امین /091481
    ۲- آیا در باره سایت اطلاع داشتید ویا چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق yahoo
    ۳ -تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ حدود ۲۰ درصد مطالب را خوانده ام
    ۴- نام پدر: رحمان
    ۵- نام مادرشناسنامه (سوریه) می باشد
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟25-تهران
    ۷- وزن:88
    ۸- قد:180
    ۹- جثه و هيکل:متوسط
    ۱۰- رنگ چشم:مشکی
    ۱۱- رنگ پوست:سفید
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ:گرد و کوتاه
    ۱۳- شکل صورت :گرد
    ۱۴- رنگ موها:مشکی
    ۱۵- شکل و حالت موها:کوتاه و زبر
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن:یک سوختگی بر روی دست راست و دو خال بر پشت گردن

    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت:

    سلام استاد من دوباره دست از پا دراز تر برگشتم . من برای استخدام در هواپیمایی ماهان تلاش کردم ولی به نتیجه نرسیدم همین ماه گذشته امتحان دادم ولی مدیر عامل گفت نتیجه امتحانت خوب نبوده و من نمی توانم پارتی بازی کنم الان هم پیگیر هواپیمایی ساها هستم ولی نمی دانم که ایا صد در صد استخدامی دارد و من باید چکار کنم و دوم اینکه من به خانمی به نام شیرین علاقه داشتم و دارم ولی مادرم و خاله ام می گویند که اول باید در ایرلاین به عنوان خلبان استخدام شوی تا ما با شیرین و خانواده اش صحبت کنیم استاد دیگه حالم از خودم و این اوضاع بهم میخوره خواهش می کنم من را راهنمایی کنید که چکنم برای کارم پیگیر هواپیمایی ساها شوم یا جای دیگر و اینکه در مورد شیرین چه کنم استاد خسته شدم به هر دری که می زنم نمی شود لطفا کمکم کنید

    پاسح:
    در نامه های قبلی یشنهادها کردیم از جمله این که شما دنبال کار دیگری حتی دستفروشی باشید …نوشنیم درخلال آن دنبال خلبانی بروید . می دانیم برایتان ثقیل است و سخت است اما واقغیات راباید بپذیرید .نوشتیم با آن خانم مستقیم و رودر رو صحبت کنید ئ…بازهم تذکر :اگر همسر انسان اورا برای کار و سغل و پول و..می حواهد.در عمل و به زودی راهها به بن بست و انحراف رسیده است .شما نه پول دارید ؟؟نه آشنا و رابطه ؟؟ و نه جسارت و پررویی لازم ویا زبان چرب نه سیاست و برنامه .لذا؟lمشکل درگبری پدر و مادرتان و نداشتن خانه و..راهم از یاد نبرده ام ؟؟یاباید از یکی از خواسته ها دست بردارید به ویزه اول این خانمرا رها کنید .یا این که عزم حودرابرای قدرتمند شدن و پولدارشدن جزم کنید .دست روی دست نهادن شما را ذلیل تر می کند .باید در فکر راه معقول برآیید ..این عشق می تواند شما را به بالا ببرد از نظر روحی یا به پایین ترین جای ممکن لز نظر مادی … اوضاع کلی ما هم رو به بهبود ندارد. بلکه به عکس ..با بی پولی و بی کاری هم زن گرفتن شما را ذلیل تر می کند .بعد ازدواج هم به توهم غلط خود از همه چبز حنی عشق پی برده و عصبانی هر می شوید ..پس بنشینید فکر قاطغ و قطعی تر کنید ودرست و عملی اما شما حرئت تصمیم گیری ندارید وخودخواهی هم هست که اگر به بهانه علاقه و یا عشق دیگری را به وضعیت بد خودتان بکشید و زندگی اورا هم خراب کنید .باید همسر را هم ردیف و هم سطح خود بگیرید حتی در موقعیت اجتماعی و اقتصادی و…بگیرید
    نکته آخر هم :در باره کمک خواستن شما هم این است شما از هرکه کمک خواسته اید باید خودتان هم تکان و تلاشی بخود دهید و کارها بکنید نه فقط در حایی حرکت کنید که خود دوست دارید والا کسی نمی تواند بار شما را بردارد
    یادآور می شوم .همین چهار کلمه که برای شما مکرر می نویسم و ظاهرا توجه هم ندارید و فایده برایتان ندارد روح مرا آزرده می کند و متاثر …اما باز بار دیگر شما برای چندمین بار این مطلب را عینا در شکل و کلمات دیگری از ما می پرسید ونشان می دهید ما در هاون آب کوبیده ایم

  108. امین می گوید:

    ۱- نام / تلفن :امین /091481
    ۲- آیا در باره سایت اطلاع داشتید ویا چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق yahoo
    ۳ -تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ حدود ۲۰ درصد مطالب را خوانده ام
    ۴- نام پدر: رحمان
    ۵- نام مادرشناسنامه (سوریه) می باشد
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟25-تهران
    ۷- وزن:88
    ۸- قد:180
    ۹- جثه و هيکل:متوسط
    ۱۰- رنگ چشم:مشکی
    ۱۱- رنگ پوست:سفید
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ:گرد و کوتاه
    ۱۳- شکل صورت :گرد
    ۱۴- رنگ موها:مشکی
    ۱۵- شکل و حالت موها:کوتاه و زبر
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن:یک سوختگی بر روی دست راست و دو خال بر پشت گردن

