یکی از خوانندگان ما مطلبی ادبی در محاکمه محترمانه خدا فرستاده اند که چون روزانه مدام در گوشه و کنار می شنویم همراه با پاسخ احتمالی خداوند به آن درج می کنیم از خداوند منان برای هر دو مان طلب عفو داریم:آمین
خدايا كفر نمي گويم،پريشانم،چه ميخواهي توازجانم؟مرابي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي.خداوندا،اگرروزي زعرش خود به زير آيي،لباس فقر پوشي وغرورت رابراي تكه ناني به زير پاي نامردان بيندازي وشب اهسته وخسته،تهي دست وزبان بسته به سوي خانه باز آيي،زمين وآسمان را كفرميگويي،نمي گويي؟خداوندا،اگر روزي بشرگردي،زحال بندگانت باخبرگردي،پشيمان ميشوي ازقصه خلقت ،ازاين بودن ،ازاين بدعت .خداونداتومسئولي،خداونداتو ميداني كه انسان بودن وماندن در اين دنيا چه دشواراست،چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است وازاحساس سرشاراست.
پاسخی مشابه پاسخ از سوی خدا:
“ما بر همه چیز علم و احاطه و درک و دانش و … داریم ”
روزانه حداقل نیمی از مردم از همه گروههای مردم عادی و حتی بزرگان معنا؛ وقتی که قادر به گرفتن تحلیل درست از مشکل خود نیستند :چنین وصف حالی و گفتگویی با خدا و خود دارند و برخی به خیال خود حتی پا فراتر نهاده و به خداوند بد و بیراه گفته و یا او را دعوت به درک واقعی و پایین آمدن از عرش و آسمان و دیدن و چشیدن وضع خود و افراد مشابه می کنند .و تصور می کنند اگر خدا هم جای آنان باشد سرانجام تاب تحمل از دست می دهد .اما واقعیت این است که :
اولا” خدا جسم و محدود نیست تا بالا و پایین برود و بیاید.
دوم : اراده کلی خدا در باره محلوقات این بوده که انسان را هم قویترین و هم منعطف ترین موجودات آفریده و به او قوا و امکاناتی داده که در موجودات غیر انسان نیست .اما چرا توسط انسان در تنگنا و یا احساساتی چنین استلالاتی عرضه می شود؟ باید به اصل موضوع و ریشه اش توجهی کرد.
همه آدمها و موجودات در تمام جوامع علاوه بر نقاط مشترک و مشابه دارای تفاوت هایی هم می باشند.تفاوت محدود و برای شناخت از هم و جلوگیری از تشابه بیش از حد تا همسانی کامل که شناخت و علم و حرکت را دشوار یا غیر ممکن می سازد.که وجود تفاوت تا این حد؛ قابل تحمل و درک است اما اگر بحث از مرز های تفاوت عادی و لازم خارج شده و به افراط و تفریط و ایجاد اختلاف و تمایز و برتری و کهتری و مناصب و مدارج و یاحتی به عکس برابری مفرط …برسد و یا به عبارتی دیگر ،تعادل یا عدالت از حد لازم کمتر و در برخی بیشتر دیده شده و می شود .اینها مربوط به اراده خدا نبوده و حتی مستقیما دور و ضد اوامر خدا است و هوا و هوس آدمها و توافق ضمنی یا اصلی میان آنها مربوطست .والا همه پیامبران از اولین و تمام دعوتشان به اتحاد و برادری و عدالت و تعاون واقعی میان همه مردم و گروه ها بوده است .حالا چرا بعد از آنان در عمل پیروان همه ادیان مدام برعلیه هم توطئه ؟؟ و تخریب دارند ؟؟ و جنگ برسر نام ؟؟ و زمین ؟؟ و ادعا دارند که همه جنایات خود را هم …به نام و حکم خدا به قتل و غارت و جنگ و…می کنند؟
فرق لازم و ضروری و موجود میان آدمها از سویی به تفاوتها و موقعيتها ی فردی و نژادی و جغرافیایی و …برمی گردد اما در صورتی که از حد فرق و تفاوت جسمی بگذرد و به عدم عدالت سیاسی و اقتصادی و نژادی و … رسیده و سپس به طبقات جعلی و قراردادی اجتماعی کم یا همه جانبه برسد.در این مرحله دیگر اشکال از اراده خداوند نبوده و مربوط به تفاوتهای ایجادی و توافقی و عمومی میان مردم و با سیاستمداران و قدرتمندان فریبکار خود است .بی عدالتی یا عدالت افراطی مربوط به تقسیم کار و تفکیک وظایف و امکانات جامعه به شکل غلط و نابرابر است البته همه انسانها در زندگی پستی و بلندی زیادی دارند.اما برخی از آن درست بهره برده و به تدریج شیب ها را کم و کمتر می کنند و به عکس هم اگر فرد و جامعه در طول سالیان دراز به کسب علم و داراییهای مختلف پرداخته و بعدها همه از آن بهره می برند .آیا نباید اینها با افراد تن پرور توجیه گر و جوامع بی اراده و تنبل فرق کنند؟
انسان مثل و شبیه مورچه است و یکی از اسرار سوره نمل هم همین است .مثل مورچه ها ,انسانها هم در تلاش و صبر و مدارا و کار جمعی و…سخت کوش و دارای تحمل زیادی ا ند .اما می تواند برخلاف این روح سخت کوش و مقاوم و دارای برنامه و اجتماعی همه چیز را وارونه کند و وضعی بسازد که در بالا گفته و می گویید.باید انسان خود را بسازد و جلو رود.بیشتر بی عدالتی هم در کشورها مربوط به فرهنگ و روابط و مناسبات پذیرفته شده در هر اجتماع است .پس باید ساز و کار جامعه را درست کرد تا شکر خدا هم شناخته شود .انسان چیزی جز حاصل تلاش و کارش نیست.

نوامبر 27, 2009 در t 23:52 |
سلام
در زندگی روزمره بسیاری از انسانها بر حسب نرسیدن به نتایج دلخواه خودشان این گونه گلایه و شکایت می کنند و به وفور می شنویم که می گویند:
خدا بد نده
از این هم بدتر می شد که سر ما آورد خدا
هر چه بلاست سر ماست
خدا هم ما را فراموش کرده است
و غیره
معمولا خداوند را دلیل اتفاق وقایع بد و بلاها می دانند و موقعیتهای خوب و دلخواه را سبب توانائی و ارزشمندی خویش می پندارند
” پشیمان می شوی از قصه خلقت ” جمله ی بدی است و نشان از بی تعقلی است
مبتنی بر آن است که نویسنده ابتدا قصه خلقت را می داند و طراح آن را نقد می کند!
میزان دانستنیهای ما از دنیا و زندگی چقدر است؟ هر روز روزنه ای تازه بر رازهای طبیعت باز می شود بر بی نهایتی های سوالات انسان افزوده می گردد و هنوز در کشف مباحث فیزیکی جسم خویش عاجز و بر حسب حدس و گمان هستیم! چه رسد بر مسائل روحی و روانی انسان.چطور بر قصه خلقت گمانه می زنند؟
هم چنان که در کتاب آسمانی آمده است سرنوشت انسانها بدست خودشان است و آنان خودشان راه خویش را آباد یا خراب می کنند و هر دو مسیر منطقی و حاصل شدنی است.
