13 رجب سالروز تولد انسانی است که نمونه ای از بزرگان است .بزرگان واقعی نه مدعی .بزرگانی که در دوران حیات گرفتار خودخواهان و جاهلان وقدرت طلبان و حهال بودند و پس از مرگ به عکس شدند و گروهی حتی تا مرحله خدایی بالا بردند.اما او انسانی است که خداوند را می شناسد و دوست می دارد و اورا به خدایی و خودرا به بندگی او سر فراز میداند .او نمونه شجاعت است ولقب اسدالله و شیر خدا رادارد .او تنها حاکم و خلیفه ای است که دوشادوش سربازانش در تمام صحنه های نبردودر صف اول ایستاده و حتی در حین خستگی در میان چکاچک شمشیرها چرت می زند .از مرگ هراسی ندارد .اما در دیدار با یتیمان و بیوه زنان اشک می ریزد.او جامعه منحرف شده از اصول را به خوبی می شناسد.او می بیند کمترین زاویه در طبقه بندی جامعه و دوری از مساوات در میان مردم و تقسیم اموال بدون مساوات چه انحراف بزرگی ساخته است .هشدار میدهد و تلاش برای بهبوددارد اما جامعه منحرف و فدرتمندان نمی پذیرند.چرا؟ مگر نه این که باید فرد را از روی دشمنان و دوستان او هم شناخت؟چرا دوستان و یاران نزدیک او قدرتمند نیستند ؟ در سقیفه و شوراهای بعدی بنگرید و صورت مذاکرات را از تاریخ طبری و..تحلیل کنید .دسته بندی جامعه را در زمان رحلت رسول گرامی ببینید .اوس وخزرج و قریش و بنی امیه وبنی هاشم و..یا یاران نزدیک او ؟چرا پیامبر در خلوت و تنهایی به زمین سپرده شد و غسل دادند ؟آن همه یاران چه می کردند درست در زمان مرگ رسول گرامی؟؟چرا فقط علی برسر او ماند؟صحابه چه کارمهمی داشتند که غیبشان زد؟سلمان فارسی بعد از ده ها سال حکومت در بهترین مناطق در هنگام مرگ خود از سالها ی قدرت وامارت و حقوق فقط و فقط پالان خری دارد و کوزه آبی .آیا او ثروتی اندوخته ؟نه .هیچ ندارد.ولی چرا از روز بازپسین نگرتن است؟او در حین مرگ چرا می گرید که هنوز مال بسیاردارد؟ یا ابوذز و سایر صحابه پیرامون او برخلاف دیگراصحاب بودند .بی اعتنا به مال اندوزی و احتکار و…؟؟؟او تنها حاکمی است که از نزاع و پرخاش و ناسزاگویی و هر نوع هتاکی و اهانت و برخورد لفظی دشمنان در حین سخنرانی در میان یاران و مردم ودر اوج قدرت ناراحت نشده و دستور برخورد و ضرب و شتم چه در نهان و چه در آشکار چه مستقیم و غیر آن را نمی دهد . او تنها حاکمی است که بدون دربان و پرده و نگهبان و …زندگی می کند و مردم در هر لحظه امکان دیدار اورا دارند.اوست که حال مردم را درک می کند و به آنان هشدار می دهد زندگی عادی داشته واز زهد و ریاضت بیهوده برخذر باشند و وعجیب است که دشمنان او از جمله خوارج از خشک مغزتریت و به اصطلاح خشکه مقدسهایی بودند که در نماز و عبادت و..افراط می کردند.اگر یکی از آنان خرمایی را از درختی بی اجازه صاحبش می خورد .اورا وادار به استغفار می کردند.اما همانها به سادگی و بدون ترس از خدا و به نام خدا به دریدن شکم اطفال و کشتن زنان و ..می پرداختند.واین رسم همیشه در تاریخ بوده که متعصب ترین افراد در دین ظالمترین آنان به بندگان خدا بوده اند.اوست تنها جاکمی که از مال مردم و بیت المال دوری می کند .حتی به عنوان قرض برای دخترش و یا حتی شمعی کوچک برای کار مردم بهره نمی برد.او ست که در اوج قدر ت دنیوی ,شبها غذا و وسایل را بر دوش می گیرد و در تنهایی و بدون محافظ به کمک بینوایان می شتابد.