    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت:
    با سلام استاد ممنون که پاسخ دادید باز جای شکر دارد که یک نفر به حرف ادم گوش می دهد استاد حق با شماست استاد اتفاقا من همیشه منتظر این جواب بودم که با شیرین چکار کنم مستقیما صحبت کنم یا نه و هرگز من جوابی دریافت نکردم شاید هم شما فرمودید ولی در لفافه ولی الان من هیچ کاری سراغ ندارم ولی الان دارم پیگیری می کنم که کاری در ایرلاین پیدا کنم حتی غیر از خلبانی ولی دقیقا نمی دانم که کجا پیگیری کنم که به زودی به نتیجه برسد به نظر شما من در آسمان ماهان یا ساها پیگیری کنم چون واقعا می خواهم همین امسال تکلیف استخدامی را روشن کنم و دیگر اینکه در مورد شیرین من اصلا دلم نمی خواد او را به وضعیت بد خود بکشم و زندگی او را خراب کنم ولی فراموش کردن او هم برای من خیلی سخت است استاد چه کنم فراموش یا اینکه رو در رو با او صحبت کنم . استاد من الان تصمیم گرفتم که هفته اینده اول به شیرین زنگ بزنم و اگر شد او را ببینم و صحبت کنم بعد پیگیر کار در ایرلاین(هر کاری) شوم ولی در مورد کدام ایرلاین هم لطفا شما راهنمایی بفرمایید استاد این تصمیم را عملی کنم یا … استاد قول می دم این کار را انجام دهم و تمام تلاشم را بکنم استاد خواهشا تو گرفتن این تصمیم کمکم کنید
    پاسح:
    در نامه های قبلی یشنهادها کردیم از جمله این که شما دنبال کار دیگری غیر خلبانی حتی دستفروشی باشید …نوشنیم درخلال آن دنبال خلبانی بروید . می دانیم برایتان ثقیل است و سخت است اما واقغیات راباید بپذیرید .نوشتیم با آن خانم مستقیم و رودر رو صحبت کنید …بازهم تذکر :اگر همسر انسان فقطاورا برای کار و سغل و پول و..می حواهد.در عمل و به زودی راهها به بن بست و انحراف رسیده است .شما نه پول دارید ؟؟نه آشنا و رابطه ؟؟ و نه جسارت و پررویی لازم ویا زبان چرب نه سیاست و برنامه .لذا؟lمشکل درگبری پدر و مادرتان و نداشتن خانه از خود یا اولیائتان و..راهم از یاد نبرده ام ؟؟یاباید از یکی از خواسته ها دست بردارید به ویزه اول این خانمرا رها کنید .و این که در هر جال برای ادامه زندگی عزم حودرابرای قدرتمند شدن و پولدارشدن جزم کنید .دست روی دست نهادن شما و منتظر یاها و…ماندن را ذلیل تر می کند .باید در فکر راه معقول برآیید ..این عشق می تواند شما را به بالا ببرد از نظر روحی یا به پایین ترین جای ممکن لز نظر مادی … اوضاع کلی ما هم رو به بهبود ندارد. بلکه به عکس ..با بی پولی و بی کاری هم زن گرفتن شما را ذلیل تر می کند .بعد ازدواج هم به توهم غلط خود از همه چبز حنی عشق پی برده و عصبانی هر می شوید ..پس بنشینید فکر قاطغ و قطعی تر کنید ودرست و عملی اما شما حرئت تصمیم گیری ندارید وخودخواهی هم هست که اگر به بهانه علاقه و یا عشق دیگری را به وضعیت بد خودتان بکشید و زندگی اورا هم خراب کنید .باید همسر را هم ردیف و هم سطح خود بگیرید حتی در موقعیت اجتماعی و اقتصادی و…بگیرید
    نکته آخر هم :در باره کمک خواستن شما هم این است شما از هرکه کمک خواسته یا بخواهید باید قبل از هر چیز به خودتان هم تکان داده و تلاشی انجام دهید و کارها بکنید نه فقط در حایی که میل دارید حرکت کنید یا گوش به حرفی دهید که خود دوست دارید والا کسی نمی تواند و نباید بار شما را بردارد
    یادآور می شوم .همین چهار کلمه که برای شما مکرر می نویسم و ظاهرا توجه هم ندارید و فایده برایتان ندارد روح مرا آزرده و متاثرمی کند …اما باز متاسقانه باز
    دیگر بار شما برای چندمین مرتبه این مطلب را عینا در شکل و کلمات دیگری از ما می پرسید ونشان می دهید ما در هاون آب کوبیده ایم

  109. رضا می گوید:

    اول ؛فرم پرسشنامه اعتماد را پر كرده ام: آري

    ۱- نام کوچک شما يا بيمار يا مخاطب اصلي : رضا

    خواسته شما چیست؟
    حل چند مشکل روحی-معنوی-شخصیتی و یک مشکل جسمی

    يک شماره تلفن و ادرس تماس ضروري مي باشد(داخل يا خارج کشور ايران) ما با برخي از شماره ها تماس گرفته و اطمينان حاصل ميکنيم . اطلاعات اصلي شما در صورت لزوم در سايت ديده نمي شود۲

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ بیمار شما هستم

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟ پیگیر هستم و میخوانم

    ۴- نام پدر : علینقی

    ۵- نام مادر : خدیجه

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟ 24 تهران

    ۷- وزن (به کيلو گرم ) : 58

    8- قد ( سانتي متر) 175

    9- جثه و هيکل: لاغر

    10- رنگچشم : قهوه اي

    11- رنگ پوست : معمولی کمی تیره

    12- شکل بيني يا دماغ : معمولی

    13- شکل صورت : کمی بیضوی

    14- رنگ موها : مشکي

    15- شکل و حالت موها : کمی خشک – اندازه متوسط – رو به عقب

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن ( مثلاخال بروي لب ، خال بروي گونه يا بدن ، بريدگي در صورت و.يا… غيره )

    ۱۷- تشريح درخواست خويش :

    سلام آقای دکتر
    قبلا به من گفتید که بایستی چشم و ذهنم را پاک کنم . اما من نمیدانستم چگونه. فکر میکردم با بستن چشم ها و تمرکز برای باز کردن چشم دل این کار میسر میشود اما نشد یا من قدرت اش را نداشتم.
    راستش میخواستم من را راهنمایی کنید که چطور و از چه روش هایی باید چشم و ذهنم را پاک کنم. چون انگار بعضی چیزها به طور زمینه ای در من وجود دارد و امیال و شهوات و خاطرات دانسته و نادانسته زیادی هست که باید آنها را پاک کنم. قبلا به شرایط هیپنوتیزم و تلقین فکر میکردم اما متوجه شدم کار بیخ دارد و با تلقین از بین نمیرود و ذهن من علاقه خاصی به مسائل شهوانی دارد. بنابراین سعی کردم با کنترل فکر و اذکر و یادآوری و خودسازی براساس فکر و بررسی این کار را انجام بدهم. اما در اثر تجربه متوجه شدم در بهترین حالات میتوانم برخی افکار و امیال را نادیده بگیرم و یا آنها را مخفی و سرکوب کنم. اما به هر حال باید انرژی زیادی صرف این مخفی کاری کنم! و این مرا تا مدتی از پا می اندازد خصوصا در مهمانی ها و ارتباطات اجتماعی نزدیک و زیاد. از طرف دیگر به دلیل همین مسائل زیاد نمیتوانم با کسی صمیمی شوم یا از ترس افشا یا از ترس گناه. خانواده هم روی برخی مسائل حساس است و این کار را بدتر میکند.
    آقای افشار محبت زیادی کردند اما در این زمینه جواب مختصری دادند و آن هم نوشتن و فکر کردن بود که اعتراف میکنم با بی حوصلگی یا ترس، زیاد از این راه سر در نیاوردم. اما موضوع اصلی که ایشان به من یاد دادند این بود که بدون جسم سالم پیشرفت چندانی حاصل نمیشود.
    به هر حال اکنون مدتی است که حال جسمی و روحی خوشی ندارم همه اش خسته، مضطرب و نگران هستم و ذهن مغشوشی دارم و دچار آلرژی مدام هستم و سرم دائما سوت میکشد. از طرفی ارتباط با مردم برایم سخت است به دلیل فوق و خودخواهی ها و … از طرف دیگر برای بهبودی نیاز به تهیه مواد غذایی رژیم دارم و از طرفی مدام با وسوسه و کاهلی مواجه میشوم و برنامه خاصی ندارم و اکثرا نمیتوانم کامل رژیم را رعایت کنم. بعد از اینکه دست به زانو میزنم و بلند میشوم و کارهایی اساسی میکنم تا مدتی دلم میخواهد گوشه گیری کنم و به آنچه اتفاق افتاده فکر نکنم یا اثر آن را کم کنم و دچار دافعه و انرژی منفی و ناراحتی درونی بسیار میشوم. نمیدانم به طور مشخص چرا انقدر از مردم فاصله میگیرم و این موضوع و حالت انزجار از قبل در من بوده. مقاله جاذبه و دافعه را هم خواندم و خاطراتم را بررسی کردم ولی باز به جایی نرسیدم. هر بار احساس میکنم عوامل زیادی دخیلند تا من را از پا بیندازند و من نمیتوانم به تک تک این عوامل برسم. اکثر مواقع برای خواندن سوره های قرآنی و استفاده از خواص آنها حوصله کافی ندارم و ذهنم همچون ولوله ای است که صدای خودم را هم توی ان نمیشنوم. با خوردن آب و استراحت کمی بهتر میشوم ولی در کل آرامش ندارم و مدام فکر من از این سو به آن سو می رود و تجزیه و تحلیل برایم سخت است. از افکار خودم هم چیزی نمیفهمم و فکرم قوی نیست .خواهش میکنم من را راهنمایی کنید. خواهش میکنم کمک کنید تا قبل از رفتن مجدد به سوی گناه زودتر پاک شوم. در مورد دستور غذایی هم نمیدانم با توجه آلرژی و سرماخوردگی فعلی لازم است تغییری بدهید یا خیر. ممنون

