پیشگو :سالهاست تصاویر غلطی از جهان و پیروان ادیان منتشر می شود .برای شناخت صحیح باید افکار گوناگون در معرض بررسی باشد.قدرت نقد و نقادی و شناخت و انتخاب بالاتر رود تا راه از چاه شناخته شود.در غیر این صورت جامعه به انحراف و افراط و تفریط می رود .: امروز ه بسیاری در به در به دنبال شناخت و کشف و طرح و..«اندیشه اصلاحطلبانه» در جهان اسلام هستند. سوال این است که اصلاحطلب اسلامی قرار است چه بکند؟یا چه شاخص ها و مدارک و نشانها و کیفیتهایی داشته باشد که سخن او محل تامل باشد ؟و «تفکر اصلاحطلبانه اسلامی» واقعا چیست.؟حوزه عمل و نقش او را چه کسانی باید تعریف و تحدید کنند؟نقش و جایگاه مردم و عقل و نقد و انتخاب کجاست؟چرا این همه تشتت و اختلاف رای در میان مسلمانان است ؟و چند قرن سابقه دارد؟ . و چقدر باید تکرار شود تا مردم آنرا در تاریخ خود و اسراف در تکرار را درک کنند ؟چرا به پایان نمی رسد؟این همه نزاع و جنگ هفتاد و دو ملت و جای توحید و اخلاق و معاد در کجاست و چقدر است؟؟؟و چرا مغفول است ؟و سیاست چیست؟و چرا درست نمی شود؟آیا دین و اصول آن نیاز به اصلاحات دارد؟یاحوزه برداشتها و تفسیرها ؟یا در فرهنگ حاکم در جوامع و انحراف آن گرفتاری هست؟ کدام را باید ابتدا آغاز کرد؟با این همه تشتت آرا و حریفان قدرتمند جهانی نشسته در کوی سیاست و قدرت و تکنولوژِ ی ؟؟از یک طرف مسلمانانی هستند که خود را اصلاحطلبان اسلامی مینامند (مثلا «مسلمانان اروپا») اما کمتر مسلمانی به آنها توجه میکند. عده ای هم هستند که فقط خودرا اسلام می دانند .و همه را غیرمومن .عده ای توقع نادرست از دین و کارکرد آن دارند.عده ای همه چیز را در دین خلاصه می کنند واز طرف دیگر کسانی هستند که دیگران آنها را اصلاحطلب اسلامی مینامند. واینجا هم محل اختلاف دیگری است .این که چه چیز و چرا و چگونه و با کدام هزینه و برنامه و…باید اصلاح شود؟…: عده ای میگویند که نیامدهاند اسلام را اصلاح کنند بلکه آنها مدعی هستند که دین را به شیوه «درست اسلامی» تفسیر میکنند. فتحالله گولن از این گروه متفکران اسلامی است؛ او پدر معنوی جنبشی است که احتمالا فعالترین جنبش ترکی- اسلامی اواخر قرن بیستم بوده است. تابهحال در تحلیلهای اندیشه اخیر اسلامی در ترکیه کمتر توجهی به گولن و هوادارانش شده است. مشاهدات زیر بر پایه تحلیل از عقاید فتحالله گولن، انتشار آنها و شیوه سازماندهی دلبستگان اوست. چطور گفتمان فتحاللهگولن در مورد آموزش در شبکه سازمانیِ بسیار انعطافپذیر هواداران خودش منعکس شده است. نگاهی هم به شخص فتحالله گولن و هم به این سوال وسیعتر که آیا در جای درستی دنبال اصلاحطلبان درون طیف اسلامی میگردیم؟
تحول فکری فتحالله گولن در طول زندگی و تجربیات آن
فتحالله گولن مروج دینی بازنشستهای است که در سال 1938 در روستایی نزدیک ارزروم، در شرق آناتولی به دنیا آمد و اکنون در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند. او در دهههای 70 و 80 به عنوان مروج دولتی به سراسر ترکیه سفر کرد و از همان زمان طرفدارانی پیدا کرد. یکی از رویکردهای کلیدی او در عقایدی که در طی سالها شکل داده، تلاش برای شکلدادن اسلامی مدرنتر با کاربست دانشی است که از علوم طبیعی قرض گرفته شده. احزاب معتدل/محافظهکار در مقابل نفوذ روزافزون گرایشهای اسلامی در صحنه سیاسی ترکیه در دهه 90 مشخصا گولن را به عنوان «مسلمان نمونه» مطرح کردند که سنتز ارزشهای اسلامی با جدایی اسلام و سیاست، پیشنیاز کمالیسم، را ارائه میدهد. اما در سال 1999 او خود قربانی کارزاری دولتی شد که او را تهدید اسلامی میخواند گرچه این اتهامات فعلا کنار رفتهاند. فتحالله گولن امروز در آمریکا زندگی میکند.
