اگر در گوگل ، اسم اعظم را جستجو کنید بیش از 415000 مورد پیدا می شود که در اکثر آنها فقط کلمات مذکور به نوعی برای منظور خاصی آمده است و تعریفی از آن ارائه نداده اند و فقط چند سایت انگشت شمار سعی به ارائه تعریف و مطالبی مرتبط آورده اند و بیشتر آنها نیز رونویسی کتب دیگر در این زمینه بوده است و نمی توانید تعریف واضح و شفاف در مورد اسم اعظم بیابید.
اما اسم اعظم چیست ؟ کیست ؟ و دانستنش به چه کاری آید ؟ و چرا اینقدر در موردش می نویسند و درست نمی نویسند؟ و …و اسم اعظم کلمه یا ذکر نیست که به زیان آید و یا اینکه از فکر و قلب بگذرد .از روزگاران گذشته این بحث در بین علما و بزرگان علاقه مند به مسائل دینی و عرفانی وجود داشته است که اسم اعظم را چگونه بیابند! تصور عموم این بوده که یکی از اسماء خاص الهی می تواند منحصرا” اسم اعظم باشد .لذا نحوه یافتن آن همیشه مورد توجه و جستجو بوده است و چه بسا عده زیادی عمر خود را در این را هدر داده اند به امید اینکه بتوانند این نام را پیدا کنند و از قدرت و مزایای آن استفاده نمایند.در این رابطه روشهای مختلفی مطرح و پیشنهاد شده است که توسط دراویش و عارفان در کتابهای علوم غریبه و عرفانی به آن اشاره شده است ( مثل کتاب انسان کامل نسفی و … بیانات شیخ بهائی در کتاب کشکول و …) که گاه گفته اند اگر این نام خداوند را در این مدت و به این تعداد بگویید و آن اعمال را انجام دهید و یا این اعمال را انجام ندهید (بسیار عجیب و غریب است) و ریاضت بکشید . دیگری گفته : در موقع بخوابید و یا نخوابید ؛ بخورید و یا نخورید و دیگری مدعی شده اگر این مطالب را نوشته و مثلا” در آب رودخانه بیندازید و یا مشابه آن … چه بسیار عاداب و روشهای غریب و عجیب که برای دستیابی به اسم اعظم پیشنهاد شده که بی فایده بوده است.
واقعیت امر اینست که هیچ کس از این طرق به مقصود نرسیده و نمی رسد ! راه اساسی آنست که انسان با خود و خداوند به صدق رسیده باشد و روح ، نفس و جسم خود را از آلودگی ها پاک نماید و خود را صیقل دهد تا آنجا که گوئی درخشان و آئینه ای روشن گردد تا نور یا انوار الهی که بر او ( مثل همه ) و به کمک صدق در او متمرکز شده و آنگاه از سوی او به دیگران بتابد .
منظور از اسم اعظم ، فهم و داشتن درک عمیق از اسماء مقدس الهی است ، نه آن درک و حالت ساده ای که انسان عادی از حضرت حق دارد ، بلکه به معنای درک عمیق و همه جانبه از اوست که شناختی خاص تلقی می شود،این شناخت توسط برخی از تربیت شدگان امکان پذیر است خلاصه مقصود اینست که اسم اعظم آموختن چند حرف یا ذکر یک نام نیست بلکه مجموعه ای از حالات و شرایط جسمی و روحی است که سبب می شود رفتار و اعمال ، گفتار و پندار و اراده شخص هم در چارچوب معینی شکل بگیرد و فرد بتواند بتدریج از نردبان تکامل معنوی بالا رفته و به فراخور حال و ملکه کردن اسم و یا صفتی از اسماء و صفات هو تعالی تبدیل به اسم اعظم شود.
اسم اعظم در هر عصر و نسل در یک یا چند بنده خداوند متعال تجلی می یابد و این بندگان خدا غالبا” ناشناخته باقی می مانند.کتاب اسم اعظم در باب زندگی یکی از آنها می باشد از خداوند متعال می خواهیم توفیق شناخت و آشنائی با آنها را بدهد.
با عضویت در خبرنامه پیشگو هر هفته مطالب جدید به آدرس ایمیل شما ارسال میگردد.
