درکشوری که یک قرن در ارتباط با تولید نفت است .چرا باید مشکل بنزین چنین حاد شود ؟اگر به تاریخچه نفت ایران برگردیم می بینیم ابتدا ودرزمان قاجاریه تلاشهائی شد که درایران قراردادهای نفتی بسته شود ؛اولین قراردادها به قراردادخوشتاریا معروف است که به سرانجامی نرسید اما محملی بود که روسها ی بعد از تزارهاهم مدام ان را وسیله دخالت در ایران قرار داده و از آن استفاده کنند ومباحثی را در دوران رضاشاه وپس ازآن تاقبل از ملی شدن نفت بهانه کرده وبدنبال قراردادنفتی در شمال ایران یا مناطق مرکزی مثل سمنان باشند .بعد از عقد قرارداد دارسی ایران به حوزه بسیار مورد توجهی از منابع نفت وگاز تبدیل شد ورقابت قدرتهای جهانی برای عقد قرارداد ؛وبهره برداری از نفت آن آغاز گردید.درزمان رضاخان تلاشهائی به عمل آمد تااز انحصار نفتی انگلیس ها جلوگیری شود قراردادی با کمپانی سینکلرآمریکا بسته شد که بسیار به نفع ایران بود.جشن وچراغانی کردند تاآنکه دردرگیری سقاخانه شیخ هادی ؛نماینده سیاسی آمریکا در آنجا ضرب وشتم شد ودر بیمارستان به قتل رسید.رضاخان ناچار شد صدهزار دلار برای ناو جنگی برای حمل جسد سفیر آمریکا وهفتاد هزار دلار خسارت به خانواده او بدهد .قرارداد سینکلر به هوا رفت .در1311 باز تلاشهائی به عمل آمد که انگلیسی ها رادرنفت ایران محدود کنند .رضاشاه قرارداددارسی را به بخاری انداخت ودرصدد فسخ برآمد اما بافشار انگلیسی ها قرارداد جدیدی بسته شد وحوزه جغرافیائی آن محدود گردید.در1315 هم تلاشهای ایران وکمپانی های نفتی غیر انگلیسی به جائی نرسید رضا خان به دنبال ایجاد رابطه باآلمان بود چنانکه در مصر ؛از هیتلر به عنوان حاج محمد هیتلر یاد می کردند.ایران درجنگ دوم مورد توجه دوطرف بود زیرا به تعبیر چرچیل که وزیر دریاداری انگلیس بود یک قطره نفت دراین جنگ باارزشتر از خون سرباز بود .
ماجراهای پس از جنگ دوم درایران ورقابتهای آشکار وپنهان برای استخراج نفت ایران مکرر مورد بحث بوده است دراین دوران پالایشگاه آبادان ساخته شد که یکی از بزرگترین پالایشگاههای جهان بود بعد از ملی شدن نفت قراداد کنسرسیوم منعقد گردید که مقایسه متن آن با قراردادهای قبلی حائز اهمیت است .هرچند این قرارداددرمقایسه با دارسی به نفع ایران بود اما خلاصه مطلب آن بود که ایران نفت را سر لوله می فروخت نه دربازارهای جهانی .این قرارداددرسال 51و52 باز اصلاح شد درآمدهای ایران افزایش یافت این افزایش دوذلیل داشت یکی افزایش تولید ودوم گران شدن نفت به دلیل اوضاع خاورمیانه وطرحهای کیسینجر در رابطه با آژانس صنعتی بین المللی که دولتهای عضو وصنعتی را وادار کرد اقدام به خریدن وذخیره نفت کنند وبتوانند درهر بحران نفتی حداقل شش ماه بی نیاز باشند .این مقدمه برای توجه به پیچیدگی مساله در روابط بین الممل بود. در بحث داخلی
مساله اساسی در قضیه نفت واقتصاد ایران این است که آیا فروش نفت ومنابع مالی آن در بحث اقتصادی باید درآمد تلقی شود یا سرمایه ؟زیرا عنوان تولید نفت شبه ای ایجاد می کند که ارز خاصل از نفت را به عنوان فروش کالا درنظر بگیریم درست همان گونه که صنایع کالائی را تولید می کنند وپس از محاسبه هزینه وقیمت فروش به سودی دست می یابند غالبا دولتها با این شبهه همراهی کرده اند وآن را به عنوان درآمد دربودجه وارد کرده ومصرف می کنند .