شبکه آموزشی گولن
فتحالله گولن بنیانگذار یک جنبش آموزشی اسلامی است که در 30 سال گذشته شبکهای از مدارس در ترکیه و خارج برپا کرده؛ اما گولن نقشی در اداره روزمره اینها ندارد. هواداران گولن بر اساس اصول اسلامی عمل میکنند؛ آنها متعهد به تحصیلات مدرن و «غیرمذهبی» هستند و تجهیزات آموزشی خصوصی را با تایید دولت میسازند و خبری از تمرکز مرکزی بر موضوعات مذهبی نیست. انگلیسی معمولا زبان اصلی تدریس است. این مدارس امروز در همه دنیا نماینده دارند؛ این نتیجه دیدگاهی به اسلام است که از چارچوب ترکی سکولار در حلقههای اسلامی محافظهکار پدید آمد. این رویکرد به اسلام بخشی از اسلام اصلاحطلب مدرنی که دولت ترکیه تبلیغ میکند و در دانشگاههای دینشناسی تدریس میشوند، نیست؛ حتی تا حدودی در مقابله با درک رسمی دولت از اسلام، مطرح شده است. تمرکز فعالیتها بر کار آموزشی «غیرمذهبی» وقتی شگفتانگیزتر جلوه میکند که به یاد داشته باشیم دقیقا دولت لائیک ترکیه است که میخواهد سیاست خارجی فرهنگی، برای مثال در آسیای میانه و البته در جایی مثل آلمان، را به عنوان کارهای مذهبی تلقی کند؛ کارهایی مثل ساختن مسجد یا پشتیبانی از نهادهای آموزشی مذهبی.
درک سنتی از اسلام
فتحالله گولن نزد جامعه ترکیه به خاطر فعالیتهایش در حیطه بینمذهبی معروف است از جمله موضع او در مورد سازشپذیری اسلام و لائیسیته، محکوم کردن علنی خشونت به اسلام و مهمتر از همه موضعش در مورد اهمیت آموزش در اسلام. اما با کمی تعمق در آثار متعدد فتحالله گولن میتوان به سرعت فهمید که او نمیخواهد الهیات یگانه خود یا مسیر انقلابی جدیدی را تبلیغ کند. درک او از اسلام روی بستر اصلی محافظهکارانه است و استدلالات او سنتی هستند – و با این حال فعالیتهای هواداران هنوز تمام ناظران را به شگفت میدارند. از دهه 80 آنها حدود 150 مدرسه خصوصی، 150 درسانه (مراکزی که دانشآموزان را برای امتحان ورودی دانشگاه آماده میکنند) و خوابگاههای متعدد دانشجویی ساختهاند. گفتار آموزشی فتحالله گولن بیشتر از شبکهای رسانهای منتشر میشود که در دهه 80 به راه انداخته شد و مشتمل بر آژانس خبری، ایستگاه تلویزیونی، روزنامه و چندین مجله و ناشر است. این رسانهها همه فعالیتهای هواداران گولن را گزارش میکنند. تجهیزاتی که این گروه بر پا کردهاند رسما از همدیگر مستقل است؛ اما آنها با شبکهای آموزشی گرد هم آمدهاند که از مزیت ارتباطات نزدیک مدیران آنها سود میبرند.
