مطلب انتخاب شده از کتاب : نقش فرهنگ در تحول دين و دولت مسلمانان نوشته : آقاي علي باقري است.
الگوهاي رفتاري و فرهنگ : هر فرهنگ مرکب از هزاران الگوي رفتاري است که معمولاً توسط افراد يک جامعه به يک شکل صورت مي گيرد ، الگوي رفتاري کوچک ترين واحد فرهنگ است ، مثل غذا خوردن مردم در سه وعده ، تفاوت غذاي سه وعده ، تسليت گفتن ، عزاداري ، و غيره ، که به شکل ميراث از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود . الگوي رفتاري دو گونه است الگوي رفتاري يا کنشي که بي واسطه قابل مشاهده است . دوم الگوهاي مفهومي که غير مستقيم و ذهني است . مثل اين که گفته شود ، بايد حرمت پيران را نگهداشت . جوانان هميشه تندرو و افراطي هستند . پيران محافظه کارند ، جامعه از مردم انتظار فداکاري دارد . الگوهاي رفتاري کلي و عمومي معمولاً در جامعه دوام بيشتري دارد . اين الگوها با عادات شخصي تفاوت دارد مثل غذا خوردن خوابيدن ، کم خوردن ، کم خوابيدن ، گريستن ، خنديدن ، عرق کردن ، خميازه کشيدن ، خوردن يا نخوردن يک ميوه ، يا سبزي يا غذا ، ناخن گرفتن در صحبت ، الگوي رفتاري گاه بيروني است لذا قابل مشاهده و قابل اندازه گيري است ، همچنين تکرار مي شود ، ميان عده زيادي از مردم مشترک است . داراي مفهوم اجتماعي است . مثلاً غذا خوردن که خود يک نياز زيستي است ، اما داراي الگوهاي خاصي است . چگونه خوردن ، آداب غذا خوردن ، رعايت حرام و حلال ، استفاده از دست يا دو چوب يا چنگال ، اول مردان بخورند بعد زنان بعد بچه ها . اينها در هر جامعه اي تفاوت دارد .
الگوهاي رفتاري نه ثابت هستند ، و نه مطلق ، لذا با تحولات اجتماعي قابل تغيير هستند بنابر اين نسبي تلقي مي شوند ، تحولات اجتماعي از جمله عوامل تغيير هستند ، در يک مقطع زماني در جامعه ايراني زن حق بيرون آمدن از خانه را نداشته و بيرون رفتن زن مذموم بود ، اما به تدريج اوضاع جامعه و ارزشهاي آن تغيير کرد .
خرده فرهنگها در هر جامعه نشانه اي از تغييرات در الگوهاي رفتاري است مثل وضع زندگي مردم در شمال و جنوب شهر ، روستا و شهر ، عشاير ، در امر ازدواج ، نحوه تحصيل دختر و پسر دانش آموز ، نحوه ازدواج ، مراسم قبل و بعد از ازدواج ، که نوعي خرده فرهنگ را نشان مي دهد . هر قشر اجتماعي ويژگي هاي خاصي براي خود دارد بنابر اين تعلق داشتن به يک قشر اجتماعي ، خود سبب تفاوت در رفتار مي شود . الگوهاي رفتاري مجموعه اي از چيزها نيستند که تصادفاً بوجود آمده باشند ، بلکه مثلاًبراي نگهداري طفل و غذا دادن و لباس پوشاندن به او و …….. را به عنوان يک ترکيب معنا دار از الگوي رفتار مي شود. هر نقش در واقع حاوي تعداد زيادي الگوست ، و هر نقش در برابر نقش ديگر داراي ساختار خاص است ، رفتار پدر با فرزند ، مثل رفتار افسر با سرباز نيست ، يا روابط دوست و دشمن ، رقابت ، و ابعاد آن از اين مقوله است .
در تأسيس نهادها و سازمانها هم ، رفتارها و نقش ها داراي نظم و سازمان خاص هستند ، مثل توليد ، توزيع و مصرف ، اگر در يکي از مراحل آن اشکالي باشد به کل نهاد منتقل مي شود . و سيستم آن را مختل مي کند .
فرهنگ ساختار کامل سازمان يافته تمام الگوهاي رفتاري يک ملت در زيستبوم يا سرزمين خود است . زيستبوم جائي است که مردم در آن زندگي مي کنند و شامل اشياء ، منابع ، جغرافياي محيط و روش هايي است که فرد با آنها زندگي کرده و ادامه حيات مي دهد . در يک محيط زيست خاص که ماهي زياد باشد ، مردم به ماهيگيري پرداخته از طريق آن امرار معاش و تغذيه مي کنند . مردم اين منطقه در ساخت قايق و وسايل صيد و بندر و غيره مهارتهاي خاص داشته و اصول زندگي را بر آن بنا مي کنند . زيستبوم فرهنگ مي سازد فرهنگ رفتارهاي اجتماعي را شکل مي دهد، انسان دوست دارد حس کند ، که محيط خود را کنترل مي نمايد . فرهنگ حس کنترل بر محيط را افزايش مي دهد ، براي انسانها ، رسوم ، اسطوره ها ، هنجارهايي فراهم مي کند که به آنها اجازه مي دهند ، تا نسبت به خود حس کنترل بر محيط را افزايش مي دهد ، براي انسانها ، رسوم ، اسطوره ها ، هنجارهايي فراهم مي کند که به آنها اجازه مي دهند تا نسبت به خود حس خوشايند داشته باشند .
با عضويت در خبرنامه پيشگو هر هفته مطالب جديد به آدرس ايميل شما ارسال ميگردد.