درست است او در دوره ای بود که جهل بر مردم حاکم بود .اما اصولی که به کار می گرفت برای تمام دورانهاست .مثلا آیا در جهان متمدن معاصر شجاعت مذموم است؟آیا همنوایی با فقیران مردود شده؟آیا توجه به جناح های قدرت و ثروت و نادیده گرفتن ضغفا در قبلا آن قدرتمندان هنوز مذموم نیست؟؟آیا توجه به پیران و کهن سالان یا به عکس خردسالان نادیده گرفته می شود ؟آیا در جهان متمدن حقوق همه انسانها ولو ضارب و قاتل؟ یا دیندار و بی دین نادیده گرفته میشود؟آیا سوءاستفاده از قدرت و ثروت و موقعیت اجتماعی و… نیکوست؟آیا نظر مردم ولو آن که با نظر حاکم مخالف باشد محترم نیست و حفظ آن شرطنمی باشد؟؟؟واگر هست کدام جوامع بیشتر حق انسانها را رعایت می کنند و برکت دارند؟و کدام از جوامع شعار می دهند و حقوق و مساوات در امسانها را در عمل و نظد انکار می کنند ؟و چرا ؟و چرا به هر نامی مردم تمکین می کنند؟
گروهی از سر نادانی ,علی را فاقد درک و دانش سیاسی دانسته اند ؟چرا چون مثلا با معاویه در گیر شد؟یا یاران خودرا از مال و قدرت سیر نکرد؟یا اجازه سوءاستفاده به آنان نداد؟افرادی که سالها در کنار اوبودند.وپس از نیل به قدرت باید به آنان سهم می داد؟و نداد؟علی نا آگاه نبود.زیرا مروری کوتاه بر رفتار و گفتار و عملکرد او نشان می دهد که تا چه حد از امور آگاه است . تا چه میزان بر نفس خود و خودخواهی ناشی ا زنخوت و قدرت عادی در حکام مسلط است .او دست به جنگ نمی برد تا طرف مقابل آغاز کند و وقتی او دست برمی دارد علی هم دستور پایان جنگ می دهد ؟او برای رضای مردم می کوشد اما نه برای خود و بقای خود /که او حتی کل خهان را تنگ می بیند .ااو وقتی زره خودرا در دست یهودی می بیند به قاضی می رود و عادی می نشیند و حکم علیه خودرا می پذیرد؟چرا آیا این نوع از سلوک و رفتار با مردم کهنه می شود؟او از عنوان و لقب و اشرافیت و تجمل به دوراست و حکام خودرا هم بر حذر می دارد.نه در شعار که در عمل .اوست که قدرت را و حکومت را چون عطسه بز ,چندش آور می بیند .اوست که می گوید: مردم هم می توانند به حاکم ظلم کنند؟؟؟آیا این کلام و این گفته عجیب نیست؟مردم به حاکم خو ظلم کرده اند؟؟آیا در مقایسه آن دوران با روزگار ما ,امروز روزگار بدتری نیست ؟چرا که ظاهرا مردم دانشی از دین دارند.اما دانشی وارونه /بی توجه به اصول و ..بی تلاش :برای آن که اصول اساسی انسانی و اخلاقی واقعی را فرا گیرند .نه فرهنگ و سنتهای به ظاهر دینی اما آباء و اجدادی را؟در صفحه روح و ضمیر انسانهای امروز چیزهای بسیاری نقش بسته ..اما از عدالت و خداترسی و دوری از تکبر و خود خواهی و توجه به قیامت و کمک به محرومان و دفاع از حق و … خبری نیست ..پوستی و ظاهری مانده .و شتابی عظیم و احساس مدام ناامنی و عدم توکل و نبودن مروت و قناعت و مدارا و عدم تجاوز به حقوق مخلوقات خدا و..
بیایید در این روز گرامی :در صفات و سجایای این انسان نمونه فرد اعلا بیندیشیم و کمی از او اخلاص در کار و عمل را بیاموزیم . واین بهترین سلام برای او و عزیز دور از چشم دنیاطلبان است..