برچسبها: حکمت و عرفان نوین, عرفان و اندیشه

آوریل 28, 2007 در 23:44 |
نویسنده محترم مطالب اسم اعظم گفته هایتان عالی بود . نوربخش
می 6, 2007 در 09:33 |
سلام و خسته نباشید من دانشجوی رشته الهیات علوم قران و حدیث هستم . موضوع تحقیق من اسم اعظم خدا است . از شما متشکرم اگر بنده رو در این امر یاری رسانید.
پیشاپیش از همکاری شما کمال تشکر را دارم.
می 8, 2007 در 01:16 |
با سلام
شما معلوم نيست در چه دانشگاهي و در چه سطحي دانشجو هستيد و موضوع تحقيق اسم اعظم است براي چيست ؟ آيا براي تحقيق يک درس چند واحدي است يا پايان نامه ليسانس است؟ در هر صورت بايد اطلاعات دقيق بدهيد تا شما را راهنمائي کنيم اما به طور خلاصه از شما که در رشته الهيات مي خوانيد انتظار چنين سوال مبهمي نمي رود خداوند داراي مراتب و درجات نيست که داراي اسم کوچک و بزرگ باشد اسم اعظم براي بندگان او مصداق دارد.
آگوست 31, 2007 در 14:02 |
هر اسمی رو که که به یقین درک کنی میتونه برای انسان اعظم باشه و خداوند رو با هر اسمی که بخوانی در صورتی که خالصانه و با ایمان و یقین باشه پاسخ میده . منم مدتها بود به دنبال اسم اعظم خداوند وبدم ولی در نهایت به این نکته رسیدم که همه اسم های خداوند اعظم است. اونچه که باعث اعجاز میشه تاثیر کلام و یا نوشته نیست بلکه تاثیر قدرت ایمان هست .
سپتامبر 15, 2007 در 04:39 |
در اینجا به نظرم رسید که تعریفی که در برخی منابع اسلامی درباره امام زمان وجود دارد با تعریف ارائه شده در فوق تشابه زیادی دارد. لذا فکر میکنم که شاید هر دو یکی باشند. در کل من کتابهای خیلی قدیمی و حتی خطی رو سالها در مورد اسم اعظم تهیه و بررسی و حتی بسیاری از اسامی خداوند رو سالها و با آداب و شرایط خاص و بعضا عجیب و غریب تکرار کرده ام و در خیلی موارد به همان چیزی که شما فرموده اید به صورت تجربی رسیده ام که اسم اعظم تنها تکرار تعدادی کلمات با آداب و رفتارهای عجیب و غریب نیست بلکه صیقل دادن روح است تا بتوانی به نقطه ای از تکامل برسی که هر وقت یک بار همان اسم را گفتی در همان یک بار خواسته ات بر آورده شود.
اما یک سوالی که دارم این است که در طول سالهای گذشته یک موضوع مبهمی بعضی وقتها برایم پیش می آمده و آن اینکه بعضی وقتها که مشکلات و سختیهای زیادی را متحمل میشدم خداوند با با اسمهائی از اسمائش از درون و با تمامی وجود صدا میزدم و گاهی میشد به احساسی میرسیدم که گوئی کلمه ای وجود دارد اما نوک زبانم است اما به یاد نمی آورم و حس میکردم که خیلی مهم است آن را بگویم اما نمیدانستم چیست! و همین طور حیران میماندم که چه بگویم تا خداوند به واسطه گفتن آن کلمه مشکل مرا حل کند.
آیا اصلا چنین احساسی درست است یا یک توهم بود؟
با تشکر
پاسخ:
بازی و سرگرمی با اسما برای انسان است ما کوچک و محدود و فقیر و کم دانش و.. در مقابل خداوندیم .خداونداراده فرمود انسان دارای عقل و اراده باشد .عقل را در جایی از سایت و کتابها تعریف کرده ا م دانش از سوی خدا ست و حتی ادراک و اختراع و الهام به افراد از سوی اوتعالی است
با این همه ما درک خاص از خدا داریم عقل و درک و دانش ما قدرت درک کامل از ذات پاکش را ندارد زیرا ما محدود و او نامحدوداست همه از او واوباهمه ولی هیچ کس مثل او نیست برای درک او از سر ناچاری ودر حد توان از صفت و اسم بهره می بریم اگر بپذیریم خدا اسم اعظمی دارد اورا محدود کرده ا یم یا خود درحد او دانش یافته یم پس حرف غلط است خواه محی الدین گوید یا صدرا و بهایی .اسم اعظم نام یکی از اولیا در زمان است که مثلا جهان نیاز به دوستی دارد ودود میشود در دوره نیاز به علم علیم او مثل ادم عادی شهوت ندارد از اسم خود برای مثلا اوردن دیگ پلو استفاده کند این حرفها و تصورات خام و بچه گانه است از اسم اعظم .