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید (این مبلغ غیر از ۵۰۰۰تومان اولیه است): 40000 تومان
    پاسخ:
    بعد از خواندن پاسخ مبلغ یاد شده را به جای خواسته شده دهید:
    شما بارها مکاتبه کرده اید در باره مساله خودارضایی افراطی و…
    پیش بینی کرده و گفته بودیم با ادامه اعتیاد به خود ارضایی دچار مشکل جدی می شوید و به دلیل عدم توجه به نظر ما؛در حال سقوط جسمی و روحی هستید .
    وقتی گفتیم فکر و چشم را کنترل کنید برای کم کردن از سطح تحریک جنسی و شهوانی بود .نه ریاضت و چله و ذن و.معنا و عرفان و…هنوز شما لذت گناه را در زیر دندان دارید و مدام هم مزه مره می کنبد پس بجث شما معنوی نیست
    .. شما که در اوج گناهید اول باید جسم و روح .خودرا پاک کنید از …
    به گفاه خودتان متاسفانه یا خوشبختانه شما در خانواده روحانی به دنیا آمده اید و پدر تان هم منصب مهمی در دولت دارید .شاید نوع زی اقوام شما؛ شما را با محدودیتها و..روبرو کرده و می کند .اما شما دچار اعتیاد مزمن و مهلک خود ارضایی شدید هستید و مثل معتادها از فکر و تصور ترک -و نه خود ترک اعتیاد –در وحشت و عذاب شدید ناشی از اجتمال ترکید..اما می دانید که بدن و روح و نقش شما هم شدیدا بیمار و آلوده شده که در فوق هم اشاراتی کرده اید..این مسالخ محدود به حال نیست مثلا در آبنده اگر ازدواج هم بکنید با زن خود مشکل می یابید و قادر به ارضائ او نبوده بحران در روابط فیمابین می سازید . جسم و مفزتان هم که خود اشازاتی دارید وضغ خوبی ندارد برای درمان شما حرف تازه ای ندارم باید به دستورات مفصل قبلی را شروع و ادامه دهید ولو حال نداشته باشید . و یا حوشنان هم نیاید ضمنا فکر نکنید این روز و ماه و..را هم پشت هم اندازی کنید..تا بغد . ولی بدانید برای تحقق کار مادی و معنوی باید تلاش کرده و زحمت کشید در دنیا یا ایران ممکن است الله بختکی دری به تخته خورده و شانس بیاورید و در کاری عادب و مادی پیشرفت کنید ویا…اما در عالم معنا یا درمان اعتیاد و بیماری اصلا این جور نیست .زیرا ناظم و ناظر اصلی خداست .لذا باید گوش کنید و تلاش …والا دفعه دیگر با همین سئوال و یا مشابه آن ماپاسخی نداریم .وشما هم جوابی ندارید …عمرتان هم طولانی نخواهد بود

  110. بهروز می گوید:

    ۱- بهروز دالوندی

    ۲-چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق جستجو

    …۳-تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ بعضی نظرات کاربران را می‌خوانم.

    ۴- نام پدر: یحیی

    5- نام مادر: محترم

    6- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟ 22 تهران

    7- وزن:58

    8- قد:166

    9- جثه و هيکل: لاغر

    10- رنگ چشم: میشی

    ۱۱- رنگ پوست: سبزه

    12- شکل بيني يا دماغ: کوچک و متناسب

    ۱۳- شکل صورت: گرد

    ۱۴- رنگ موها: مشکی

    ۱۵- شکل و حالت موها: لخت و ساده

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: خال در زیر گلو

    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت کامل: برای اینکه ویزای تحصیلی خودم رو برای تحصیل در کانادا بگیرم، نیاز دارم که حدود 10 میلیون پول توی حسابم بذارم و از بانک نامه‌ی تمکن مالی بگیرم. این پول رو برای سه چهار روز فقط می‌خوام. هیچ فکری به ذهنم نمیرسه برای تهیه‌ی این پول. در حالی که آینده‌ی من به این پول بستگی داره و تا اینجا هم هرچی داشتم در این مسیر خرج کردم. حالا به نظر شما می‌تونم کاری بکنم؟

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به فقرا و نیازمندان خواهید داد اعلام کنید: بیست هزار تومان پرداخت خواهم کرد، به هلال احمر یا هرجای دیگری که شما بفرمایید.
    *پاسخ:اول این که چطور قبلا اقدام به کاری کرده اید که الان فکرتان به جایی نمی رسد
    تقاضای شما غیر معمول و غیر عادی است و ما امید واریم چنین تقاضایی از روی سادگی شما باشد . ..اما بعیداست کسی چنین پولی به شما بدهد.ما هم امکان نداریم .اگر داشتیم هم به بیماران فقیر می دادیم ..
    از بخش کمک به نخبگان ریاست جمهوری دنبال کنید

  111. بينام می گوید:

    باعرض سلام
    نام:عصمت نام پدر:حسين نام مادر:مد///از چه طريق با سايت اشنا شديد؟گوگل رنگ چشم:مشكي رنگ پوست:سبزه شكل صورت:كشيده و لاغر شكل بيني:كشيده رنگ مو و شكل مو:صاف و مشكي سن:34 قد:…5 وزن:49 مبلغ قابل پرداخت علاوه بر 5000تومان با نظر شما.
    تشريح درخواست:اوايل خواستگاران زيادي داشتم مادرم بدون نظر من به انها جواب رد ميدادنظر من برايش مهم نبود اكنون كه سالها ميگذرد باز هم برخورد مادرم با كساني كه خواستگاري ميايند طوريست كه از برخورد مادرم خوششان نميايد و مادرم گناه خودش را به گردن من مياندازديا ديگران پشت سر ما بد ميگن حقيقتش نمي دونم چرا اينطور ميشود باور كنيد ديگر از دست خانواده ام خسته شده ام بايد گوشه كنايه خانواده و ديگران را تحمل كنم ميخواستم بدونم علت كار از كجاست و كي ازدواج ميكنم تا از همه حرفها رها شوم .با تشكر لطفا بعد از بررسي مشخصاتم را پاك كنيد.