مفاهیم آموزشی با موفقیت جهانی
فتحالله گولن پس از سقوط «پرده آهنین» هوادارانش را تشویق کرد تا افکار او را آن سوی مرزهای ترکیه گسترش دهند. او میتوانست روی جلب حمایت کسب و کاردارانی که در خارج از کشور به پشتیبانی از عقاید او اظهار علاقه کرده بودند، حساب کند. تاکید ویژه بر کشورهای اتحاد شوروی سابق و بالکان بود. هواداران گولن در ضمن تجهیزات آموزشیای بر پا ساختند که با وزارت آموزش و پرورش ترکیه مرتبط نیست؛ در کشورهای چین، بوسنی و هرزگوین، دانمارک، آلمان، بریتانیای کبیر، یاکوتیا (فدراسیون روسیه)، کامبوج، هلند، فرانسه، فیلیپین، کره جنوبی، تانزانیا، چچن (فدراسیون روسیه) و تایلند. اولین جایی که در فهرست به چشم نمیخورد، کشورهای عربی هستند: ظاهرا دخالت ترکها در منطقهای چنین مرکزی به عنوان نظام آموزشی، غیرقابل تصور است. در آلمان جنبش بسیار فعال است و مراکز آموزشیاش تقریبا در تمام شهرهای مهم هستند و مدارس خصوصی نیز در حال برنامهریزیاند. گرچه گروه ستادی رسمی در آلمان ندارد اما فعالیتهایش در شبکهای هماهنگ عمل میکنند.
این اولین بار است که گروهی اسلامی چنین نفوذی بر نظام آموزشی سکولار در ترکیه معاصر داشته است و اولین بار که مفهومی آموزشی از ترکیه با موفقیت به خارج صادر شده است. عجیب نیست که دیدگاه نسبت به گولن و طرفدارانش به شدت مورد اختلاف است- بالاخره آنها توانستهاند مرز بین حوزههای «اسلامی» و «سکولار» را که مدتها مستحکم بوده است، کمرنگ کنند. گرچه نهادهای آموزشی از مفهومی اسلامی ریشه میگیرند اما دولت لائیک ترکیه آنها را به رسمیت میشناسد. آنها درون نظامهای آموزشی ملی در کشورهای مختلف- که تقریبا همیشه سکولار هستند- به کار برده میشوند و زبان تدریس معمولا انگلیسی است. در ترکیه برنامه عمومی درسی برای مدارس این شبکه شامل تنها یک روز آموزش مذهبی در هفته میشود و در بسیاری کشورهای دیگر مدارس هیچ آموزش مذهبی ارائه نمیکنند. از این رو به زحمت میتوان این مدارس (به استثنای بعضی مدارس امام هاتپ) را به معنای کلمه، اسلامی دانست.
فتحالله گولن در سال 1941 در روستایی نزدیک ارزروم در شرق آناتولی و نزدیک مرز ایران و ارمنستان زاده شد. پس از دوره فراگیری تحصیلات اسلامی، در سال 1959 بهعنوان امام به همکاری با وزارت مذهب پرداخت – امامها در ترکیه منصوبان دولت هستند – پستی که تا سال 1981 در دست داشت یعنی زمانی که پس از کودتای نظامی بهخواست خود کناره گرفت. زندگی یک امام دولتی با خلاقیت و کاریزمای او سازگاری نداشت و او را ارضا نمیکرد – کسانی که مراسم او را شنیدهاند مکررا نقل میکنند که گولن شنوندگان خود را میگریانید – و گولن در طول بیش از این 20 سال خوب عمل کرد. گولن در زمانی که هنوز امام بود به «نهضت نور» پیوست؛ شبکه صوفیگرایانه پیروان سعید نوریس متفکر ترک که در سال 1960 درگذشت. گولن سپس راه خود را جدا کرد اما همچنان در سازگارساختن اسلام با مدرنیته و یافتن هماهنگی و همنوایی میان تفکر علمی و شهود مذهبی متأثر از نظرات نوریس بود. به دو دلیل علم و تکنولوژی در نزد گولن بسیار با اهمیت است. اول، او توسعهنیافتگی بسیاری از ملتهای مسلمان را به نادیدهانگاری دانش نوین نسبت میدهد. در نزد گولن، ناکامی در مطالعه و آموختن علم بهمثابه نادیدهانگاری وظیفه اسلامی است، همانگونه که قرآن بر آموزش بسیار تأکید میورزد. جدلآمیزتر اینکه، او میگوید که هیچ تضادی میان «تفکر» و «شهود» وجود ندارد و اینکه دانش باید بهمثابه ابزاری برای درک معجزه قرآن استفاده شود.
گولن دنبالهروی آن دسته از مسلمانان نیست که بر این باورند که قرآن تمام آنچه که برای درک و دانش علمی ضروری است را داراست. وی میداند که کشفیات علمی عمدتا موقتی هستند و اینکه دانش و علم اموری مادی و این دنیایی هستند. اما او همچنان بر این باور است که هرچه محققان درک خود از فیزیک و زیستشناسی را بهبود بخشند و صیقل دهند، بیشتر به واقعیتهای شهودی قرآن نزدیک میشوند؛ واقعیتهایی مثل وجود خالق.
صوفیگری بخشی جداییناپذیر از عثمانی و در بعدی وسیعتر تاریخ اسلامی است و بهجای تلاش در جهت سرکوب، این فرقه در بسیاری از کشورهای مسلمان همچنان قدرتمند و محبوب است. در سنتیترین معنای کلمه، این فرقه با روابط مریدی و مرادی مشخص میشود که در آن یک صوفی کامل از طریق زنجیرهای از صوفیان زنده و مرده به محمد پیامبر اسلام اتصال مییابد. بههرروی، این روزها رهبران صوفی بیشتر راهنما و مرشد هستند تا فریبکار، بهویژه در غرب.
دو شبکه مهم صوفیگری در ترکیه «مولویه» و «نقشبندیه» هستند. مولویه در قرن 13 از سوی شاعر پارسیگوی «مولانا جلالالدین» تاسیس شد و البته در میان آنها درویشهای معروف سماعگر نیز به چشم میخورند. نقشبندیه نیز که در سال 1389 آسیای مرکزی تاسیس شد یادآورنده ساختار سلسلهمراتبی صوفیه است اما در عوض به شاخه راستگرا و ارتدوکستر اسلام گرایش دارد. نقشبندیه سالیان گذشته مرتبهای مهم از صوفیگری در امپراتوری عثمانی بود. بسیاری در حزب عدالت و توسعه اعضای شعبه نقشبندیه هستند. بههرروی، برخی از آنها اهمیت ویژهای به گولن میدهند تا هم مذهبان نقشبندیهایشان.
گولن خود را مستقیما در سیاستهای ترکیه دخیل نکرده و همیشه رویکرد مخالف با اسلام سیاسی اتخاذ کرده است. مذهب در نزد او تقوا و پرهیزگاری فردی است و نه ایدئولوژی سیاسی. او یکی از منتقدان سرسخت و جدی نجمالدین اربکان – رهبر حزب رفاه (یا پیشقراول حزب عدالت ) – بود که در اواخر دهه 1990 دولت ائتلافی کوتاهمدتی با «حزب راه راست» تشکیل داد. گولن حتی از «کودتای نرم» 28 فوریه 1997 که اربکان را مجبور به استعفا کرد، حمایت میكرد.
پس از کوران سخت دهههای 80 و 90 اما در حال حاضر گولن و رهبران حزب عدالت به یکدیگر نزدیکتر شدهاند، هرچند پایگاههای اجتماعی مختلفی دارند: بدینمعنا که پایگاه حزب عدالت فقرای شهری است و پایگاه گولن طبقه متوسط شهری. حزب عدالت با تشویق گولن تقیدات قرآنی خود را ملایمتر ساخته، از برداشتهای حقوق بشری استقبال کرد و رؤیاهای مربوط به شریعتمحوری یا ایجاد نظام خلافت عثمانی را رها ساخته است. دستکشیدن این حزب از اسلامگرایی در عوض موجب شده که گولن تیغ انتقاد خود را بیشتر متوجه ارتش ترکیه کند. کانالهای رسانهای گولن – مهمتر از همه روزنامه مجبوب زمان – حزب عدالت را از پشتیبانی خود بینصیب نمیگذارند.
و دولت نیز نیازمند همین پشتیبانیهایی است که باید کسب کند. بهرغم پیروزی چشمگیر در انتخابات سال گذشته اما رجب طیب اردوغان، نخستوزیر، عبدالله گل، رئیسجمهور و بسیاری از نمایندگان پارلمانی حزب عدالت در حال مبارزه و کشمکش برای حیات سیاسی خود در نبرد با کمالیستها بر سر پوشش حجاب در دانشگاهها هستند. تقریبا 32 درصد از پسران و 43 درصد از دختران ترکیهای پس از دوره دبستان تحصیل را رها میکنند. آمار نشان میدهد که از هر 10 زن پنج نفر از آنها موی خود را میپوشانند و استدلال دولت این است که دختران تحصیل خود را بهدلیل ممنوعیت حجاب به تعویق میاندازند. در ماه فوریه، پارلمان با اکثریت آرا به اصلاح قانون اساسی رأی داد و ممنوعیت حجاب در دانشگاهها را لغو کرد که از سال 1989 تاکنون در جریان بوده است. البته در پنجم ژوئن، این تصمیم از سوی دادگاه قانون اساسی ترکیه لغو شد (ترکیه سنتی قدمتدار از قانونگذاری در حجاب را دارد: عرقچین در سال 1892 غیرقانونی اعلام شد و کلاه فینه بهجای آن باب شد تا اینکه در سال 1925 آن نیز از سوی آتاتورک ممنوع شد).