نیاز انسان و میزان انرژِی و جهت بابی صخیح و نیت خالص سبب می شود او تعالی با صدا کردن نزدیک شود در واقع ادم به او توجه میکند ادم غافل خدا دور و نزدیک ندارد
نوک زبان و دل و گوش ندارد حتی آه کشیدن یاد اوست و موثر برای درک او و استفاده ااز انرژی لازم ودر این راه نباید از فرمول استفاده کرد باید دید چه نامی برای شما خوشایندتر است همان را تکرار کنید و این با تکرار منظم اذکار فرق دارد در سلوک
کلمه الله و خدا رب و … هیچ فرقی ندارد اما هرکس مربوب است و ربی دارد ساده تر بگویم درک شما از ادم ها و امامان و اولیا همین طور است. برخی را احساس نزدیکی بیشتر داریدناخوداگاه چرا؟ ر
نوامبر 24, 2007 در 01:35 |
بعضي ها مي گويند اسم اعظم لفظي نيست و حتي برخي اسم لفظي را نيز انكار مي كنند و بيان مي كنند كه اسم اعظم مرحله اي از بعد معنوي است.
اين سخن بيشتر به سخن دراويش و الحقي ها مي ماند كه مي گويند اگر به بعد معنوي برسيم ديگر لازم نيست نماز بخوانيم و به همين خاطر دست به حركاتي مي زنند كه معنويات خود را تقويت كنند و نماز هم نمي خوانند و فقط در عيد قربان قرباني مي كنند!
به ظاهر آنان درست مي گويند چون روايتي در اين رابطه شنيده بودم كه كسي كه دو ركعت نماز واقعي واز روي خلوص نيت بخواند براي او نماز لازم نيست. يعني اينكه كسي كه بتواند از روي خلوص نيت دو ركعت نماز بخواند مرحله اي از بعد معنوي را دارد كه نمازخواندن براي او ديگر نياز نيست.
اگر اين مطلب درست باشد ما از پيامبر و امامان چه كساني را معنوي تر مي شناسيم؟ ولي آنان نماز را مي خوانند و بايد از بقيه بيشتر هم مي خواندند چون براي پيامبر در سوره مزمل نماز شب نيز واجب شد ولي براي بقيه نماز شب واجب نيست.
برخي علما در مورد اسامي خدا و اسم اعظم مطالبي مي نويسند كه موقع مطالعه آن بايد از لغت نامه هاي كلفت و سنگين استفاده كرد كه شايد مي خواهند بگويند ما چيزهايي بلديم كه ديگران به گرد ما هم نمي رسند. و آنقدر مطالب مي نويسند كه از خود مطلب كيلومتر ها دور مي شوند و چون رسيدن به آن را ممكن نمي دانند مي گويند مرحله معنوي و دوري است و كسي به آساني به آن نمي رسد!
برخي نيز به علوم جفر و رمل و … دست مي برند ولي چيزي نمي يابند.
دقت كنيد مطلب را سختش نكنيم.همان طور كه از اسمش معلوم است اسم اعظم يك اسم است اما چون از نظر خاصيت ، عام و شامل خاصيت تمامي صفات خداوند مي شود به همين دليل به اسم اعظم مشهور است.
اسم اعظم معنويت اعظم نيست.اگر هم مرحله اي از معنويت بود باز اسم بخصوص داشت.مثل توكل كه داراي سه مرحله است.
حال همان طور كه درخواندن نماز هر كسي بسته به معنويات خودش بهره اي مي برد در اسم اعظم نيز هر كسي بسته به درجه معنويات خودش بهره اي مي برد.
كمترين بهره افراد معمولي از خواندن نماز دور بودن آنان از فحشا و منكر است و لي بهره امام علي تا به آنجا مي رسد كه در موقع خواندن نماز آنقدر مجذوب رب خودش مي شود و در معنويت خودش غرق مي شود كه تير را از پاي ايشان جدا مي كنند.
