فص سلیمانی از کتاب شرحی نو بر فصوص الحکم ابن عربی _بخش دوم

By درمانگر

عکسدربخش قبلي با استفاده از کتاب فوق الذکر ؛ تفسير و تأليف آقاي علي باقري به فص سليماني پرداختيم .اينک بخش دوم ترجمه را تقديم و در آينده شرح آن را مي آوريم.

بنابراين اگر اطرافيان حاکم از اسرارکشور مطلع نشوند و اين اسرارفقط از طريق حاکم به آنان ارائه گردد اين امر سبب مي شود که آنان وظايف خود را به درستي انجام دهند و نظم ايجاد شود؛اين روش سياستي محتاطانه است که پرهيز و مدارا با تمام طبقات را دارد و بلقيس با اين دانش امکان اداره جامعه را داشت .

برتري و فضل آدم دانشمند بر جن دانشمند از کجاست ؟ آيا اين امر ناشي از علم است يا مربوط به قدرت تصرف در امور ؟ يا مربوط به استفاده از دانشي است که به کشف خواص اشياء منتهي مي شود .دانشي که زمان را نشان مي دهد ؛ اين موضوع به بيننده برمي گردد که سريعتر از عمل برخاستن از مجلس عمل کند ؟ يا آنکه در چشم برهم زدني آن را انجام دهد؟ که سريعتر از حرکت جسم در مکان است .زماني که چشم حرکت مي کند زماني است که بيننده مسافت ميان خود و شي ء را درک مي کند اما درچشم برهم زدن بايد عملي را انجام داد که قواعد فلک و کواکب ثابت و زمان را دربرمي گيرد ؛ آن هم در زماني کوتاه که قابل محاسبه نيست حتي به اندازه برخاستن انسان از جاي خود نمي باشد.پس آصف در انجام کار قدرتمند تر از جن بود. زيرا که درامور مادي تصرف کرد وگفته آصف مانند عمل او در زمان کوتاهي صورت گرفت.و سليمان ديد که تخت بلقيس در مقابل اوست .

اين عمل تخيل نبود زيرا سليمان (ع) ديد که بدون صرف زمان ؛ تخت درمقابل اوست درنزد ما زمان انتقال متحد نيست زيرا تخت بلقيس بايد درسبا از بين برود و در نزد سليمان از نو بوجود آيد .بدلايلي که براي هيچکس روشن نيست مگر آنکه فردي باشد که معناي آيه قرآن را درک کند که مي فرمايد : جهان و مخلوقات هر لحظه خلق جديدي مي يابند ؛ هرچند مردم زمان گذشته را که بر آنان مي گذرد ,نمي بينند .همچنان که گفته شد زمان معدوم کردن تخت عين زماني است که مجددا” در نزد سليمان ايجاد شده است .و اين به واسطه نو شدن خلق با نفس آنهاست وهيچکس به قدرتي که اين کار را مي کند آگاه نيست زيرا انسان به نفس خود اشراف ندارد پس درهر دمي مي ميرد و زنده مي شود .پديده حاضر کردن تخت بلقيس از جمله مشکل ترين مسائل در نزد عموم است اما درنزد افرادي که مفهوم اعدام و ايجاد را درک کنند ساده مي شود.

پس آصف در اين علم داراي فضل است که مي تواند در نزد سليمان (ع) تجديد را ايجاد کند زيرا تخت مسافتي را طي نکرد ,روي زمين هم ديده نشد اگر گفته ما درست درک شود و اين کار به دست اصحاب سليمان به وقوع پيوسته تا دليلي برقدرت نفس سليمان در نزد بلقيس و ياران او باشد .چرائي اين قدرت هم آن است که سليمان بخشش خدا به داود بود و اين هديه از روي نعمت و انعام بود نه براي استحقاق و پاداش افعال بندگان .و سليمان نعمتي سابق ؛ دليلي کامل وقدرتي کوبنده بود .