نوامبر 30, 2009 در t 13:29 |
سلام استاد
سختي ها خوشي عشق جور و جفاهاي زندگي به گونه ايي بوده كه به اين نتيجه ايي رسيدم كه چه غلط يا درست به آن سعي مي كنم عمل كنم آرزو هام با خدا در ميان ميزارم ولي نمي خوام حتما انجام دهد ميگم به بهترين راه كه خودت ميداني و بهتر است انجام دهد و يا هر چه صلاح ميداند انجام دهد چون اونه كه از آينده ميدونه خير وصلاح بنده خود را مي داند به گذشته نگاه ميكنم ميبينم چه قشنگ خيلي چيزا رو برام انجام داد يا نداد تو هر كاري تلاشم مي كنم تا جايي كه مي تونم ولي نتيجه را به خدا ميسپارم هر چند چه بسيار نا شكري كردم يا خدا روفراموش كردم انسانيم و گناهكار ولي هميشه تنها كسي كه دارم وخواهم داشت خداست به نظرم داشتن اينطور انديشه زندگي را در اين دور زمونه سخت راحتر ميكنه انسان با توكل و اعتماد به خدا بايستي تلاش كند و جلو رود خدايا مارا براي يك ثانيه نه براي كمترين زمان ممكن هم رها مون نكن
نوامبر 30, 2009 در t 17:20 |
من با وجود همه این حرفهایی که گفتید باز به عدالت خدا شک دارم. یک مثال واضح عرض کنم: گناه بنده یا سایر افرادی که مادرزادی دچار یک سری بیماریهای لاعلاج می شوند چه بوده؟ چرا باید من اینطوری آفریده شوم…… من واقعا مشتاق دانستن جواب این سوالم هستم و خواهشا هم جوابهای تکراری از قبیل اینکه خدا میخواد امتحانتون کنه ندید که اصلا با عقل جور در نمی یاد. پاسخی را هم که به سوال دادید به نظر من اصلا راضی کننده نیست. کمی روی حواب سوال لطفا کار کرده و جوابهای پخته تری بذارید. اگر جواب منایب ندارید لا اقل چنین سوالایی رو تو سایت نذارید که باعث رنجش افرادی مثل بنده می شود وقتی نگاه به جواب می اندازیم.
البته به احتمال زیاد هم نظر منو رو سایت قرار نمی دید.
یه نظر دیگه خارج از این موضوع:
مثل اینکه شما خودتون هم دست کمی از خدایی که بهش اعتقاد دارید رو ندارید جون بین افراد فرق می ذارید در جواب دادن به درخواستهای درمان. بنده سال پیش یه درخواستی مبنی بر درمان داشتم و با اینکه همه چیز طبق خواسته سایت بود ولی در جواب من گفتید که قابل درمان بوده و نحوه درمان به ایمیل شما ارسال خواهد شد. جالبه همین جوابو رو سایت قرار دادید و هر کی بیاد بخونه میگه به به می بینی بهش امیل زدنو و الان طرف درمان شده. غافل از اینکه ایمیلی در کار نبوده و اصلا از آن زمان به بعد پاسخی به ایمیلهای من هم داده نشد. خواهشا قول به کسی ندهید یا اقلا اگر کاری از دستتان ساخته نیست از اول تکلیف را مشخص کنید.
پاسخ:
اولا شما کی هستید ؟؟با کدام سابقه از شما ؟؟؟؟ما باید پاسخ دهیم؟؟
دوم :مطلبی که در ذیل و پاسخ داده ایم ..مستقیم به شما نظر ندارد برای روشن شدن موضوع است .اما شما علاوه بر هپاتیت ب عصبی و تند هستید.از نظر خلقی هم همیشه طلبکار و ناسپاس .
سوم:شما هم با توجه به جوابتان در نامه فوق مشهود است که جبهه و موضع منفی به ما و نه مطلب ؟دارید و رمز وراز و ضرورت تفاوت واختلاف در هستی را نمی پذیرید . ومعلوم است حتی متن را درست دقت نکرده اید ..زیرا من خود همواره استدلال امتحان گرفتن خدااز بندگان را را رد کرده ام چون به نظرم ؛خدا عالم است و جاهل نیست .تا مثل معلم عادی که جاهل از دانش کودکان و متعلما خود است شما را و یا همه را بیازماید و نیاز به امتحان کردن داشته باشد .. .من وشما باید خودرا در معرکه های زندگی و با داشته ها وناداشته هایمان د بیاز ماییم و بفهمیم چند مرده حلاجیم؟؟شما که از یک پاسخ که ربطی به شما هم ندارد چنین رنجور شده اید چرا سوزنی به خود نمی زنید ؟اما این چنین چوالدوز هارا را به دیگران می زنید ؟؟باید از خودتان بیرون آمده واز منظری عالی تر بنگرید .که ظاهرا هم نمی توانید