این درآمد به دلیل وضعیت خاص اقتصادی جهان درنوسان بوده ودرهنگام کاهش قیمتها یا تحریم هاو… مشکلات ومصائبی بوجود می آورد ودرهنگام افزایش قیمت سبب تشدید تورم ؛افزایش واردات ؛وگران شدن کالاها درداخل می گردد که سرانجام زیان آن به مردم عادی می رسد .صرفنظر از آنکه وابستگی به منابع ارزی نفت خود سبب پیدایش گروههای اجتماعی خاصی می گردد که از قبل آن بهره های بسیار می برند .درحال حاضر این مساله مطرح است که اگر نفت ومنابع حاصل از آن به عنوان ذخائر پایان پذیر (در ایران حداقل 100 سال دیگر به اتمام می رسد)و سرمایه تلقی شود باید چه کرد ؟دوراه کلی وجود دارد ؛
اول آنست که با توجه به گران بودن مشتقات نفتی (بیش از 70000 نوع کالارادربرمی گیرد)درباب صنایعی سرمایه گذاری کرد که به جای فروش نفت خام ؛نفت را به مشتقات آن تبدیل کند وسپس این مشتقات را دربازار جهانی به فروش رساند .بدیهی است این امر تفکری عاقلانه است ومی تواند علاوه بر رفع نیازهای داخلی در صنعت وکشاورزی وغیره سبب تاسیس کارخانجات ؛اشتغال ؛تکثیر سرمایه ؛بهره وری ونیز توسعه تکنولوژی درداخل گردد. اما درزمان حاضر ما می بینیم که مثلا بنزین یا مشتقات دیگر از جمله انواع مواد شیمیائی مشتق از نفت از خارج وارد می شود .چه علتی می تواند سبب آن شود که مردمی 100 سال در ارتباط با نفت درگیریها ؛کودتاها وجنگ بوده ؛اما هنوز امکان ایجاد پالایشگاهها وکارخانجات وابسته را ندارد. درصنایع بالادستی و پایین دستی در سرمایه در تکنولوزی و بازارو…
یادر عین حال که تبلیغ از مصرف کم می شود به ساخت تاسیسات یا خودروهائی اقدام میکنند که مصرف آن از حد استاندارداروپا وآژانس بین المللی انرژی بیشتر است ودر حین حال خدمات مربوط به حمل ونقل در شهرهای بزرگ دچار نقصان است واین دومساله سبب می شود که مشاغل کاذب در پی این امر بوجود اید وشما درسراسر خیابانها وجاده ها انواع تعمیرگاهها وتعویض روغنی ها و..رامشاهد ه کنید وحتی برخلاف جوامع پیشرفته یکی از راههای تفریح یا درآمد ماشین سواری بی جهت درخیابانها یا مسافرکشی و…باشد.
دوم :اگر ارز حاصل از نفت سرمایه تلقی می شد نباید به عنوان شعار مطرح شده که به هر نفر چند هزار تومان از پول می دهیم یا آنکه آن را بر سرسفره مردم می آوریم مطرح می شد .این سرمایه باید در بخش های اصلی اقتصاد به ویژه کشاورزی ؛بکار گرفته شود .ایران سرزمین بزرگ وپر از منابع اولیه اقتصادی است ودر روی کره زمین مانند گوهری می درخشد .اقلیم آن چهار فصل راداردومی تواند نیازهای خودرابه خوبی رفع کرده وتولید خودرابه جهان صادر کند .همچنانکه درقبل از انقلاب برخی از مناطق مثل مغان وقزوین با سرمایه اندکی تسطیح شد وکشاورزی در آن مناطق رونق گرفت می توان با اندکی ازاین سرمایه ها بسیاری از روستاها ومناطق کشاورزی را که به دلیل ناهمواری مختصر وکمبود آب وهدر رفتن آن سبب کاهش تولید می گردد باسازی کرد ؛تسطیح نمود وبرای تولید بکار گرفت .می توان با صرف مبلغی در حدود 20 میلیارد دلار آبراهه ای میان خلیج فارس ودریای عمان تا خزر کشید .مگر ایرانیان 2000 سال قبل با آن وسائل ابتدائی کانال سوئر را در مصر ایجاد نکردند ؟چگونه اینک نمی توانند یا در فکر این امور نیستند؟اکر به همین طرح ابراهه اقدام چه تاثیرات عظیم و قابل توجهی در اب وهوا در ارتباط در اشتغال و کشاورزی در ان مسیر خواهد داشت؟مضافا به اینکه در کویر های ایران منابع اب از نواحی غرب کشور در ریر زمین حرکت ودر مسیری خاص به دریای عمان میریزد.