بلعم باعورا آن اسم را مي دانست . اما وقتي خلاف كرد آن اسم اثر خودش را از دست داد يعني دعاهايش با آنكه با اسم اعظم بود ديگر قبول نمي شد.همانطور كه ممكن است حلاوت نماز از نماز خوان برود.
اسم اعظم براي ناميدن خداوند است و براي دعا كردن بكار مي رود.خداوند خودش امر فرموده است (ولله الاسما الحسني فادعوه بها) (و براي خداوند نامهاي نيكويي است پس او را با آنها بخوانيد) و از اين آيه نتيجه گيري مي شود كه بايد با اسماء حسناي خداوند خدا را دعا كرد و نيز نتيجه مي گيريم كه اسم اعظم بايد جزو اسما الحسناي خداوند باشد.
پس اسم اعظم لفظي است و افراد با درجه معنويت خودشان بهره ها مي برند و افراد با معنويت بالا بايد آن را بيشتر نيز ذكر كنند تا هيچ موقع از ياد خدا غافل نشوند.
پس جستجو بكنيم آن اسم را و دعا بكنيم خداوند را با آن.
مارس 15, 2008 در 22:59 |
به نظر من اسم اعظم بهانه بيش نيست.
من بار ها از علما شنيدهام كه ميگويند:(بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه)
اما من بر اين باورم كه اگر قرار باشد ما براي بدست اوردن بهشت بها بپردازيم
خوب اين اصلا امكان ندارد…چون هيچكدام از ما هرگز نخواهيم توانست چنين بهاي گزافي را بپردازيم. خداوند هميشه براي ما در قرآن از نهرهاي عسل و..
شير و…صحبت كرده در صورتي كه ما در ان جهان هرگز احتياجي به خوردني نداريم! و در اينجا خداوند به زبان خودمان با ما صحبت كرده است تا ما به بهانه ي اين چيز ها بسوي او برويم.
و در مساله اسم اعظم هم همينطور.
زماني كه يك نفر در مورد كارهايي كه ميشود بوسيله اسم اعظم انجام داد ميشنود و به دنبال ان ميرود كه شايد مثلا او هم بتواند بر روي آب راه برود..
ولي پس از رياضت كشيدن ها و رسيدن به ان حد مطلوب او بهيچ وجح نياز به استفاده از اسامي اعظم ندارد و او هرگونه كه خداوند را بطلبد خداوند به او هر چيز كه بخواهد عطا ميفرمايد.حال انكه امكان دارد كه من گناهكار از ان اسم اعظم نيز استفاده كنم و انگار كه نه انگار……
با تشكر
پاسخ:
مگر خداوند بنگاه معاملات دارد که بها بخواهد
این حرف غلط است مال هر که باشد
بهشت زندگی در جایی است که مناسبت با وضع روحی افراد دارد بقیه حرف شما هم ربطی به هم ندارد
شما گناهکار باشید که بیشتر از امکانات و ..خدا بهره می برید
همه در نزد خدا بدهکار و گناهکارند
هنوز درکی از اسم اعظم ندارید
در حوزه ای که کار کرده ویاتخصص دارید اظهار نظر کنید
می 13, 2008 در 06:12 |
مطالب بسیار عالی است امیدوارم ادامه داشته باشد
ژوئن 16, 2008 در 10:52 |
مطالب بسیار عالی است امیدوارم ادامه داشته باشد
جولای 21, 2008 در 13:33 |
;مطالب جالبی مست ولی کامل نیست
نوامبر 28, 2008 در 01:10 |
“عبادت بجز خدمت خلق نيست به تسبيح وسجاده ودلق نيست” به نظر من باطن و دل هر انساني بيان كننده بار معنوي وميزان تقرب به حق تعالي ميباشد يعني كسي كه خالصتر و صالح تر باشد به خدا نزديكتر وخدا را بهتر ديده و مستجاب الدعوه تر ميباشدو اسم اعظم از ان اوست
دسامبر 7, 2008 در 09:45 |
اسم اعظم در حقیقت ایمان کامل به خذا ح
آوریل 14, 2009 در 18:35 |
حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش…
پاسخ:
با منطق استبدادي هيچ كار و تلاش و تحول و علم و دانشي مجاز نيست…؟؟