ما هر از گاهی؛افرادی را داریم که پاسخ دلخواه از ما نمی گیرند کسانی که .تازه وارد هم نیستند مثلا گاه بارها و ساعتها وقت مارا برای درمان یا پاسخ و امثال اینها گرفته اند .از نظر مادی و اخلاقی و دنیوی واخروی به ما بدهکارنداما باز با تظاهرموجود اخلاقی و چند پهلوی ایرانی در لفافه طلبکاری می کنند .بعدا رسیده زمانی که سوالی یا درخواستی داشته اند وما به دلایل خودمان پاسخ نداده یا به صلاحشان ندیده ایم که جواب دهیم .اما در اینجا یا زور و اصرار از ما پاسخ خواسته اند.. از آنها اصرار از ما انکار بوده .تا اجبارا جوابی داده ایم یا ندادیم اما از آنجاکه جواب ؟و بی جوابی ما /خوشایندشان نبوده . کمی بعد همه تعارفات را کنار نهاده به روش کین توزانه وارد صحنه شده و به حساب خود افشا؟؟؟گری و..علیه ما را آغازیده اند؟؟واینان به این دلیل یا دلایل دیگر در صدد انتقام؟؟ و تخریب؟ یرآمده و به خیال خودئ غالبایا نام جغلی کوشیده اند که مثلا ما ؟؟و دودمان ما؟؟؟ را زیر سوال برده ومعمولا هر از گاهی با نامها و آدرسهای ناشناس ؟یا حتی با جعل نام سایر مراجعین سایت ؟ویا.کوشیده اند که ..؟؟مناقع؟؟مارا به خطر اندازند؟کار کرده و.. ؟مدام بد وبیراه و انتقاد و..دارند.که معمولا از سوی ما پاسخی ندارند
اما و اما در جهانی که خیلی هم گرد و کوچک است همین ها باز گرفتار شده .ودوباره می آیند و مثلا مشخصات مادر و پدر مریضی را می آورند و لابلایش هم مساله خودرا طرح می کنند ..در این جاست که با دلیل تذکرات خودرا می دهیم ..اینجا و در این موقع بازچون به ما نیاز دارند لحن و کلمات و بار مفاهیم قبلی خودرا اصلاح می کنند .یعنی :از در دیگر وارد می شوند.هم می پذیرند و هم نه:که با نام جعلی آمده و به حساب خود زهر ریخته و رفته اند .اما پذیرشی ناقص .. نه با شجاعت ؟؟با توجیه و…در میان همینها هستند
مکرر گفته ایم پاسخ ندادن به ایمیلها بابه دلیل غلط یا اشتباه در آدرس داده شده است.یا مشکل اینترنت و ارتباط هم قوز بالا قوز است .به علاوه ؛کسی هم اگر قابل درمان نباشد می نویسیم .برای اثبات این نکته در پاسخها ی ساست بگردید می بینید .
در باب عدم پذیرش مطلب فوق چون شما ؟؟مطلب یا چیری را قبول ندارید..به این معنی است که همه نظریات دیگران بیهوده است ؟یا بقیه باید تسلیم اوامر مطاع شما شوند ؟یا درست این بود که درست طرح مشکل خود می کردید و بعد مطلب را رد می کردید؟چرا چون شما احتمالاحال ندارید چند خط در توضیح نظر خود بنویسید؟باید چنین برخورد کنید و همه باید از دل شما باخبر باشند ؟؟؟چرا؟؟
-بارها در سایت با صراحت نمام نوشته ایم ازبه به و اه اه دیگران چه به ما می رسد ؟؟فکر کردیدکه؟عقده کم تعریفی از خود داریم؟ویا…؟؟؟
0- نه باور کنید از تمجید و تکذیب افراد متزلزل یا خودبین چیزی و سودی به ما و هیچکس نرسیده و نمی رسد و نخواهد رسید .ت
یک دلیل برای تایید مطلب فوق و رد نظریه به به شما دارم:احتمالابدانید تمام پاسخها و نحوه درماندر این سایت همه از یک نفر است ولی چرا به سبک معمول تصویر شش در چهارویا مشخصات و نامی هم از اوکه مورد انتقاد شماو امثال شماست در پاسخها و درمانهای غیر شما هم وجود ندارد ؟؟؟لابد برای اهمیت به به به مورد نظر شماست؟؟
///در باب عدالت هم معلوم است شما مثل بسیاری از مردم و حتی به اصطلاح صاحبنظران درک درستی از مفهوم عدالت ندارید .چون عدالت دو پایه دارد پایه اولش مبتنی بر مساوات و عام و عمومی است .پایه دوم به عکس فردی و غیر عام است و ما هم کوشیده ایم بر این اساس به دیگران کمک کنیم .به حزب ودسته و..خاصی غیر از توده مردم رابطه و گرایش نداریم ..در عبن حال هم نیاز واقغی نیازمندان را اولویت می دهیم لذا ظاهرا به برخی پاسخ می دهیم چون می دانیم باید کمک کنیم ونیاز دارند .به برخی هم به عکس نمی دهیم نه به خاطر پول ودرآمد و…شهرت و..امور مادی مورد نظرتانو مورد گرایش و علاقه شما .از اول هم در شرایط خود قید کرده و گفته ایم و برخلاف گفته خود هم رفتار نکرده و نمی کنیم نه طمع به مال دیگری داریم نه به طعن طاعنی ؛متقابلا طعنه زده و نه حسادت داریم یا منافع خودرا بر دیگران اولویت داده ایم /
راستی شما چه؟و چطوری اید ؟
همین تفاوت میان من وشما هم عین عدالت است .نیست؟؟
دسامبر 2, 2009 در t 19:02 |
سلام از مطالب زیبای شما خیلی ممنونم ولی من معتقدم که اگر ما حس کنیم که خدا هزار بار از پدرومادر به ما نزدیکترومهربانتر است و این خداست که در آغوش او ارام می گیریم پس همه چیز لذت بخش است هرگز شاکی نمیشویم هیچ کس حق نداره به بهترین کسی که هرگز فراموشش نمیکند و تنهایش نمیگذارد شکایتی کند حتی اگر به خاطر امدن به این دنیا ازما چیزی نپرسیدند اما امدیم تا در آغوش مهربانترین خدا گریه کنیم بخندیم و اون در تمام لحظات مارا نوازش کند و من با یاد او دلم ارام می شود یه کم فکرکن تو که به خودت اجازه می دهی شاکی باشی در مقابل همه چیزهایی که بی منت برای آماده کرده و بی خبری تشکری خشک وخالی می کنی راستی اگه دوست تو بهت خوبی کنه وتو تشکر نکنی تا چندبار به تو محبت بی جواب عرضه میکنه باورکن حتی اگه خودت هم بودی وباتو اینطور رفتارمیشد هیچ وقت سمت محبت و خوبی نمی رفتی تازه میگفتی چقدر توقع دوستت بالاست که میخواهد محبت ببیند ولی جوابی ندهدوتشکری نکند قصد توجیه شما رو ندارم .چون حرف دلم واقعیتی است که جوابی نداریم برایش فکرکن خدا دوستی است که بی هیچ چشمداشتی محبت میکنه و توقعی نداره با خدا دوست باشیم یه لحظه فکرکن اگه او نبود تو چیکار میکردی خیلی از حالا تنهاتر بودی با خدا قهری و می خواهی اون با تو آشتی باشه دوری خیلی دور منم دورم وقتی میخواهم با اون حرف بزنم بس که گناه دارم باید دنبال واسطه باشم و این دورترم میکنه خوب نیستم که گل عالم با دلم حرف بزنه و تازه شاکی میشم خدای من خدای بی همتایی است که قابل توصیف نیست یک ذره خیلی کوچیک گفتم تا با این حرفها بهش نزدیکتربشم و بهش بگم من تو نباشی تنهام منو تنها تر نکن توکل به تو می کنم و تشکرازهمه چیزهایی که درونم بخشیدی ومن بی تفاوت توی خستگیهای خودم شکایت می کنم ازقاضی عادلی که بهترین حکم رو بهم داد حکم زندگی در این دنیا راضیم به رضایت تو این عین عدالت خداست که بین من وتو تفاوت هست من باهمین تفاوت که دارم یک فردمحسوب میشوم اگه فرقی بین ما نبود هیچ تعادلی در دنیا نبود خدایا چنان کن سرانجام کا تو خشنود باشی ومارستگار خداجان خدای مهربونم دوستت دارم به خاطر آنچه تشخیص دادی که من با آن زیباترم