تصمیم اخیر دیگر همانا تصمیم دادگاه قانون اساسی برای استماع درخواست دادستان کل است تا حزب عدالت را بر این اساس که اعضای حزب از اصول سکولاریسم قانون اساسی تخلف ورزیدهاند، تعطیل سازد. این پرونده 8ماه بهطول میانجامد که طی آن پیشرفتهای اندکی که برای دسترسی به اتحادیه اروپا صورت گرفته است اساسا تأثیری نخواهد داشت.
ممنوعیت احزاب سیاسی در ترکیه چیز جدیدی نیست. از سال 1960 تاکنون دستکم 26 حزب ممنوع از فعالیت شدهاند. حزب عدالت و توسعه از خاکستر حزب فضیلت (که در سال 2001 ممنوع شد) برساخته شد که خود این حزب نیز به وسیله اعضای حزب رفاه (که در سال 1998 توقیف شد) شکل داده گرفت. دادستان با پیشبینی چنین حرکتی برای بار سوم اعضای حزب عدالت را مجرم شناخته و خواستار ممنوعیت فعالیت آنها به مدت 5سال از سیاست و فعالیتهای سیاسی شده است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ترکیه سالها آبستن ناآرامی سیاسی خواهد شد. البته شخص گولن حامی توافق بر سر ممنوعیت حجاب است و خارج از فضای سیاسی آنکارا این موضوع خیلی مطرح و مهم نیست. یک نظرسنجی روشن كرد که در سال 2006 نسبت به سال 1999 بهتناسب زنان کمتری حجاب بر سر میکنند. و تنها 7/3 درصد از پاسخدهندگان اعلام کردند که این بحث یکی از اساسیترین موضوعات ترکیه است.
حزب عدالت یک سازمان پیچیده است که از سوی مجموعهای متفکران دربرگرفته شده است؛ مردانی مثل «ابراهیم کالین»، فیلسوف علم که ریاست پژوهشگاه SETA را برعهده دارد و «احمد داود اوغلو»، استاد سابق روابط بینالملل که در حال حاضر استراتژیست سیاست خارجی اردوغان است.
رهبران AK و نیز گولن، غالبا برای محافظت از آزادی مذهبی، مصرا خواستار عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا هستند (اما کمالیستها بهدلیلی دیگر خواهان عضویت هستند، یعنی اعمال محدودیتهای سکولاریستی بر احزاب مذهبی). اما اکنون که چشم انداز دسترسی روزبهروز کاهش مییابد، برخی از متفکران AK مزایای اقتصادی عضویت در اتحادیه را کماهمیت جلوه میدهند و داود اوغلو در مورد نقش جهانی ترکیه – به جای اتحادیه اروپا – سخن میگوید.
حتی با وجود بازگشت اشتیاق به عضویت ترکیه در اتحادیه اما در بروکسل همچنان اعتراضات بسیاری درخصوص هنجارهای سیاسی ترکیه وجود دارد. البته یکی از آنها مداخله دائمی ارتش در سیاست است. همچنین موضوع حقوق اقلیتها هم هست که بهتازگی در حال طرحشدن است. جمهوری ترکیه تاکنون بر این اساس رفتار کرده است که تمام ترکها، مسلمانان سنیمذهب ترکزبان هستند. تمام ابراز بیان عقاید، زبان یا فرهنگ دیگر سرکوب شده است. حتی -AK در حمایت از آزادی مذهبی بیشتر – در ارتقای حقوق کردهای ترکیه و علویها بسیار آرام و تدریجی عمل کرده است.