وقتي بلقيس تخت خود را ديدکه ناگهان تغيير مکان داده و مسافتي را طي کرده به خود گفت سليمان بايد خود او باشد و آنچه را که از تجديد خلق به تجدد امثال گفتيم را تأئيد کرد چنانکه تو در زمان تجديد درست عين آني است که در زمان قبلي بود .همچنين از کمال علم سليمان آن بود که درزمين آبگينه اي ساخته بودند وقصر روي آن بنا شده بود ولي آبي نبود اما بيننده تصور مي کرد که زمين پرآب است .وقتي بلقيس وارد شد تصور کرد روي زمين آب است لذا دامن خود را بالا گرفت و ساق او معلوم شد ؛بلقيس فهميد چگونه تخت حرکت کرد وبا خود گفت اين نهايت انصاف است .و در اينجا تذکري هم در گفته سليمان نهفته بود که گفت همچنين است تخت تو و نگفت اين است تخت تو .بلقيس گفت خدايا به نفس خود ظلم کردم و با سليمان ايمان آوردم ؛ يعني به دين و پروردگار دو جهان نه به سليمان.

اما علم سليمان مربوط به آيه اي است که مي فرمايد :ما به سليمان تفهيم کرديم تا تناقض در احکام را بفهمد پس خدا حکم و علم را به او عطا ميکند ؛ علم داود هم از سوي خدا عطا شده بود پس سليمان زبان حق در مرکز صداقت بود ؛او از سوي خدا منصب داشت ؛ مجتهد هم مانند گوينده حق است حتي اگر خود نداند ؛ او دو پاداش دارد و اگر خطا کند يک پاداش .زيرا براي رسيدن به حق کوشش نموده است و به امت محمد(ص) رتبه سليمان عطا شد بواسطه اثابت در حکم.

بلقيس تسليم و مطيع سليمان نمي شود بلکه از پروردگار دو جهان اطاعت مي کند و در نزد او سليمان مخلوق و جزء دو عالم است ؛ بلقيس ؛ مطيع و منقاد رب مطلق شد وپذيرفت که سليمان و بقيه در حيطه قدرت او هستند .بلقيس قيدي را پذيرفت که رسولان گرامي در تقيد به خدا داشتند.

درحاليکه فرعون مي گفت رب موسي و هارون ؛ و اين نوع انقياد اگر چه درنهايت به انقياد بلقيسي مي انجامد و يا رب موسي و هارون هم رب العالمين است اما خود قيدي در قيد ديگر دارد؛ پس بلقيس فقيه تر و داناتر از فرعون از اطاعت و تسليم به خداست .فرعون از سر اجبار گفت ؛ ايمان آوردم به ايمان بني اسرائيل ؛درست مانند جادوگران که چنين مي گفتند اما ايمان بلقيس مانند سليمان بود وغير مقيد به رب مخصوص ؛ و گفت ايمان آوردم با سليمان به خدا ؛ و در اين راه به سليمان و مرتبه او توجه ندارد .به اصل اعتقاد او نگاه ميکند و اين تابعيت مثل اطاعت ما از پروردگار است .امنتاع از جدائي ما به دليل آن است که امور ما در دست اوست .ما با او هستيم به تضمين ؛ او با ماست به تصريح ؛پس مي فرمايد او با شماست اگر بدانيد و يا ما با هستيم چنانکه گوئي پيشاني ما دردست اوست ؛پس هر نفسي با حق تعالي هر جا باشد بر صراط مستقيم است و تمام افراد در عالم در راه اويند .بلقيس هم فهميد و گفت خدا پروردگار دو جهان است و آن دو را از هم جدا نکرد ؛اما تسخيري که به سليمان اختصاص يافت وسبب فضل او بر ديگران بود آن بود که خدا قدرتي به او داد که پس از آن به ديگري نداد پس فرمود باد را تحت کنترل او درآورديم وبه محض فرمان حکم او جاري مي شد .و اين اختصاص امر به او به دليل مسخر بودن آن اشياء نبود خداوند درحق همه بندگان لطف داشته و مي گويد ما آنچه را که درآسمانها و زمين است که به تصرف و تسخير شما داديم ؛پس دراصل تسخير به امر خداست و به امر انسان نيست و اگر قدرت تفکر داري بايد درک کني که قدرت سليمان در تسخير امور به مجرد اراده و امر او صورت مي گيرد بدون آنکه نياز به تمرکز داشته يا اراده خود را معطوف به هدف کند .

بدان اي برادر که خدا ما و شما را به راحتي ياري کند اگر مشابه چنين عطائي به هربنده داده شود سبب نقص و کاهش در ملک آخرت او هم نيست چيزي بر عليه او محاسبه نمي شود سليمان (ع)از خدا د رخواست کرد و ذوق اين راه ايجاب مي نمود که بزرگي وجلال براي ديگران با تاخير و با کار و تلاش به دست آيد اما براي او به سرعت فراهم گردد حتي در آخرت هم چنين خواهد بود حق تعالي فرمود اين عطاي ماست و نگفت که تو را و غير تو را.يا آن را ببخش يا امساک کن به هر صورت به واسطه اين عطا در آخرت بر او محاسبه نخواهند کرد .