    پاسخ:
    قبلا به شما پاسح داده ایم یا فردی کاملا مشایه شما ….در سایت بگردید

  112. آيدادر تعبیر خواب گربه وموش و کبوتر می گوید:

    - نام کوچک :آيدا

    خواسته شما چیست؟تعبير خواب

    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟سرچ در گوگل

    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟رويا و تعبير خواب

    ۴- نام پدر : مح

    ۵- نام مادر: م

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟24 تهران

    ۷- وزن (به کيلو گرم ): 57

    8- قد ( سانتي متر): 170

    9- جثه و هيکل : متوسط

    10- رنگچشم : قهوه اي تيره

    11- رنگ پوست : گندمي

    12- شکل بيني : كوتاه و خيلي كم پهن

    13- شکل صورت : گرد

    14- رنگ موها : مشكي

    15- شکل و حالت موها : بلند

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: يك بريدگي كوچك روي گونه

    ۱۷- تشريح درخواست خويش : تعبير خوابهايي كه به صورت متوالي با فاصله زماني كم خودم و همسرم ديده ايم و باعث پريشانيم گرديده است

    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید : به صورت حتم مبلغ 5000 تومان را دريافت مي كنم و به احتمال زياد مبلغ مضافي را نيز خواهم پرداخت

    با سلام و خسته نباشيد
    لطفا مرا از تعبير اين خواب ها مطلع كنيد چون خيلي مرا نگران كرده است بدليل اينكه من در سال گذشته يك مشكل بزرگ با همسرم داشته ام و آن اين است كه او يك رابطه دوستي با دختري داشته و مي ترسم اين خواب ها ربطي به آن ماجرا داشته و من خوش خيال اشتباه فكر مي كنم كه آن ماجرا تمام شده است .
    مشخصات همسرم را نيز در پايين درج مي كنم شايد لازم باشد .

    نام کوچک : م

    ۴- نام پدر : ا

    ۵- نام مادر : طا

    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟26 و تهران

    ۷- وزن (به کيلو گرم ): 75

    8- قد ( سانتي متر): 183

    9- جثه و هيکل: لاغر

    10- رنگچشم : قهوه اي

    11- رنگ پوست: سفيد

    12- شکل بيني يا دماغ : كوتاه و خيلي كم پهن

    13- شکل صورت : كشيده و لاغر

    14- رنگ موها : مشكي

    15- شکل و حالت موها : كوتاه

    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن : بريدگي در قفسه سينه و همچنين بر روي دست

    خواب ديدم كه موشي روي بدنم است و من آن را به زمين پرت مي كنم و سپس به حياط مي روم ولي باز اين موش روي تنم ظاهر مي شود و با ترس آن را مي اندازم و دوباره به مكان هاي ديگر خانه و حتي به خانه ي پدري شوهرم كه در طبقه ي بالا خانه ي ما است شتابان مي روم اما آنجا هم آن موش به دنبال من مي آيد و روي بدنم قرار مي گيرد و بازهم آن را به زمين پرت مي كنم .

    شوهرم نيز در خواب ديده است كه گربه اي سياه در تختخوابمان پيش من خوابيده است و گويي در خواب گربه متعلق به من است و تربيت شده نيز هست چون گربه سراسيمه از خواب بيدار مي شود و به قصد رفتن به دستشويي به شيشه در بسته برخورد مي كند و همسرم در را برايش باز مي كند و گربه به دستشويي مي رود .

    به فاصله زماني چند روزشوهرم دوباره در خواب كبوترهايي با جوجه هايشان را در حياط خانه مي بيند كه گويي من كبوتر ها را ترسانده و همه را پرانده ام .

    پاسخ:مبلغ 21هزار تومان به هلال احمر در تهران صدقه دهید .
    در خواب اول شما باید برمبنای مثل معروف بدانید :که شما باید پای مرغتان را بببندیدتا…بستن هم یعنی : رفع نیاز جسمی و جنسی و عاطفی همسر و جلب و جذب او .تا اورا نرباییندودر باب ایشان مشکل تنها از سوی مرد نیست .وضع مالی و تیپ ایشان خوب است .لذا زنان و دختران در صدد فریب او برمی آیند .از این رو پدرشان خواسته اند اوزودتر ازدواج کند و از مشکلات گفته شده دور شود
    در خواب دوم : :نگرانی و اضطراب همسرتان را نشان می دهد .اضطراب او او از وضع ورابطه اوبا شماست وباید کمک کنید ایشان از شک و تردید به شما دور شود ..
    در خواب سوم مربوط به برنامه ها و نظرات مطروحه در باب بچه دارشدن شما است .باید با مشورت وهماهنگی با هم اقدام کنید البته بچه اول شما با وضع و تغذیه موجود دختر می شود اگر مایل به تغییر جنس بچه بودید با ما تماس بگیرید باتغییر در رزیم و داروها جنس فرزند شما تغییر می کند انشاء الله

  113. زهزا كزمي می گوید:

    اين اولين بار است كه وارد سايت شما شده ام با توجه به مطالبي كه خواندم مايلم بدانم كه آيا براي دانستن بعضي مسايل كه به زندگي من مربوط مي باشد ميتوانم بعد از كمك به نيازمندان بطور تلفني يا حضوري كمك بخواهم

    پاسخ:
    مقررات سایت را مطالعه کنید و مطابق آن عمل کنید و نمونه های منتشر شده در سایت را بخوانید خصوصی و تلفنی و غیره نداریم

  114. حسن می گوید:

    سلام و درود بر استاد عزیزم
    خوشحالم از اینکه دوباره به سوالات و درخواست های انسان هایی تنها و دور افتاده از اهل الله پاسخ می دهید و در این بیابان غربت به دادمان می رسید.
    نمی دانم ایمیل را ارسال فرمودید یا نه
    اما خواهر خانمم خیلی چشم انتظار است.
    حتی وقتی گفتم باید رژیم بگیری خودش شروع کرد به کم خوردن و الان 3 کیلو لاغر تر شده است.
    چشم انتظار نسخه معجزه گر شما می مانم
    ایمیل شما به من نرسیده
    استاد مثل همیشه یاریمان کنید
    صادقانه می گویم
    دوستت دارم استاد بزرگوار

  115. حسن می گوید:

    استاد بزرگوار
    فرموده بودید به آرامش برس
    با عنایت خداوند و راهنمایی های شما بعد از مدتها خودکاوی شکر خدا توانستم به آرامش برسم
    زندگی با همسرم را هم دوست دارم و خدا را شکر که او هم من را بسیار دوست دارد و اغلب اوقات در آرامش هستیم و بحث هایمان هم همیشه کوتاه بوده و با کمک هم مشضکلاتمان را رفع می کنیم
    وضع مالی را هم به حمدلله در کنترل دارم و روزی می رسد و هر دو راضی هستیم
    خانه کوچکی هم در تهران رهن کرده ایم و زندگی کوچکمان را می گذرانیم.
    استاد عزیز
    به نظرتان وقت آن نرسیده که در کنار رشد مادی و تحصیلی که پیگیرشان هستم، به مدد شما، رشد معنوی زیر نظر شما داشته باشم؟
    در حال حاضر تقریبا هر روز صبح سوره یس را با توجه نسبی می خوانم
    سعی می کنم نمازهایم اول وقت باشد
    حتی المقدور بعد از هر نماز 2 رکعت نافله می خوانم
    تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیه را مداوم می گویم بعد از نمازها
    شبها قبل از خواب محاسبه می کنم تمام اعمال روز را در حد توان
    اغلب شبها نیم ساعت قبل از اذان بلند می شوم و نماز شب جمع و جوری می خوانم که بسیار آرامش دهنده است و این ساعت از شب را خیلی دوست دارم

    اما مشکلاتم:
    گاهی عصبی می شوم و صدایم را بلند می کنم
    همسرم خیلی به بازار رفتن علاقه دارد و من در بازار بی حوصله می شوم
    تقریبا هر روز … دارم و تا الان نتوانسته ام کاهشش بدهم
    پر حرفی می کنم
    بعضی اوقات زیاد می خورم
    گاهی وقتها چشمم می خواهد تا خانمها را دنبال کند که با عتاب با خودم برخورد می کنم
    برای درس خواندن تنبلی می کنم
    بعضی اوقات مغرور می شوم و از خود راضی
    در به جا آوردن صله رحم هم تنبلی می کنم

    خصوصیاتم:
    اهل دروغ نیستم مگر اینکه از دهانم بپرد
    به مادیات هیچ کس حسادتی ندارم اما نسبت به پیشرفت معنوی دیگران غبته می خورم
    تقریبا دست و دل باز هستم
    در بیشتر ساعات روز در حال گفتگو و درد و دل با خداوند هستم، که این یکی را مخصوصا از درسهای شما دارم، که فرمودید هر جا باشی باید به یاد خدا باشی، چه در حرم امام رضا علیه السلام، چه در حال سکس
    به همه احترام می گذارم و هیچ کس را از خودم پایین تر نمی بینم و اگر چنین چیزی از ذهنم ختور کند به شدت با خودم عتاب می کنم
    از غیبت کردن حالم به هم می خورد

    اگر صلاح دانستید بعضی قسمتها را حذف کنید چون دوستانی دارم که متالب را پیگیری می کنند و به نام من در سایت شما پی برده اند.
    چشم انتظارم
    شاگرد کوچک شما-حسن

    پاسخ: مبلغ 18 هزارتومان صدقه به هلال احمر تهران دهید ..
    آرامش ودرک و فهم آن که پدیده ای غیر مادی است .نیاز به دقت خاص دارد .برای نیل به آن باید عوامل سلبی آن را از جمله عوامل ناامنی و ناآرامی
    وعوامل کاهنده ارامش و …دور و جدا کرد و به عکس عوامل ایجابی و مقوم و افزاینده امنیت را زیاد کرد .آرامش یک مجموعه است از امور مادی و غیر مادی و باید اینها را درک و فهم کرد.باید در درون به آرامش رسید نه تنها در بیرون .لذا بشر که ذاتا و فطرتا نا آرام و ناراضی و خودخواه است .واز این رو مدام نیاز به آرامش دارد .از این رو خدا همه عوامل وچیزها را برای رساندن بشر به آرامش خلق کرده است از جمله داشتن همسر و منافع دنیوی در جهان و دین و حتی ذکر خدا
    اما بشر برای درک و فهم ارامش نیاز به زمینه ها و مقدماتی دارد..باید خودرا تربیت کند .باید محیط مناسب برای ارامش داشته باشد .مردم ما چرا این همه در تشویش و اضطرابند ؟آیا مردم و جامعه در ناآرامی ما اثر دارند ؟آری اگر مردم ما دنبال شهوات مادی اند و ثروت و قدرت را اصالت و اولویت می دهند آیا اثری در محیط و جامعه دارد؟بلی دارد زیاد هم دارد.اگر مردم یک جامعه به مال اندوزی و پرستش اموال بپردازند نفس و روح خودرا می آلایند و مانند میکربی در فضا پخش کرده و همه را خواه ناخواه به خط خود می کشند .هرکه هم مقاومت کند .دچار ضربه و آسیب می شود .در جامعه ما مردم گرایش غیر عادی به امور جنسی و سکس دارند .از دید من نوعی انحراف و بیماری است .حتی در ممالک دیگر هم چنین نیست .واین عدم تعادل و شهوت قبل از هر چیز هرچیز نیروهای مفبد و موثر جامعه را خنثی و ابتر می کند .
    حتی در امور معنوی هم باید مدارا و تغادل داشت و اسراف نکرد و زیاده طلب نبود .
    در باره خواهرخانمتان هم اگر در تهران هستید .به هلال احمر رفته از نماینده ام رزیم وداروی لازم را برای رشد قد بگیرید

  116. الهامدر تعبیر دیدن خواب عزراییل و مرگ می گوید:

    نام:الهام – سن:36 از تهران- نام پدر:ح – نام مادر:ص – قد:165 – وزن:حدود 62- هیکل معمولی –بینی: معمولی- رنگ چشم : قهوه ای روشن- فرم صورت: کمی کشیده وکمی لاغر –رنگ پوست: سبزه- مو : مشگی چند تار سفید ،فر ریز سر شانه- علامت مشخصه :جای بریدگی روی ساعد دست راست