گولن همیشه بهطور عمومی از نهادها و البته سازمانهای دولتی مثل شورای امنیت ملی جانبداری کرده است. او از حمایت رئیسجمهور راستگرای سابق، سلیمان دمیرل و بلنت اجویت، وارث چپ ترکیه، در دهه 1970 برخوردار است. در هر حال، بسیاری از کمالیستها به او اعتماد ندارند و حمایت او از AKرا بهمثابه توجیه موضع حزب عدالت مینگرند، مبنی بر اینکه او اسب تروای اسلام سیاسی است. گولن به اتهامات ضدسکولاریستی متهم، اما در سال 2006 آزاد شد. طی چندینسال گذشته، وی به تبعیدی خودخواسته در آمریکا رفته است، جایی که سلامت او در خطر است. شایعات میگویند که او آماده بازگشت به ترکیه است هرچند در فضای فعلی و با وجود ممنوعیتهای سیاسی که شنیده میشود، بازگشت او بعید بهنظر میرسد. ضمن اینکه، او از این سفر خارجی خود برای یافتن هواداران و حامیانی بیشتر و شبکه مدارساش استفاده کرده است که جدیدترین این مدارس اخیرا در پاکستان فعالیت خود را آغاز کرده است.
رهبران سنتی صوفی پیش از مرگشان جانشینی برای خود میگمارند. گولن چنین نکرده است. شاید هیچ نیازی به این کار نیست، چنانکه نظراتاش در خلال کتابهایاش، دیویدیها و MP3ها و وبسایتهایی به 21زبان دنیا زنده خواهند ماند. خواه او به کشور زادگاه خود بازگردد یا خیر اما میراث گولن بهعنوان یک صوفی کامل تضمین شده است.
فتح الله گولن – عالم مذهبی ترک – چهرهای جدید در سنت صوفیگری عثمانی است. وی از جمله کسانی است که از طریق ارتباطاتی که با حزب عدالت و توسعه دارد بر سیاستهای ترکیه نیز اثرگذار است.
منبع: مجله پراسپکت
روشنفکر اول جهان
آیا چنین امکانی میسر است که یک معتقد مذهبی تمامعیار باشیم و در عین حال با مردم مذاهب دیگر نیز روابط خوبی داشته باشیم؟ افزون بر این، آیا میتوانیم در برابر ایدههای جدید و روشهای جدید فکری نیز با بینش و فکری باز برخورد کنیم؟ فتحالله گولن که 67سال از بهار عمرش گذشته است، نویسنده تئوریپرداز و عالم مذهبی و صوفی ترک است که بیشتر عمر خود را وقف یافتن پاسخ به این پرسشها کرده است. وی از تبعیدگاه خود دقیقا بیرون از منطقه فیلادلفیا، هدایت نهضتی را برعهده دارد که برخاسته از ایدههای صوفیگرایانه است. وی مبلغ چهرهای بازاندیش از تفکر اسلامی است و همچون همتایان ایرانیتبار خود یعنی سیدحسین نصر و عبدالکریم سروش، گولن نیز دغدغه علوم جدید را دارد (او مجلهای علمی به زبان انگلیسی منتشر میسازد که Fountain نامیده میشود). اما گولن برخلاف این ایرانیان آموزشدیده غرب، بسیاری از دوران زندگی خود را در موسسات مذهبی و سیاسی ترکیه گذرانده است؛ هرچند موسساتی که وی در آنها بوده از زمان تاسیس جمهوری ترکیه آتاتورک پس از جنگ جهانی اول بدینسو موسساتی سکولار بودهاند.
برای یک متفکر مذهبی مثل گولن و نهضت او، تکنولوژی، بازار و دادوستدهای چندملیتی و بهویژه ارتباطات مدرن و روابط عمومی نامهایی آشنا هستند؛ همچون یک کشیش مسیحی مدرن که در صفحه تلویزیون ظاهر میشود، گولن نیز از این ابزارها برای جذب نوکیشان استفاده میکند. همچون یک فرد نامدار غربی، او نیز بهدقت ارتباطات عمومیاش را عمدتا با محدودکردن مصاحبهها به کسانی که به آنها اعتماد دارد، مدیریت میکند. بسیاری از نوکیشان جذبشده به او از میان طبقه متوسط آرمانگرای ترکیه هستند. همانگونه که آزادی مذهبی دستبهعصا در ترکیه جریان خود را آغاز کرده است، گولن نیز پیروان خود را مطمئن میسازد که آنها میتوانند باورهای ملیگرا ـ دولتی جمهوری آتاتورک را با باورهای سنتی اسلامی، البته باورهای اسلامی منعطف، ادغام سازند.
