امروز چهارشنبه در يکي از روزنامه هاي صبح ايران خوانديم که وزير بهداشت گفته است :” سير فزاينده بيماري «ام.اس» در كشور غيرقابل پيش بيني شده است” و “ايرانيان سال گذشته ٥/١ ميليارد عدد استامينوفن مصرف كردند”
ادامه مطلب روزنامه را مي توانيد از اينجا مطالعه کنيد. چرا کسي تاکنون نيامده است بپرسد و يا اينکه پاسخ دهد که اين بيماري چرا در جامعه زياد شده است؟ و دليل وقوع يا افزايش بيماري ام اس چيست؟ در زير به بررسي اين بيماري و دليل وقوع بيمارهاي رواني و از جمله احساس نا اميدي در افراد جامعه مي پردازيم و اشاره اي کوتاه به درمان آن داريم.
بشر از هنگامي که بر روي زمين آمده است و تا زماني که جهان از بين برود ، مشغول کار و فعاليت است . نگاهي گذرا به سير تغييرات جوامع نشان دهنده آنست که بشر از نظر مادي و معنوي پيشرفتهاي بسياري داشته است ، اما بدليل آنکه انسان قادر به شناسائي کامل پديده هاي طبيعي نبوده و با همه پيشرفتهاي خود بخشي از قوانين و حقايق را نديده يا درک نمي کند ، لذا در هر دوره تاريخي و با هر پيشرفت ؛ در برخي از امور پسرفت و ناکامي هائي هم دارد. به عنوان مثال در سيستم سياسي عقيده به آزادي و اصالت فرد ، سبب کوچک شدن جوامع فاميلي و توسعه احساس غربت و تنهائي انسان است! يا در زمينه تکنولوژِي احداث کارخانجات سبب توليد انبوه و رفاه و آسايش بيشتر است اما در عين حال موجب آلودگي زمين ، دريا و هوا مي شود. توسعه گازهاي گل خانگي اگر به همين صورت ادامه پيدا کند و لايه محافظت کننده زمين را در خطر قرار دهد در آينده شاهد تغييرات نامناسب و خطرناک آب و هوا خواهيم بود هم چنين توسعه بي رويه شهرها عدم وجود عدالت ، احساس ناامني ، نبودن بيمه هاي اجتماعي و انواع فشارهاي گوناگون سياسي و اقتصادي سبب مي شود ، انسان علاوه بر احساس تنهائي ، ترس و نااميدي ، ناامني ، عدم اطمينان به آينده و به طور خلاصه اميد خود را از دست بدهد.
حال در چنين شرايطي فرد به چيزي دل ببندد و بدلايلي آن موجود يا شيئ مورد علاقه را از دست بدهد در اين صورت نوعي احساس تنهائي و شوک به او دست مي دهد و روح او را در فشار قرار مي دهد به اعتقاد استاد ما هر انساني و هر موجودي داراي سه رکن است جسم ، نفس و روح !همگان مي دانند که جسم چيست ! در مورد نفس تا بحال نظريه دقيقي ارائه نشده است فلاسفه و عارفان از قديم تا کنون نفس را در چارچوب اخلاقي و ارزشي برده و براساس آن فرد را به خوب و يا بد ، مادي و يا معنوي تقسيم مي کردند .فردي که مادي است تمايل به خودخواهي و ارضاء شهوات دارد و فرد معنوي به عکس او. اين مفهوم به معناي آنست که نفس موجوديت واقعي ندارد و پديده اي اعتباري است و يا حداکثر بخشي از روح است! اما به اعتقاد استاد ما نفس در انسان يک واقعيت و يک رکن اساسي از موجوديت اوست هم چنان که جسم و روح ، واقعيت و موجوديت دارند! روح اساسا” مربوط به جهان غير مادي است اما به کمک ماده مي آيد تا حيات و دوام او را در جهان تامين و تضمين نمايد . روح انرژِي اصلي حرکت و تفاوت موجودات است. چرا يک تکه سنگ زمرد مي شود؟
نفس پديده اي بينابين است و جسم مادي را به روح غير مادي متصل مي کند دليل ديني ما بر اثبات اين مطلب تمام آيات قرآن در باره نفس مي باشد. که مي گويد تمام نفسها طعم مرگ را خواهند کشيد! اما در مورد روح چنين نمي گويد! اين آيه چند مفهوم دارد اول آنکه اگر چيزي مستقل نباشد قابل مردن نيست. دوم آنکه زنده است و سوم آنکه موجوديت دارد. نفس بعد از ورود روح يا همزمان با آن در جسم جنين (که پس از شکل گيري مغز مي باشد) وارد مي شود نفس از ابتدا به دستور خدا مي آيد همراه با روح و جسم رشد ميکند و پس از انهدام جسم (مرگ) از بين مي رود و روح باقي مي ماند زيرا نفس تنها براي زندگي بشر در جهان مفيد است اما در جهان باقي جسم و نفس دچار نياز و محدوديت هستند تنها به کار اين جهان مي آيند نفس در اساس خود يک شکل دارد آيه 98 سوره انعام . اما بعد ها نفس مي تواند متعادل باشد و وظيفه اصلي خود را انجام دهد و يا کاملا” به سمت روح بگرايد که اين نقص است و يا آنکه کاملا” به سمت دنيا بيايد که اين هم فساد است! پس در اينجا بحثي وجود دارد که روح مي تواند با همراهي جسم به سوي پستي و دنيا برود و خود را از حيوان پايين تر بکشد و يا آنکه روح و نفس در هم اثر کنند به سوي خوبي بروند .به همين جهت است که سوره نساء و سوره هاي ديگر از مجاهدين راه خدا ياد ميکند که با اميال و نفس خود جهاد مي کنند !