    با عرض سلام و خسته نباشید
    استاد گرامی حدود یک ماه و اندی پیش این خواب را هنگام صبح دیدم. فکرم را بسیار مشغول کرده چون فکر میکنم شاید هشداری برایم بوده،اگر صلاح میدانید خواهش میکنم تعبیر بفرمایید. دیدم با خواهرم در منزل قدیمی پدربزرگم که حالا فروخته شده، بودم.پدرم وارد حیاط شد.در خواب فکر میکردم پدرم مدتها قبل فوت کرده اند و این روحشان است که آمده.بسیار خوشحال شدم و با محبت و عشق زیادی پدرم را محکم بغل کردم و بوسیدم.پرسیدم وضعتان در آن دنیا چطوراست؟سرشان را پایین انداختند و گفتند یک خانه کوچک دارم.گفتم بابا رفتید ببینید جای من در آن دنیا کجاست ؟وقتی من هم مردم کجا باید بروم؟گفتند :رفتم دیدم یک خانه بزرگ و خیلی قشنگ داری(انگار می خواستند من را راضی کنند که همراه ایشان به آن دنیا بروم).گفتم بابا نگران نباشید من می آیم پیشتان.بعد رفتیم داخل اتاق و پدرم گفتند اگر میخواهی همراه من به آن دنیا بیایی باید روبه قبله کنار من بخوابی.روبه قبله حالت نیمه خوابیده نیمه نشسته بودم که خواهرم و پدرم گفتند الهام پشت سرت را نگاه نکن.یکدفعه احساس کردم به سرعت سبک شدم و خارج شدنم از جسمم را حس کردم.حضرت عزراییل را ندیدم فقط پاهای سیاهی را دیدم که روح من را به فاصله حدود 30 سانتیمتری زمین به حالت دراز کش میکشید و میبرد من هم ناراضی نبودم .بعد حضرت عزرائیل خم شد از روی زمین چند چیز مثل تکه های سنگ کوچک برداشت روی هرکدام اسمی نوشته شده بود.وقتی خواند گفت تو جزء گروهی که من باید ببرم نیستی و دوباره برگرداندم و کنار در اتاق رهایم کرد.داخل اتاق شدم دیگر پدرم آنجا نبود.از خواهرم پرسیدم چرا گفتی پشت سرت را نگاه نکن؟گفت اگر صورتش را میدیدی وحشت میکردی.یکدفعه از ته اتاق زنی قدبلند با قیافه ای معمولی و متین اما جدی ظاهر شد.گفت تو را من باید ببرم.دستش را گذاشت پشت کمرم کمی پایین تر ازبین دو کتفم و میخواست قبض روحم کند که چشمش به چندگردنبند طلایی که در گردنم بود افتاد.خیلی ناراحت شد با لحن محکم و جدی گفت اینها باعث گناه هستند چرا گردنت کردی؟ گفتم من که نمیدانستم،خدا میداند اصلا میل و علاقه ای به آنها ندارم، بیا ببین همین الان می اندازمشان دور.دست کردم گردنم و زنجیرهای طلا را پاره کردم و پرت کردم کنار اتاق.اما او هنوز معتقد بود من گناه کرده ام.در دلم گفتم خدا ارحم الراحمین است مطمئنم چون از عمد گناه نکردم و بی اطلاع بودم حتما من را میبخشد. جایی که آن زن دستش را گذاشته بود کمی حس بدی مثل زق زدن داشتم.پرسید دردت آمد؟ گفتم نه اما کمی ناخوشایند است.گفت چشمانت را ببند و نفس عمیق بکش.بوی ملایم و خوبی را زیر بینی ام حس کردم بعد سبک شدم و احساس کردم سریع به جلو حرکت میکنم.اول همه جا را سفید می دیدم تا رسیدم به یک جایی مثل حیاط یک مدرسه ی بزرگ.احساس سبکی و راحتی زیادی داشتم و از اینکه مرده بودم خوشحال و راضی بودم.ناگهان صدای آن خانم(دستیار حضرت عزراییل) را از دور و پشت سرم شنیدم انگار از یک تونل که آن طرفش دنیا بود به گوش میرسید، میگفت صبر کنید هنوز یک پای او وصل است و جدا نشده است.نگاه کردم دیدم به جایی وصل نیستم اما نیروی ضعیفی انگشتان یک پایم را به سمت عقب یعنی دنیا میکشید.اصلا دلم نمیخواست به دنیا برگردم برای همین تلاش کردم آن نیرو را قطع کنم،اما نشد. بعد بیخیالش شدم گفتم خودشان کارشان را بلدند قطعش میکنند.در آن حیاط علاوه بر زنهای جوان و مسن چند نفر از همکلاسیهای قدیمیم را که سالهاست از آنها بیخبرم ،دیدم.خیلی خوشحال شدم.جلو رفتم بوسیدمشان پرسیدم اینجا چکار میکنید؟ گفتند اینجا دوباره باید آموزش ببینیم.وارد آشپزخانه ای شدم خانمی داشت غذا می پخت.تعجب کردم گفتم مگر اینجا هم غذا لازم داریم؟ دیگر از خواب بیدار شدم.من قبلا چه درخواب چه دربیداری از مردن میترسیدم و نمیخواستم بمیرم. چیزی که برایم عجیب است این است که در خواب برخلاف همیشه نترسیدم و خیلی مشتاق از دنیا رفتن بودم.دلم نمیخواست دیگر به دنیا برگردم.الانم حس بهتری نسبت به مردن دارم.خواهش میکنم اگر صلاح میدانید تعبیر بفرمایید.
    با تشکر از لطف و عنایت شما

    پاسخ:
    مبلغ 18 هزار تومان به هلال احمر دهید
    خواب شما در مجموع خوب و بیشتر جنبه تذکر دارد .در تاثیر کار و اذکار و خودکاوی و تعبیر حدیث:موتوا فبل ان تموتوا شده است .دیدن مرگ خود درخواب نشانه ای از پیشرفت در مراحل معنوی و عرفانی است .اما نباید خودرا گم کنید .مغرور شده و یا به انحراف احتمالی روید .
    از این خواب معلوم می شود که شمااز نظر روحی سبک تر شده اید .ولی بدانید اطلاع یافتن از آینده در کل خوب نیست ونیاز به قدرت وتوان روحی بالایی دارید . برای پدرتان احتمال خطر هست.باید شدیدا مراقب سلامنی او باشید
    .سفری هم در پیش دارید که ممکن است همراه با پدر و افراد فامیل شما باشد .زنی از اقوام وبستگان را در سفر یا پایان سفرخواهید دید که روابط شما باهم شاید زیاد خوب نیست و شکل کلی اورا در خواب دیده اید
    برخی موارد هم در خواب دارید و آن این است که تعلق به دنیا را از دست داده و می دهید ..اما کاستن از تعلق همیشه و کامل خوب نیست .باید حد وحدودش را رعایت کنید ما در جهان مادی بوده وباید در آن زندگی کنیم .و نباید کاملا این را طرد ونفی کنیم البته تعلق به هر چیز سبب ضعف و ناتوانی در انسان است وبه عکس هم صادق است.

  117. بهناز می گوید:

    سلام ،من جند روز پیش ازتون سوالی پرسیدم ولی هنوز جوابی نگرفتم لطفا از طریق ایمیلم راهنمایی کنید که چرا صفحه ورود اطلاعات برام باز نمیشه ؟ و اینکه میشه لطفا بفرمایید که آیا ممکنه آقای دکتر باقری و یا آقای.از نزدیک ملاقات کنم و مشکلم رو مطرح کنم چون فکر میکنم اینطوری خیلی طول بکشه و دیگه برام کار از کار بگذره -ممنون از زحماتتون
    پاسخ:
    شما باید مشخصات خواسته شده را پر کنید از روی سوال و پاسخ های داده شده هم می توانید سوالات را بنویسید بعد پر کرده بفرستید تا جواب بگیرید .حتی برای دیدن این افراد هم باید قبلا فرم را پرکنید .
    .پاسخ شما برای کدام سوال ؟شکست در عشق و خواستگاری ؟یا درمان سرطان شما؟در هرحال بدون گرفتن مشخصات شما هیچ پاسخ نمی دهیم

  118. امین می گوید:

    ۱- نام / تلفن :امین /091481
    ۲- آیا در باره سایت اطلاع داشتید ویا چگونه واز طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟ از طریق yahoo
    ۳ -تا چه حد مطالب سايت را و کدام يک را خوانده ايد؟ حدود ۲۰ درصد مطالب را خوانده ام
    ۴- نام پدر: رحمان
    ۵- نام مادرشناسنامه (سوریه) می باشد
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد؟25-تهران
    ۷- وزن:88
    ۸- قد:180
    ۹- جثه و هيکل:متوسط
    ۱۰- رنگ چشم:مشکی
    ۱۱- رنگ پوست:سفید
    ۱۲- شکل بيني يا دماغ:گرد و کوتاه
    ۱۳- شکل صورت :گرد
    ۱۴- رنگ موها:مشکی
    ۱۵- شکل و حالت موها:کوتاه و زبر
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن:یک سوختگی بر روی دست راست و دو خال بر پشت گردن