او همچنین طبقه متوسط شهری را با سنتهای عثمانی که از سوی آتاتورک و وارثان کمالیست او بهمثابه سنتهایی تئوکراتیک و مذهبی مورد تمسخر قرار میگرفت، پیوندی دوباره میدهد. «اولیور لیمان» یکی از دانشمندان مهم در فلسفه اسلامی میگوید که نظرات گولن محصول تاریخ ترکیه است، بهویژه تاریخ دوره پایانی امپراتوری عثمانی و تولد جمهوری. لیمان رویکرد گولن را رویکردی «دارای رویههای اسلامی» خطاب میکند. بیش از 60کتاب نوشتهشده از سوی گولن و نوارها و فیلمهای ویدئویی از سخنرانیهای او الهامبخش میلیونها نفر از مردم ترکیه در داخل و خارج این کشور بوده است. چرا؟ بهدلیل آمیزه کاریزما، سازماندهی خوب و پیام گیرا و جذاب.
آنچه گولن میگوید، این است که شما در عین همآغوشی با ارزشهایی سنتی، مثل اعتقاد به خدا و مسوولیت اجتماعی، میتوانید با جهان مدرن نیز مرتبط باشید و از مواهب آن بهرهگیرید ـ پیامی که قویا در ترکیه بازتاب یافت و لرزههایی بهوجود آورد. گولن بر این پافشاری میورزد که او یک رهبر صوفی نیست اما تفکر او قطعا متأثر از تفکرات صوفیگری است. بهطور مثال او میگوید که خوانندهای که میخواهد بهدرستی قرآن را بفهمد باید قلب و فکر خود را بر آن متمرکز سازد. باور دیگر مشترک او با صوفیها همانا ایدهای است که بر مبنای آن خدا، بشر و دنیای طبیعی تماما با یکدیگر مرتبطاند و ممکن است حتی بخشی از هستی یا موجودیتی واحد باشند؛ گونهای از سهگانه کیهانی. این نظر پیامدهای عملیای داشته است. مثلا، او میگوید که یک انسان معتقد، بشریت و دنیای طبیعی را دوست دارد و آن را محترم میشمارد همانگونه که خدا را دوست دارد و به او احترام میگذارد. همچنین بدینمعناست که هیچکس نباید «خارجی» فرض شود. بههمیندلیل گولن بر دوستی میان مردم مذاهب مختلف و حتی لامذهبها پافشاری میورزد.
«هاکان یاووز» – یکی از روزنامهنگاران ترک ـ نهضت گولن را بیشتر بهمثابه نهضتی متشکل از یک کابینه داخلی کوچک و شاید همراه با شبکهای از 5نفر از همراهان و داوطلبان همفکر توصیف میکند تا نهضتی برخاسته از یک سازماندهی سلسلهمراتبی یا عضویت رسمی. دیگران بر این باورند که این نهضت بیشتر شبیه یک «کیش شخصیت» است که هیچ انحرافی از کلمات گولن را برنمیتابد. «گشادهدستی» این شبکه بدینمعناست که این نهضت در حال حاضر از روزنامهها، مجلات، ایستگاههای تلویزیونی و رادیویی، بیمارستانهای خصوصی و – البته برخی تخمینها – بیش از 500 مدرسه عالی رایگان در چندین کشور برخوردار است. این مدارس عمدتا در ترکیه و جمهوریهای ترکزبان مثل آذربایجان بهچشم میخورند اما برخی نیز در آفریقا، چین و آمریکا یافت میشوند.
نهضت گولن کنفرانسهایی بینالمللی را برای بحث در خصوص نظراتاش برپا کرده و از برگزاری آنها حمایت مالی میکند (جدیدترین این کنفرانسها اخیرا در مجلس اعیان انگلستان برگزار شد). این نظرات سه حوزه مهم را پوشش میدهند: 1 ـ تلاش گولن برای همآغوشی علم و مذهب 2 ـ مجموعه آثار گسترده او برای تفسیری از اسلام مطابق با عصر جدید 3 ـ و نقش او در سیاستهای ترکیه بهواسطه اثرگذاری او بر اقدامات حزب عدالت و توسعه ترکیه (AK
وبه نقل از روزنامه اینترنتی:کارگزاران
. و فرارو
برچسبها: جامعه شناسی دین