پس چون نفس داراي وجود مستقل است فرد مي تواند به نفس خود ظلم کند و آن اينست که نفس را به سوي آلودگي ببرد ، فساد اخلاق ، قمار ، اعتياد ، فحشا ، سرقت ، مردم آزاري و از اين قبيل . نوع ديگر از ظلم به نفس اينست که حق روح و جسم را به درستي ندهد و بيمايهاي رواني و افسردگي ها و مخصوصا” ام اس از اين ناحيه شکل مي گيرد ، فرد داراي مشکلات خانوادگي اجتماعي و اقتصادي و از همه مهمتر فاقد ايمان و اميد است. بنابراين عوامل منفي را نفس از طريق تفکر انتقال داده ، نفس از روح تقاضا کرده و روح که مامور است انرژي کارهاي بد و يا خوب را به جسم بدهد بر اساس اين فرمان انرژي منفي صادر ميکند و بتدريج فرد تمايل خود را به جامعه از دست داده به انزوا و تنهائي گرايش يافته و افکار منفي خاصي را در ذهن خود به صورت مداوم پيگيري مي کند. هر خبر يا تفکر از طريق رگهاي عصبي بين اندام هاي مخچه و مغز ردو بدل مي شود مثلا” فردي که راجع به چيز خاصي فکر ميکند مجبور است به لحاظ فيزيولوژِيک فقط چند عصب خود را به کار اندازد و چون نفس او نااميد است قدرت تعقل و اراده را از او ميگيرد شدت تفکر باعث می شود بخشي از غشاء محافظ مخچه را از بين مي برد از اين زمان بسته به تحريک عصب هر عضو در منطقه آسيب ديده درد و از کار افتادن آن اعضا شروع مي شود پزشکي امروز قادر نيست آن بخش از بين رفته را درمان و بازسازي کند !
متاسفانه در جامعه ما مشکلات متعدد اقتصادي و اجتماعي وجود دارد انتظارات برآورده نشده در جامعه ما زياد است فشارهاي گوناگون ، عصبي و روحي مدام بر افراد وارد مي شود ميزان شاد خواري و اقدام به اموري که آنان را شاد نمايد کم است توجه اي به استفاده از انرژي هاي طبيعي هم چون درختان ، رودخانه ها ، اماکن سر سبز و کوه ها نمي شود. توکل و صحبت دروني با خداوند کم است ، خواندن نماز با تمام وجود ممکن نيست اگر آمار گرفته شود شدت بيماري و ام اس در افرادي بيشتر است که راز و نياز خالصانه بهر شکل از جمله نماز ندارند. از جمله خواص سوره حمد يا کوثر ( يا سين يا رحمان )دادن انرژِي مثبت براي از بين بردن بيماريهاي جسمي و روحي است . بنابراين يکي از وظايف حکومتها ايجاد امنيت در جامعه است و امنيت ظاهري و مادي نيست بلکه يک مجموعه و يک بستر است دولت موظف است نيازهاي اساسي مردم از جمله خوراک و پوشاک ، اشتغال ، آموزش و مسکن و درمان را براي تمام مردم فراهم کند تا آنان در یک بستر امن و روحی آسوده به زندگی خود ادامه دهند بدون وجود اوقات فراغت روزانه یا با وجود فقر نمی توان از مردم انتظار اخلاق خوب و پسنده داشت از دری که فقر درآید ایمان و دین را بیرون خواهد کرد و چه کسی پاسخ گوی فساد و گناه مردمی را خواهد داشت که بر اثر فقر یا حساس نا امنی به گناه آلوده می شود.
هر چند مداوای چنين افرادي بايد چند وجهي باشد اما ما شیوه مناسب برای درمان فرد داریم و داروئي که به بيماران مي دهيم که خوردني هم نيست ولی سبب ترميم اعصاب از بين رفته و غشاء مخچه مي شود و درد را از بین می برد و دیگر نیازی به مسکن نیست.چرا بايد کسي صداي ما را نشنود و هزاران انسان با درد و ناراحتي باشند و هزينه هاي بسيار کنند و آنچه خود دارند از بيگانه تمنا کنند. ( خريد دارو از خارج کشور)
با عضويت در خبرنامه پيشگو هر هفته مطالب جديد به آدرس ايميل شما ارسال ميگردد.