    ۱۷- تشريح درخواست خويش به صورت:

    سلام استاد من دوباره امدم با سوال تکراری بخدا قصدم ناراحت کردن و آزار شما نیست باور کنید نمی دونم چکار کنم استاد شما فرمودید با آن خانم رو در رو صحبت کنم من برای اینکه این کار را انجام دهم به او تلفن زدم ولی جواب نداد و من سمج شدم و در اخر برادرش جواب داد که به من گفت که دیگر مزاحم نشوم من این موضوع را به خاله ام گفتم که او هم ناراحت شد و گفت که باید شیرین را فراموش کنم ولی من از خاله ام خواستم که او با شیرین صحبت کند و از او بخواهد که با من صحبت کند ولی خاله ام قبول نمی کند . استاد من نمی دانم چطور با ان خانم صحبت کنم و راهش چیست استاد خواهش می کنم کمکم کنید که چکنم و چگونه می توانم با او صحبت کنم به خاله ام بگویم که نمی شود یا به زنگ زدن ادامه دهم یا …؟ استاد کمکم کنید لطفا

    پاسخ:
    من قصد نداشته وندارم مانند سابق به شما پاسخ دهم چون شما کودک خودخواه لجبازی هستید که هیکل بزرگی دارد .اما از نظر اخلاقی و تجربه مظلقا بزرگ نشده است .گفتم خرف من وهر کدام از ناصحان و عاقلان در شما بی اثر است .و گفتم وقتی توجه ندارید چرا باید مدام وقت وانرزی و جوصله و چشم بگذارم که چه شود ؟شما هم چنین :فرزندی خودخواه و بی رحم و کودکی ترسو و تنبلید این دختر هم به درد زندگی و همسری وکار شما نمی خورد اما به تجربه هم نمی خواهید بپذیرید .وقتی محل نمی گذارد .غرور هم ندارید ؟خود و خاله تان را وادار به منت کشیدن می کنید ؟آخر چرا باید این دختر باید خودرا فدای امیال شما کند ؟
    بیش از یک سال و اندی است که از ما درخواست راهنمایی دارید و ما با حوصله وقت نهاده و جواب داده ایم جز درمورد ماقبل آخر که دوسوال را یکی کردم ولی شما بی توجه به جواب ؛طلبکارانه مطالبه پاسخ دلخواه خودرا کردید…
    به گفته خودتان شما دو هزار تومان پول ندارید که برای تماس با ما در کافی نت و اینتر نت دهید .یا صدقه برای همه سوالات شما و پاسخها ی ما ودر عبن حال که اصلا و اساسا توجه به حواب ما را هم ندارید.اگر هم دارید جز و فقط بخشی ایرا که خود می خواهید یا می پسندید
    حتی در درج سوال از ما فاقد درک و احترام و…برای حریم و حدود افرادهستید .شان افراد را نمی شناسید .مثلا مدام از ما درخواست می کنید که راه های فریب دادن دختر مردم را به شما بگوییم ؟؟؟ شرم هم ندارید ؟به درخواستها و سوالات خود از ما رجوع کنید و در یابید که چقدر کودکانه و خودخواهانه از همه استفاده می کنید و در عین حال ,خودرا به مظلومیت می زنید ؟اما شما در واقع مثل گرگ ظالم بی عرضه ای هستبد برای شما متاسقم و از خدا برایتان همت بلند و کرامت و علو طبع وقبل از همه قدرت تعقل و ارزشیابی در امور آرزو می کنم .بعد بنشینید جای خودرا در جهان و جامعه و کوچه و خانه و فامیل دراورده و درست بفهمبد .خودرا هم فریب ندهید .جامعه ما صحنه های فیلم هندی هم نیست وشما هنر پیشه ناشی اش نیستید .پس:بعد از خودشناسی و جایابی درست و غیر توهمی و به دور از خودفریبی

    بروید کاری بیابید هرکاری که شرافت مندانه باشد .اسم ودک وپز هم نداشت مهم نیست و بعد با کسب درامد و پول قبل از هر چیز ..باری از دوش پدر پیر و مادر بردارید تا شاید ..خدا هم به شما رحم کند .
    اگر ذره ای هم انصاف داشته و هوا و هوس و خودخواهی خودرا نام عشق ندهید . وواقعا اورا دوست دارید ؟که نداریدوواگر …می پذیرید که این دختر حق داردجواب مثبت به شمارا ندهد ..وبدانید که: هیچ مرد عاشق دلسوخته ای ویا پدر مهربان ویا برادر دلسوز و عاقلی هم دخترش را به فردی چون شما نخواهد داد.
    دیگر با مابرای امور مشابه و سوالات تکراری تماس نگیرید .اگر باز به خواسته مابی توجهی کنید تا ابد پاسخی نمی دهم .

  119. الهام می گوید:

    سلام
    از اینکه خوابم را تعبیر فرمودید متشکرم.استاد گرامی از وقتی برای مادرم هشدار دادید سعی کردیم همه کمکش کنیم تا جایی که امکانات اجازه میدهد رژیمشان را رعایت میکنن.امید که خطر رفع بشود.پدرم هم چون از عید کارشان را از دست دادند تحت فشار شدید عصبی هستند.ممنون که تذکر دادید.انشالله که خداوند هم به پدرما هم به تمام مردم که اینطوری تحت فشار و ناراحتی و بیکاری و ….هستند کمک میکند.مبلغی که فرمودید را در اسرع وقت به مددکاری هلال احمر خواهم داد.باز هم از لطفتتان ممنونم.التماس دعا.

  120. ترمه می گوید:

    با سلام واحترام
    از اینکه مطالبم چنان بوده که شما آنرا مطلقا سزاوار هیچ پاسخی نمیدانستید متاسفم وواقعا نمیدانم چه بگویم که دیگر باعث رنجش شما نشود پس قبل از هر توضیحی از شما به دلیل این سوءتفاهم عذر خواهی میکنم .دقیقا نمیدانم چه مطلبی باعث رنجش شما شده ولی به شما اطمینان میدهم که هدفم از طرح مسایل وپرسشها فقط حل مشکلات وروشن شدن حقیقت برای خودم است ونه خدای نکرده بی احترامی وگستاخی. همان طور که در نامه ام نیز خواهش کرده بودم که حمل بر بی ادبی وگستاخی نشود وباور کنید که رویه ام در طرح مسایل صداقت بوده چون فکر میکنم در غیر این صورت به جایی نمیرسم چیزهایی که نوشته بودم واقعا قسمتی از آنچه که در ذهنم میگذرد وپرسشهایی است که نتوانستم پاسخی برای آن پیدا کنم ومدتهاست که من را از درون میخورد وامیدوارم با کمک شما حل شود مثلا در مورد پاکسازی ذهن حقیقتا نمیدانم چطور وبا چه مراحلی با توجه به شرایط خودم باید انجام دهم ویا امکان وزمان ازدواج چیزی بوده که در پاسخهای شما به برخی افراد دیده ام وخواستم در صورت امکان بدانم ویا با توجه به شرایطم واقعا نمیدانم همتای من در ازدواج باید چه مشخصاتی داشته باشد.درحقیقت پیامی که از کل پاسخ قبلی شما گرفتم این بود:خیلی ها شرایط بدتری از تو دارند نباید زیاد ناراحت باشی ودر مورد ازدواج اگر هم امکانش باشدچندان امیدی به ازدواج خوب وموفق نیست چون مشکلاتت را با خودت انتقال میدهی مگر رها کنی.من هم کاملا این مساله چرخش وانتقال مشکلات را قبول دارم وبه نظرم ترس وفرار آن رابیشتر میکند چون با تمام وجود در زندگی وخانواده حسش کردم ولی حل آن آسان نیست برای همین هم خواهش کردم جزییات آن را توضیح دهید .وبه این صورت سرتاسر نامه تقاضای کمک وراهنمایی از شما بوده تا حقیقت را بدانم وجرات روبه رو شدن با آن را به طریق درست پیداکنم. اگر پیام شما را درست دریافت نکرده ام لطفا موضوع را برایم روشن کنید وباز هم فرو تنانه از اینکه باعث رنجش شما شدم عذر میخواهم .
    ودر مورد مادرم که لطف کرده وپاسخ دادید :سعی کردم عینا گفته های ایشان را انتقال دهم باز که دقیقتر شدم گویا هنگام ایستادن وراه رفتن ونشستن ورم وفشار درپاها وران وباسن وکشاله بیشتر میشود به نحوی که باید حتما دراز بکشدتا کمتر شودوچون این حالت را در کسان دیگری که این جراحی را کرده اند مشاهده نمیکندما هم نگران شدیم رادیوگرافی دنبلچه وکمروسونوگرافی شکم کیسه صفرا …هم در حال انجام است .
    مبلغ 20000تومان به شمارقبض94 پرداخت شد برای 4 پرسش وشرمنده که فعلا بیشتر از این مقدار در توانم نیست واگر این دو مطلب را ملاحظه فرمودید وسوءتفاهم برطرف شد اجازه میخواهم مطالب بعد را مطرح کنم باتشکر وحق نگه دارتان باد .

  121. الهام می گوید:

    1. - نام کوچک :الهام
    خواسته شما چیست؟مشورت
    -چگونه و از طريق چه کسي با سايت آشنا شديد؟سرچ در گوگل
    ۳-تا چه حد و كدام يك از مطالب سايت را در باره مشکل خود مطالعه کردید .نام ببریدو در کدام قسمت و کدام يک را خوانده ايد؟رويا و تعبير خواب
    ۴- نام پدر :می
    ۵- نام مادر: ز
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟21 اصفهان
    ۷- وزن (به کيلو گرم ): 55
    8- قد ( سانتي متر): 162
    9- جثه و هيکل : متوسط
    10- رنگچشم : قهوه اي تيره
    11- رنگ پوست : گندمي
    12- شکل بيني : قلمی و کشیده
    13- شکل صورت : کشیده
    14- رنگ موها : مشكي
    15- شکل و حالت موها : بلند
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن: -
    ۱۸- مبلغی را که در صورت درمان و یا رفع مشکل به هلال احمر کمک خواهید داد اعلام کنید : به صورت حتم مبلغ 5000 تومان را دريافت مي كنم و به احتمال زياد مبلغ مضافي را نيز خواهم پرداخت
    مشخصات همسرم را نيز در پايين درج مي كنم شايد لازم باشد .
    نام کوچک : م
    ۴- نام پدر : م
    ۵- نام مادر : فر
    ۶- سن شما و نام شهري که هم اکنون زندگي مي کنيد ؟28 اصفهان
    ۷- وزن (به کيلو گرم ): 75
    8- قد ( سانتي متر): 170
    9- جثه و هيکل: متوسط
    10- رنگچشم : قهوه اي
    11- رنگ پوست: سفيد
    12- شکل بيني يا دماغ : عقابی
    13- شکل صورت : گردوتپل
    14- رنگ موها : مشكي
    15- شکل و حالت موها : كوتاه
    ۱۶- علامت مشخص کننده در صورت يا بدن : -
    با عرض سلام وخسته نباشید
    مدت 3ماه است که عقد کردم ولی در این دوران خیلی سختی کشیدم خیلی حرف شنیدم اوایل شوهرم خیلی دم از عشق می زد ولی چیزی نگذشت که الان بهم میگه ازت سرد شدم دوست ندارم و…تقریبا حدود 2ماه است که توجهی به من نشون نمیده همیشه اگه حرفی پیش بیاید من کوتاه میام .بیشتر اوقات من تماس می گیرمو… بهم گفته بود که قبلا بادختری قصد ازدواج داشته ولی دیگه هیچ رابطه ای با هم ندارند.یکدفعه که با مادرش در مورد بی توجهی پسرش صحبت می کردم شروع کرد به تعریف و اینکه چقدر این دو همدیگر رو دوست داشتن و من چقدر ناراحتم از اینکه این دو بهم نرسیدن.در اون لحظه من دهانم باز مانده بود که چرا این حرف ها را به من می گن .اینا خودشون از من خواستگاری کردن و خیلی سنتی با حضور خانواده ها این وصلت سر گرفت.اصلا از نظر مادی چیزی ازشون طلب نکردم همیشه سعی کردم احترام خانوادشو حفظ کنم بهش بدی نکردم.در ضمن برادرش فوت کرده و یک زن برادر داره که یه بچه ی یکساله داره.شوهرم به بچه برادرش خیلی وابسته است و احساس می کنم این خانم به بهانه ی بچه سعی می کنه به شوهرم نزدیک بشه. آخه از فوت شوهرش یکی دو ماه یکبار اونم برای چند ساعت به منزل پدر شوهرم میومد ولی از وقتی فهمیده که ما ازدواج کردیم هفته ای چند روز کامل اونجا می مونه و با شوخی ها و خنده های مسخره طاقت منو از بین برده.خلاصه اینکه تصمیم به جدایی گرفتم.البته شوهرم هم موافقه می خواستم بدونم من به راحتی از این آقا جدا میشم و مشکلی سر راهم قرار نمی گیره.برای اینکه خودمو نبازم چیکار کنم واینکه بعد از جدایی ازدواج می کنم و این اتفاق چند وقت طول می کشه؟ممنون
    پاسخ:
    اطلاعات درست بدهید .باید تمام شرایط خواسته شده را بدون نقص رعایت کنید .نام مادر می یا ز یعنی چه؟lما در گذشته هم با برخی اهالی محترم اصفهان مشکل در دادن کمک و صدقه داشته ایم شما که دیگه نور علی نور کرده اید ظاهرا باید پولی هم به شما بدهیم ؟؟؟زرنگید؟نه ؟چون ؟به دلایل فوق ..

يك پاسخ برايش بگذاريد