اندیشه های بزرگ واصلاح طلبانه باید با استفاده از علم وتجربه منافع حال وآینده مردم را دربرگیرد. به تعبیر دینی باقیات صالحات شود.بایدبه مردم ماهیگیری یاد داد ؛دادن ماهی اهمیتی ندارد.تاکی باید درآمد نفت صرف تامین واردات گردد؟این سخن درست است باید مصرف بنزین محدود گردد اما هر سخن جایی وهر نکته مقامی دارد.حال که اینهمه ماشین تولید کرده اند وبه دست مردم داده اندهم باید به فکر هوا وخیابانها هم کاهش هزنیه ها بود ولی از همه مهمترباید در فکر رفاه وآسایش مردم هم بود . هر تغییری که به تدریج وبا همراهی و درک مردم باشد برقرار و استوار می ماند. تصمیم گیریهای مقطعی وروزمره ؛مشکلات را بیش از پیش در هم برده وتبدیل به کلاف سردرگمی می شود که با هیچ دندانی باز نخواهد شد .مردم ونمایندگان ودولت بایدبه تفاهم برسند واقدامات خود رابر اساس ضرورت تامین نیازهای مردم درعین آرامش ؛وصداقت در پیش گیرند .طرح مسائل کاذب همواره جامعه رابه سوی غلط هدایت خواهد کرد .جهان تقسیم کار را پذیرفته وخودکفایی را باید از زوایای سود ودرازمدت دید.
سهمیه بندی با وضع موجود زمینه های فشار بیشتر بر مردم عادی را بیشتر و بر مشاغل حاشیه ای اثر منفی دارد. به تورم لجام گسخته شدت می بخشد .و خشونت اجتماعی را زیاد و زیادتر می کند. وبه علاوه در گرانی کلیه ما یحتاج مردم می انجامد.فشار بر طبقات محروم شدت میگیرد تا جایی که باز باید دنبال شاخص دیگری جز میزان کالری روزانه برای سطح فقر گشت.با شروع مدارس ونیاز به لوازم دانش اموزان گرانی مسکن و….تحریم وفشار خارجی هم بر جای خود
مساله دیگر در نبودن استراتزی کلان و جامع در سیاست کشور است. هرگاه عرصه در صحنه بین المللی تنگ می شود به یاد خود کفایی و کاهش هزینه ها و… می افتیم یا مثلا افرادی چون اقای موسوی نخست وریر سابق به صحنه دعوت و بر اساس مشکل روز نسخه قدیم را مجددا ارایه می دهند. بعد که اوضاع ارام سد. روز از نو و روزی هم از نو می شود.چرا چنین است؟چرا حافظه تاریخی مارا غبار گرفته و می گیریم ؟هزینه این فراز ونشیب در برنامه ها را جه کسی در دنیا و عقبی بر عهده دارد؟کرامت انسان با شعار به دست نمی اید. باید اول گفت مصداق انسان کریم و شاخصها و ویزگی های ان کدام است؟مثلا میزان درامد ساعات کار اوقات فراغت تفریح بهداشت انواع حمایتهای اجتماعی یک ادم کریم یا شریف کدام است و…انهارا با جزییات و دقیق معلوم وبعد راه کار و نحوه تحقق ارایه شود.شعار مساله ای را حل نمی کند.گفت چند من خربزه میخواهی ؟گفت دل خوش سیری چند.
با استفاده از کتاب سرمایه اجتماعی اثر اقای علی باقری