پس از ذوق طريق در يافتيم که آن درخواست هم الهام خداوند بود دراين صورت طالب هم پاداش کامل خواهد داشت ؛باري تعالي اگر بخواهد خواسته کسي را مي پذيرد و يا نمي پذيرد اما در هر صورت داشتن و نداشتن براي بنده کاستي به حساب نمي آيد مهم آن است هر چه که خدا خواست و داد و بنده هم آن را پذيرفت وعمل کرد پاداش دارد.اگر درخواست فقط از سوي انسان بود و الهام خدا نبود اعمال ناشي از آن عطا محاسبه و پاداش و مکافات خواهد داشت .همچنين رسول (ص) فرمود آدميان درخوابند وقتيکه مي ميرند بيدار مي شوند اين تذکر براي انسان در زندگي دنيوي است .دنيا در مقايسه با آخرت شبيه خواب ديدن فرد خوابيده است که بايد آن را تأويل کرد و اين حکم در کليه اموري که بنده از خدا مي خواهد جريان دارد کما اينکه نبي و حبيب خود محمد(ص) را براي افزايش علم او و در خواست آن امر و الهام کرد .پس او خواست حق را پذيرفت و دعا مي کرد علم او زياد شود حتي اگر در خواب به ايشان ظرف شير مي دادند تأويل به علم مي کرد چنانکه فرمود مرا درخواب ظرف شيري دادند که اضافه آن را به عمر دادم ؛ گفتند تعبير آن چيست ؟ فرمودند علم است.

در شب اسري که حکم آن زمان توقيع (اسري بعبده) گفت ملکي دو ظرف داشت يکي از شير و ديگري از شراب بود من شير را گرفتم و نوشيدم فرشته گفت آنچه مطابق اصل فطرت بود گرفتي و خدا به واسطه تو مردم را به راه راست هدايت خواهد کرد پس هر کجا شير ظاهر شود در حقيقت به معناي علم است , علم در صورت شير ظاهر مي شود .

پس رسول (ص) را عادت بود چون شير براي او مي آوردند دعا مي کردند که آن را برکت دهد و زياد کند زيرا شير صورت علم بود و او مامور بود به آن که علم را توسعه دهد هر گاه غير از شير مي آوردند ايشان فقط دعاي خير و برکت مي کردند پس اگر خدا به بنده اي چيزي عطا کند که بر اساس درخواست بنده بوده اما به امر الهي باشد در آخرت پاداش منفي ندارد اما اگر درخواست بنده و عطا باشد اما امر خدا نباشد امر محاسبه و عدم محاسبه با خداست.اميدوارم که خداوند طالب علمي را که به او علم عطا کرده و در جهان به کار برده در آخرت مورد محاسبه قرار ندهد.

پس اگر خداوند به رسول گرامي امر کرده که علم بيشتر از خدا بخواهد مسلمانان که پيرو او هستند آنان هم بايد همواره چنين چيزي بخواهند و فرموده است که رسول (ص) را اسوه حسنه شما ساخته ايم تا از او پيروي کنيد و کدام الگو در نزد عاقل بهتر از طالب دانش زياد است ؟ اگر قرار بود که درباره تمام جزئيات مقام سليمان بحث مي کرديم کار دشوار و سنگين مي شد اگر چه علماي طريقت از عظمت سليمان و جلال و قدر او در نزد خداوند ؛ آن چنان که بود آگاه نشده اند پس به همين دليل است که گمان برده اند که او به نوعي دچار تکبر و غرور شده و نام خود را برنام خداوند مقدم داشته است .

با عضويت در خبرنامه پيشگو هر روز مطالب جديد به آدرس ايميل شما ارسال ميگردد.

برچسب‌ها:

یک پاسخ to “فص سلیمانی از کتاب شرحی نو بر فصوص الحکم ابن عربی _بخش دوم”

  1. يوسف می گوید:

    باسلام وعرض خسته نباشيد خواهشمند است انتشارات كتاب شرحي نوع برفصوص را علام فرمايند تا امكان تهيه ومطالعه كامل آن مقدور باشد

يك پاسخ برايش بگذاريد