نظری بر مقدمه کتاب فصوص الحکم ابن عربی

By درمانگر

 با استفاده ازکتاب  شرحی جدید بر فصوص الحکم  اثر اقای علی باقری….

کتاب فصوص الحکم ابن عربی عارف بزرگ ازکتابهای مهم در عرفان اسلامی است.محی الدین این کتاب را در مکه نوشته است.وی در ان مکان نورانی و سرشار از انوار رحمت الهی به همراه فرد دیگری از طریق سیر و مکاشفه از عالم معنا الهام و اطلاعات گرفته و یا استفاده از منابع مکتوب دیگرکتاب مهم و ارزشمند فصوص را به رشته تحریر در اورده است. این اثر شریف به گفته ابن عربی پس از اجازه رسول الله انتشار می یابد.

فصوص جمع فص است . فص به معنای نگین و وگوهری درخشان وممتاز و برجسته است.پیامبران بزرگوار خداوند در میان جامعه به مثابه ان گوهرها هستند.فصوص به شرح احوال انها از ادم تا خاتم می پردازد.هدف اصلی کتاب ان است که به مردم به ویزه ایندگان یاداوری کند که همه ان پیامبران گرامی که به دنیا امده ورفته اند در واقع یک هدف داشته ویک حرف زده اند.وان هم خداجویی وخدا پرستی وتوحید است.منشا تمام ادیان الهی از جانب اوست.پس موضوع و هدف انها یکی است.از این رو تلاش ان بزرگان بر ان بود که خدا را بشناسانند.و به سوی او بخوانند.به عبارت دیگر خداوند با ارسال انان موضوعات متناقض را بیان نکرده به همه انان یک ماموریت مشخض داده و از انان وپیروان انها همان راخواسته است.خداجویی وخدا پرستی. اما پیروان ادیان با شاخه شاخه شدن و رها کردن اصول از این موضوع دورشده یا فاصله می گیرند.

از انجا که کتابهای ابن عربی ثقیل است ومتنی سنگین دارد لذا عده ای به تفسیرو تحلیل ان کوشیده اند. این کار در دوره های مختلف و در شرایط اجتماعی گوناگون صورت گرفته است. لذا انان غالبا نظرات شخصی خود را در تفسیر وارد کرده و غیر مستقیم از هدف کتاب دور شده اند .گاه شرح کشدار وسنگین و سخت تر از اصل متن است و بیشتر اظهار فضل شارح است.عده ای هم فقط در بخشی که تخصص داشته اند ان را تفسیر کرده اند. در مجموع هنوز شرح ساده ومنطبق بر هدف نویسنده ارایه نشده است.

ابن عربی می خواسته ویزگی اخلاقی پیامبران را هم اشاره کند.این طبیعی است .زیرا ان بزرگان در دوره های مختلف اجتماعی وسیاسی زندگی می کرده اند .نیازها ومشکلات خاص خود را داشته اند.این موضوعات می تواند سبب تغییر در برخی قوانین شود اما اصل موضوع را تغییر نمی دهد.هر چند که پیروان بعدی اصل ماموریت رافراموش و به ان جزییات پرداخته اند.انان با افزودن مباث فلسفی وحقوقی وعرفانی و…به حاشیه رفته اند.

ان بزرگواران در عصر خود مواجه بادو مساله مهم فرهنگی بوده اند اول فرهنگ رایج وحاکم که مبتنی بر کفر وشرک ونابرابری بوده ومردم را در سلطه فرد یا گروهی برده و به ضعف وفقر ونادانی کشانده بود. دوم استقرار ارزشها و فرهنگ مثبت وصحیح عادلانه در جامعه است . منتها در هر دوره به شکلی است.وهنوز هم این تلاش به اشکال گوناگون ادامه دارد.تلاشی که مردم را به سوی جامعه خوب و اخلاقی و سالم وپویا وسازنده فرا می خواند.درعین حال که همواره در یاد خدا بوده و فقط اورا بپرستند.اما متاسفانه اکثر این کوششها و در واقع انقلابات بعد از مدتی به دلایل گوناگون به انحراف می رود .وشرک به اشکال گوناگون اجتماعی و فلسفی و سیاسی و اقتصادی به جامعه باز میگردد.کار به جایی میرسد که عده ای فاقد اگاهی و تخصص واطلاع هم دست به اظهار نظر در باب پیامبران بزرگ الهی زده و ازباب انکار و یاوه گویی در باره انان برمیاند . اما خداوند مهربان و توانا است ودر همه جا از مومنان خود حمایت میکند.هر چند عده ای انرا ندیده و یا انکار کنند.

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد